خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل و عرض اندام چندباره چین و روسیه مقابل نظم آمریکایی با وتوی قطعنامه شورای امنیت
در این شرایط، دیپلماتها برای گرفتن سهم ایران از نظم جدید، مبتکرانه عمل خواهند کرد، یا همچنان متحجرانه؟
در نزدیکی سالگرد فعال شدن ماشه، که یکی از تبعات خطای محاسباتی برجام بود، روسیه و چین قطعنامه پیشنهادی آمریکا را برای تشکیل هیئت نظارت بر تخلفات تحریمی، وتو کردند؛ درست مانند سال گذشته که با فعال شدن ماشه، و مانند چند روز پیش که در شورای حکام با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت مخالفت کرده بودند. همزمان آمریکا اعلام کرد از شورای حقوق بشر سازمان ملل خارج شده و آن را بیاعتبار دانست تا روسیه و چین در لگدمال کردن نظم آمریکایی تنها نباشند. حالا آیا دیپلمات ایرانی در این بزنگاه تغییر نظم، مبتکرانه عمل خواهد کرد، یا چون برجام و ماشه و اسلامآباد، متحجرانه؟
روسیه و چین در نشست پنجشنبه گذشته شورای امنیت سازمان ملل، پیشنویس قطعنامه پیشنهادی آمریکا علیه ایران را وتو کردند. پیشنویسی که هدفش تمدید ماموریت هیئت کارشناسانی بود که تخلفات تحریمها را بررسی میکردند. این هیئت عملا از زمان فعالسازی مکانیزم ماشه در سال گذشته، به علت عدم توافق اعضا بر سر انتصاب کارشناسان، تشکیل نشد؛ آن جا هم روسیه و چین به نفع ایران مداخله و با بازگشت قطعنامههای سازمان ملل به بهانه فعال شدن مکانیزم ماشه توسط سه کشور اروپایی، مخالفت کردند. این دو قدرت، تمام ساختار را غیرمشروع میدانستند و معتقد بودند با انقضای قطعنامه 2231، موضوع از دستور کار شورا خارج شده است.
در جلسه پنجشنبه، نماینده روسیه با تصریح این نکته که اسنپبک فعال نشده، گفت: «ما بهشدت از همکاران غربی میخواهیم اقدامات بسیار خطرناک خود در جبهه ایران را متوقف کنند»؛ نماینده چین هم با منقضی دانستن قطعنامه 2231 اعلام کرد: «چین قاطعانه مخالف است». او همچنین، حملات آمریکا به ایران را ریشه بحران فعلی دانست.
نظم غربی هر روز بیاعتبارتر میشود؛ تحریمهای مرتبط، از نظر غرب همچنان پس از فعال شدن ماشه، معتبرند در حالی که چین و روسیه آنها را غیرقانونی و منقضی میدانند. به عبارت دیگر، خطای محاسباتی دیپلماتهای غربگرا در تنظیم توافق برجام، در کنار خسارات متعدد، مکانیزم ماشه را خلق کرد؛ خطایی آنقدر فاحش که حتی مطابق متن برجام، وتوپذیر هم نبود و به دست خود، پلهای پشت سر را خراب کردیم تا حالا چین و روسیه تنها بتوانند نه خود ماشه، بلکه قطعنامههای این چنینی را وتو کنند. خطایی که نه توافق قاهره و نه نشان دادن هیچ حسن نیت دیگری، جلوی آن را نگرفت، جز قدرتهای مشترکالمنافع و نوظهور شرقی.
انتظار میرفت در این بزنگاه تغییر نظم، دیپلماتها مبتکرانه و هوشنمندانه، حسننیتها را برای ساختن قواعد نظم جدید، به متحدین شرقی نشان دهند و در نوشتن هر متن حقوقی با غرب بدعهد، وحشی و رو به افول، بیشترین سختگیریها را اعمال کنند. اصرار بر این خطاها اما، نهتنها رفع تحریم نکرد، بلکه جنگ هم آورد. مرتبه اول که سرگرم مذاکره بودیم، جنگ شد و آکسیوس اذعان کرد پروژه مذاکرات، ابزاری برای غافلگیری حداکثری ایران بود؛ ضرباتی خوردیم اما در 12 روز رژیم صهیونی تقریبا له شد و از پا درآمد.
خطای مذاکره و اعتماد اما فراموش بلکه بزک شد و القا شد راه دیگری نیست؛ درست در روزهایی که رهبر شهید بنا به تحربه نزدیک جنگ ۱۲روزه، هشدار میدادند مذاکره با آمریکا، بنبست و ضرر محض است، همچنان مشغول آن بودیم که جنگ 40روزه به ارمغان آمد؛ تکرار متحجرانه خطا اما دوباره تفاهم اسلامآباد را به ارمغان آورد که با نقض تمام بندها، منجر به جنگ سوم در نواحی جنوبی کشور شد.
جلسه پنجشنبه گذشته، تنها صحنه بازی بزرگان علیه قواعد نظم مضمحل آمریکایی نبود؛ 18 شهریور نیز در جلسه شورای حکام آژانس، و در جریان تصمیمگیری برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، روسیه و چین در کنار نیجر، با آن مخالفت کردند.
شواهد تغییر نظم دنیا در قد علم کردن قدرتهایی چون ایران و چین و روسیه علیه آمریکا و متحدینش خلاصه نمیشود؛ بلکه غربیها خود در حال عبور از قواعد خودشاخته هستند؛ آمریکا شامگاه همان پنجشنبه اعلام کرد که رسما به عضویت خود در شورای حقوق بشر سازمان ملل پایان داده و آن را نهادی «بیاعتبار» توصیف کرد و تاکید کرد که فشار مالی بر ایران را ادامه خواهد داد! تصمیمی که با استقبال صهیونیستها مواجه شد!
رژیمی که عضو NPT نیست و بمب اتم دارد؛ اما در جنگ ۱۲روزه به بهانه هستهای به ایران حمله و آمریکا به پشتیباتی از آن به تاسیسات ایرانی که عضو این پیمان است، و بازرسان آژانس بارها تایید کردهاند نشانهای از ساخت بمب ندارد، تجاوز کرد. و در حالی که مطابق ماده 4 NPT صریحا حق غنیسازی دارد، آمریکا سعی دارد این حق را سلب کند!
کدام قواعد و نظم جهانی؟ در چنین شرایطی بازی در این نظم فروپاشیده و تضمین دانستن قواعد و امضاهای آن، فراتر از خطای محاسباتی، نه عاقلانه است، نه شرافتمندانه و هوشمندانه؛ سهم داشتن از نظم جدید، که ترجمه آن میشود رفاه مردم، عزت کشور و آبادانی برای دهها و صدها سال، در گرو همین شناختن صحنه در این روزهای سرنوشتساز دنیاست.
پیگیری تکمیل کریدورها با چین و روسیه و طراحی قواعد جدید جایگزین امثال NPT در دستور کار است؟ مسئول پرونده چین که همزمان سرتیم مذاکرات با آمریکا بود، اولین سفر یا کارویژه خود را پس از 125 روز طراحی خواهد کرد؟ یا همچنان خطای مذاکرهای جدید را در ذهن طراحی میکند؟
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید