امروز: 1405/06/30 ساعت : 00:45
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • در مقابل ۲۰۰ سال قانون‌خواهی!  معنای حقیقی و تاریخی تعطیلی مجلس

    وضعیت کنونی مجلس شورای اسلامی یک اشتباه فردی نیست؛ دود کردن رؤیای دویست‌ساله یک ملت است. وقتی یک نفر می‌تواند به‌تنهایی قانونی را، بی‌صدا بمیراند و صحن مجلس را که دویست سال برای برپایی‌اش خون داده‌ایم، به یک تالار خالی تبدیل کند، ما دیگر با اختلاف سیاسی طرف نیستیم؛ با تجاوز به بنیان تمدن طرفیم. فهم آنچه گفته شد، در گرو فهم جایگاه و منزلت قانون است. قرارداد مقدسی است که یک جامعه پس از رها کردن انتقام شخصی و قانون جنگل، امضا کرده است. قانون شالوده زندگی مدنی است؛ کمترین اشتراکی که همه را در یک سرزمین کنار هم نگه می‌دارد. هر ضربه به قانون، مجازات یک گروه خاص نیست؛ اعلام این پیام به کل جامعه است که قاعده می‌تواند بی‌اعتبار شود، وعده می‌تواند شکسته شود، و رأی شما، نماینده شما، و سال‌ها تلاش شما در برابر جلوگری از استبداد، هیچ است. اما ضربه به قانون، یک گام واحد نیست و سطوح مختلف دارد: پله اول، عبور از خط قرمز است. کسی از مرزهای قانون می‌گذرد. این خودش جرم است، اما قانون هنوز آنجاست و می‌توان مطالبه کرد. پله دوم، علنی‌کردن عبور از قانون است. قانون تحقیر می‌شود، اما هنوز وجود دارد. پله سوم، بد اجرا کردن قانون است. قانون به کاغذی بی‌اثر تبدیل می‌شود، اما کاغذش هست. پله چهارم، تصویب قانون بد و ناکارآمد است. مجلس قانونی را می‌گذراند که کیفیت ندارد. اما دست‌کم از مسیر قانونی گذشته است. می‌توان با آن مخالف بود، اما نمی‌توان منکر مشروعیت رویه و فرآیندش شد. پله پنجم، خفه کردن قانونی است که از مسیر و فرآیند قانونی تصویب شده است. این دیگر تصویب قانون بد نیست بلکه به سخره گرفتن فرآیند تصویب قانون است. این همان اتفاقی است که برای قانون عفاف و حجاب افتاد. قانونی که مراحل مختلف را طی کرده بود، ساعت‌ها وقت نمایندگان مردم را گرفته بود و محصول نهایی یک نهاد قانون‌گذاری بود. اما توسط آقای قالیباف خفه شد و بالاتر از آن فرایند تصویب قانون تبدیل شد به یک موضوع مبتنی بر سلیقه. ممکن است محتوا مشکل داشته باشد، ممکن است ناقص باشد. اما راه‌حل، اصلاح قانون است، نه معلق نگه داشتنش توسط یک نفر و خدشه بر فرآیندهای دموکراتیک. هیچ‌کس این حق را ندارد که با اراده شخصی، خروجی نهایی یک نهاد قانون‌گذاری را «معلق» کند. این خیانت به فرآیند تصویب قانون است. اما این هنوز پایان کار نیست. پله بالاتر، ضربه به خود نهاد قانون‌گذاری است. این چیزی است که با تعطیلی مجلس رخ داده است. الان مجلس در جامعه به یک نهاد اضافه و بیهوده تبدیل شده است. شأن نمایندگان در میان مردم به قدری پایین آمده که سؤال اصلی مردم از نمایندگان، از مسائل کشور به فلسفه وجودی خود نماینده تبدیل شده است. سؤال این است: تو که هستی و چرا هستی؟ وقتی مجلس ماه‌ها تعطیل است و هیچ اتفاقی نمی‌افتد، در واقع این نهاد خودش را به پرسش و تردید می‌کشاند. در حال حاضر این پرسش کشنده در کوچه و بازار پیچیده است: این جایی که نیم سال است که بسته است، چه ربطی به ما دارد؟ چه ضرورتی برای وجودش هست؟ کاش مسئله در همین سوال باقی می‌ماند. سوالات و تردیدهای فوق سوالات بعدی را هم در پی خواهد داشت: سوال اینکه «خب پس قانون هم چه ربطی به ما دارد؟» وقتی جامعه‌ای به‌طور جمعی شک کند که «آیا اصلا نیازی به قانون هست؟»، دیگر یک قانون را از دست نداده‌اید. یک نهاد را از دست نداده‌اید؛ بلکه حیثیت همه قوانین را از دست داده‌اید. دیروز قانون حجابی که دوستش نداشتید کنار گذاشته شد؛ فردا نوبت قانونی است که به آن تکیه کرده‌اید: قانون مالکیت، قانونی که جان‌تان را حفظ می‌کند، قانونی که قدرت را محدود می‌کند. چون منطق یکی است: اگر یک نفر بتواند به میل خود انتخاب کند که کدام قانون «وجود دارد» و کدام «وجود ندارد»، دیگر هیچ قانونی واقعا وجود ندارد. همه مواد قانونی به «توصیه» تنزل می‌کنند؛ همه حقوق به «بخشش» تبدیل می‌شوند؛ همه تکالیف به «بسته به حال کسی که بالا نشسته» بدل می‌شوند. این معنای واقعی این جمله است: «یک نفر حاصل دویست سال تلاش یک ملت را از بین برد». نه به این خاطر که آن یک نفر چقدر قدرتمند است، بلکه به این خاطر که وقتی سیستم چنین رفتاری را تحمل می‌کند، خودش زیربنای مشروعیت خویش را با دست خودش تخریب کرده است. قانون حکاکی روی سنگ نیست؛ در اعتماد و اطاعت هر روزه مردم زنده است. وقتی آن اعتماد را لگدمال کنید، فقط دو چیز باقی می‌ماند: ترس، یا ایستادگی. راه سومی وجود ندارد. آینده قضاوت خواهد کرد که تعطیلی مجلس برای ویران کردن نهاد قانون و نهاد قانونگذار، حتی از توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه قاجار، تخریب بیشری داشته. آنها با توپ ساختمان مجلس را تخریب کردند، اینها خود فرآیند قانو‌گذاری، نهاد قانون‌گذاری و بالاتر از آن نهاد قانون را در دل و ذهن جامعه خاکستر کردند.

    حسین عباسی فر

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم