چه کسی رفراندوم را بیمعنی و حتی غیرممکن ساخت
رئیسجمهور اسبق حسن روحانی؛ این روزها به کرات از رفراندوم و مراجعه به رأی مردم سخن میگوید و چنان از ضرورت شنیدن صدای مردم حرف میزند که گویی از ابتدای انقلاب شیخ گوشه نشین بوده است و اکنون برای نجات صندوق رأی ظهور کرده است. اما خوش بود گر محک تجربه آید به میان و رجوعی شود به کارنامه مردم داری مدعی رفراندوم؛ روحانی خوب است پاسخ دهد با کدام مردم میخواهد رفراندوم برگزار کند؟ رفراندوم بدون اعتماد مردم به صندوق رأی چه معنایی دارد؟ در سال ۱۳۹۶ مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری حدود ۷۳ درصد بود ولی در انتخابات ۱۴۰۰، در پایان دولت تدبیر و امید، ناامیدی بر ایران چتر انداخت و مشارکت به زیر۵۰ درصد رسید. درباره مجلس شورای اسلامی نیز از مشارکت 64 و 61 درصدی در سال2های 1390 و 1394 به مشارکت 42 درصدی در سال 1398 رسیدیم… هرچند که برای تمام گروههای سیاسی گفتن و نوشتن از این رکود سیاسی مایه شرمساری است اما آری این چنین بود برادر! چه شد بخشی از همان مردمی که به وعدههای روحانی اعتماد کرده و پای صندوق آمده بودند، چند سال بعد نهتنها از دولت و جریان سیاسی او روی گرداندند، بلکه اساساً انگیزهای برای مشارکت سیاسی نداشتند! آیا این رکود انتخاباتی نباید درباره صلاحیت و قابلیت زمامداران وقت سوالی ایجاد کند؟ اینکه بخش بزرگی از جامعه دیگر انگیزهای برای رفتن پای صندوق نداشت، اتفاقی یکشبه نبود. بخشی از آن حاصل انباشت نارضایتیهای مختلف در دولت روحانی بود.
دولتی که با یکی از سنگینترین بحرانهای اقتصادی به پایان رسید؛ تورم بالا برای چندین سال متوالی، سقوط ارزش پول ملی، افزایش ضریب جینی، کاهش قدرت خرید و فشار معیشتی، سرمایه اجتماعی را فرسوده کرد. دلار که در ابتدای دولت روحانی حدود سه هزار تومان بود، در پایان آن در بازهای به 30 و نهایتا در 27 هزار تومان تثبیت شد. از سوی دیگر با حواله کردن زمین و زمان به نتیجه مذاکره با آمریکا نهایتا رشتههای سست برجام با یک انتخابات آمریکایی و خارج از اراده دولت ایرانی از بین رفت. با وجود این شرایط دشوار که گاها خارج از اراده بود؛ تصمیمات سخت دولت روحانی همواره با عدم برنامهریزی مناسب همراه بود. برای مثال هیچ انگاری افکار عمومی در قضایایی مثل بنزین باعث روزها اعتراض معیشتی توسط مردم، آشوب توسط اغتشاشگران در شهرهای کشور، نهایتا کشته شدن دهها شهروند و ناامیدی بیشتر مردم شد. حادثه بزرگ و تلخی که تا پیش از آن سابقه نداشت تصمیمات اقتصادی دولتها چنان بد فرم و بد ایده باشند که اسباب از بین رفتن بخشی از شهروندان بیگناه را فراهم کنند. این نیز نوآوری سیاهی در مردم داری بود …
کسی که در فرسایش اعتماد به صندوق رأی بیتقصیر نبوده، نمیتواند امروز با ژست منجی صندوق رأی، برای مردم رفراندوم تجویز کند. شاید به دلیل همین سوابق تاسف بار باشد که رهبرشهید به رغم سعه صدر و عادت به تعامل و همکاری با طیفهای مختلف مسئولین سابق، پس از اتمام دوران ریاست جمهوری روحانی حتی حضور وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام را نیز لازم ندانستند و در اخرین انتصاباتی که انجام دادند به رغم ابقای سایرین حسن روحانی را از مجمع کنار گذاشتند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید