اگر قرار باشد توان ایران برای ادامه جنگ و مقاومت را با میزان فشار دشمن بسنجیم، به یک نتیجه ناقص خواهیم رسید. سؤال درست این نیست که «آیا فشار اثر دارد؟»؛ روشن است که جنگ و تحریم هزینه دارند. سؤال این است که آیا دشمن میتواند از این فشار، به نتیجه سیاسی مورد نظر خود برسد یا نه. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که میان «فشار اقتصادی» و «تسلیم سیاسی» فاصله زیادی وجود دارد. ایران سالها تحت شدیدترین تحریمها قرار داشته، اما نه اقتصاد آن متوقف شده و نه اراده سیاسی کشور بهطور خودکار در برابر فشار تغییر کرده است.
تحریم را نباید فقط یک محدودیت دید؛ باید آن را مسئلهای برای خنثیسازی دانست. کشوری که برای هر نیاز خود به خارج وابسته باشد، در برابر تحریم آسیبپذیر است؛ اما هرچه زنجیره تولید داخلی، فناوری، انرژی، غذا و خدمات گستردهتر شود، اثر تحریم کاهش پیدا میکند. بنابراین قدرت ایران فقط در میزان ذخایر یا منابع مالی آن خلاصه نمیشود؛ بخشی از قدرت، در توانایی کشور برای ساختن جایگزین داخلی و ادامه دادن فعالیت اقتصادی در شرایط فشار است.
از این زاویه، مقاومت یک سیاست احساسی یا صرفاً نظامی نیست؛ یک منطق اقتصادی نیز دارد. اگر دشمن بتواند یک کالا، یک مسیر مالی یا یک فناوری را تحریم کند و ایران برای آن جایگزین پیدا کند، اثر تحریم کاهش یافته است. اگر بتواند فروش نفت را محدود کند و ایران مسیرهای دیگری برای تجارت و درآمد پیدا کند، فشار مطلق نیست. اگر بتواند ارتباط مالی را دشوار کند اما کشور بتواند از ظرفیت همسایگان، شرکای شرقی و سازوکارهای غیرغربی استفاده کند، محاصره کامل شکل نگرفته است. مقاومت موفق الزاماً مقاومتی نیست که هیچ ضربهای نخورد؛ مقاومتی است که ضربه را به شکست راهبردی تبدیل نکند.
در تحلیل تحریمها نیز باید میان «هزینه اقتصادی» و «هدف سیاسی» تفکیک کرد. تحریم زمانی به هدف خود میرسد که هزینه اقتصادی بتواند رفتار سیاسی کشور هدف را تغییر دهد. اگر تحریم هزینه ایجاد کند اما نتواند هدف سیاسی خود را محقق کند، تحریمکننده به نتیجه کامل نرسیده است. اینجا دقیقاً همان نقطهای است که توان ادامه مقاومت اهمیت پیدا میکند: هرچه ایران بتواند هزینه فشار را مدیریت و ظرفیتهای جایگزین ایجاد کند، قدرت چانهزنی و ایستادگی آن افزایش مییابد.
پس سخن از توان ادامه جنگ، سخن از «بیهزینه بودن جنگ» نیست. ایران هزینه میدهد؛ اما طرف مقابل نیز هزینه میدهد. مسئله جنگ فرسایشی، مقایسه توان تحمل و بازتولید ظرفیتهاست. کشوری که منابع انسانی، انرژی، صنعت، تجربه تحریم، عمق سرزمینی و شبکهای از روابط منطقهای و بینالمللی دارد، الزاماً با افزایش فشار به نقطه تسلیم نمیرسد. ایران دستبسته نیست؛ قدرت واقعی آن در این است که فشار را تحمل کند، راههای جایگزین بسازد و اجازه ندهد فشار اقتصادی به شکست اراده ملی تبدیل شود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید