یک دهه بعد از توافق هستهای، قانون جدید کنگره آمریکا دوباره یک واقعیت فراموششده را به رخ میکشد؛ برجام حتی در دوران اوباما هم برخلاف روایت دست اندرکاران آن، دچار نقض آشکار بود.
کنگره آمریکا این روزها قانون موسوم به «قانون گراهام» را در دستور کار قرار داده و در کنار مجموعه گسترده تحریمها و فشارهای جدید علیه روسیه، بار دیگر پرونده تحریمهای ایران را نیز روی میز گذاشته است. اگرچه محور اصلی این قانون روسیه است، اما در بخش مربوط به ایران یک نکته مهم وجود دارد: قانون تحریمهای ایران (ISA) برای پنج سال دیگر تمدید شده است.
در نگاه نخست ممکن است این اتفاق صرفاً یک اتفاق حقوقی در نظام تحریمهای آمریکا به نظر برسد؛ اما برای ایران، زمینهای برای یادآوری تجربهی تلخ بدعهدی این کشور است. برای فهم آن باید به سالهای نخست اجرای برجام بازگردیم؛ جایی که امروز برخی تلاش میکنند تصویری متفاوت از آن دوران ارائه کنند و چنین القا شود که توافق هستهای تا زمانی که باراک اوباما در کاخ سفید حضور داشت، بدون مشکل پابرجا بود و تازه با روی کار آمدن دونالد ترامپ همهچیز تغییر کرد. واقعیت اما پیچیدهتر از این روایت ساده است.
قانون تحریمهای ایران موسوم به ISA در سال ۱۹۹۶ تصویب شده بود و در طول سالهای بعد چند بار تمدید شد. در سال ۲۰۱۶، درست در نخستین سال اجرای برجام، کنگره آمریکا بار دیگر برای تمدید این قانون وارد عمل شد. مجلس نمایندگان آمریکا با ۴۱۹ رأی موافق در برابر یک رأی مخالف و سنا با رأی اجماعی، تمدید دهساله آن را تصویب کردند. باراک اوباما نیز اجازه تبدیل آن به قانون را صادر کرد. اینجا همان نقطهای است که روایتهای امروز باید با حافظه تاریخی آن روزها مقایسه شوند.
چرا که در همان زمان، ایران این اقدام را نقض برجام میدانست. محمدجواد ظریف در آذرماه ۱۳۹۵ در واکنش به تمدید ISA، آن را نشانه «بیاعتباری» و غیرقابل اتکا بودن آمریکا دانست و اعلام کرد آمریکا با این اقدام برخلاف تعهدات خود رفتار کرده است.
موضوع البته به موضعگیری رسانهای محدود نماند. ظریف در نامه ۱۶ دسامبر ۲۰۱۶ به فدریکا موگرینی، هماهنگکننده کمیسیون مشترک برجام، صراحتاً اعلام کرد که آمریکا با تمدید قانون تحریمهای ایران مرتکب «نقض عمده تعهدات» خود ذیل برجام شده است. او در نامه دیگری نیز تأکید کرده بود که تمدید این قانون، بازاعمال تحریمهایی است که مطابق برجام متوقف شده بودند.
حتی حسن روحانی نیز در واکنش به این ماجرا، به وزارت امور خارجه دستور داد سازوکارهای پیشبینیشده در برجام برای رسیدگی به نقض تعهدات آمریکا را فعال کند.
این یعنی حتی در زمانی که هنوز دولت اوباما بر سر کار بود، ایران رسماً مدعی بود آمریکا در اجرای تعهدات اقتصادی و تحریمی خود کوتاهی کرده و در نهایت تمدید ISA را نقض تعهدات برجامی میدانست. بنابراین نمیتوان همه مشکلات برجام را به «دولت ترامپ» حواله داد و چنین وانمود کرد که توافق تا پیش از خروج ترامپ، بیکموکاست در حال اجرا بوده است.
از این منظر، قانون گراهام یک سند تازه برای بازخوانی گذشته است. سندی که نشان میدهد ساختار تحریمهای آمریکا علیه ایران نهتنها در دوران برجام از میان نرفت، بلکه یکی از قوانین مهم این ساختار، درست در همان سال نخست اجرای توافق، توسط کنگره آمریکا تمدید شد و اکنون نیز بار دیگر تمدید شده است.
به همین دلیل، بازخوانی برجام نباید صرفاً از نقطه خروج ترامپ آغاز شود. اگر قرار است درباره کارنامه این توافق قضاوت تاریخی صورت گیرد، باید از روز اجرای آن تا خروج آمریکا را یکجا دید؛ از تعهدات نوشتهشده در متن توافق تا نحوه اجرای آنها، از وعده گشایش اقتصادی تا رفتار بانکها و شرکتهای خارجی و از تمدید ISA در سال ۲۰۱۶ تا خروج آمریکا در سال ۲۰۱۸.
اکنون قانون گراهام بار دیگر همان واقعیت را یادآوری میکند: ساختار حقوقی تحریمهای آمریکا علیه ایران در دوران برجام هم وجود داشت و حتی بخشی از آن در همان دوران تمدید شد.
پس مسئله فقط این نیست که «ترامپ برجام را خراب کرد». مسئله بنیادیتر این است که باید پرسید چرا توافقی که به ادعای محمدجواد ظریف قرار بود تحریمها را از بین ببرد، حتی پیش از خروج آمریکا نیز با چنین چالشها و نقضهای آشکاری روبهرو بود؟ این سؤال، امروز و با گذشت بیش از یک دهه از امضای برجام، بیش از همیشه موضوعیت دارد؛ بهخصوص برای کسانی که میکوشند گذشته را از نو روایت کنند و تمام مشکلات توافق را به سال ۲۰۱۸ و خروج ترامپ تقلیل دهند و از هر دستاویزی برای دستاوردسازی استفاده کنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید