نگاهی کوتاه به نقش مردم در جریانسازی برای تقویت عفاف و حجاب
اغلب نظریههای غربی در روانشناسی و جامعهشناسی، ضمیر انسان را به سمت توسعه در فردیت میکشانند و ارجحیت در کیفیتبخشی به آن را طوری در ضمیر انسان نهادینه میکنند که انگار آن بیرون، جامعهای متشکل از منهای دیگر وجود ندارد و بنا نیست مسئولیتی نسبت به اثر وضعی ناهنجاریهای فردی دیگران و ناهنجاریهای جمعی طیفی از افراد در جامعه داشته باشد و در واقع از فکر به چاره آنها، خواب نداشته باشد.
هیچ جامعهای وجود ندارد که بتواند ادعا کند، در آن ناهنجاری اجتماعی وجود ندارد و شهروندان آن قادر به تشخیص ناهنجاریها نیستند و اثر وضعی ناهنجاریهای فردی، در اجتماع، احساس نمیشود.
بیتردید یکی از مهمترین شکرگزاریهای دستهجمعی نسل ایرانی و انسان زیسته در فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی، تنفس در مملکت خانواده و به قولی زیستن در کشورِ دوستدار و حامی خانواده است. موهبتی که بسیاری از جوامع بشری امروز، با قدمت بالایی از آن بهرهمند نبودهاند و یا در نمونههایی بهرهمند هم بودهاند اما از جایی به بعد، انحرافات بسیار محسوسی داشتهاند.
این گزاره چه شبیه به شعار و ادبیات شیرین سیاستگذاران به نظر برسد، چه حسسنجیهای میدانی و برخی واقعیتهای موجود، نقیضی از این گزاره را نشان دهد، بازهم بر اساس شالوده بافت فرهنگی و اجتماعی کشور و همچنین میزان ترجیح و گرایش مردم به آن، قابل انکار نیست که ما واقعاً کشورِ خانواده هستیم و خیلی چیزها به خاطر عیار خانواده و حب تمدنی به حریم پاک و با صفای آن برایمان به درجه ارزشمندی میرسد.
براساس تحقیقات میدانی، سالهاست که یکی از مهمترین ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی لمس شده در ادراک عمومی مردم ایران، ناهنجاریهای مربوط به پوشش و عفت در سبک زندگی تعدادی از شهروندان و خانوار جامعه است و این درک عمومی و به طبع نگرانی و دوراندیشی حول آن، توجه بسیاری از فعالین و دلسوزان این حوزه را به نقشآفرینی، کنشگری و مطالبهگری حول این مسائل جلب کرده است.
تجربه نشان داده هر آن چیزی که تحت عنوان اصلاح و الگوی سبکها، از کف جوشیده و با جوشش مردمی پیش رفته است، درصد موفقیت بالایی داشته و در واقع جز با اراده دستان گرهگشای آن مردم یا جمعیت، استراتژی فراگیر دیگری، روی دست آن نبوده است.
امروزه که این ناهنجاریها هر بار با مرحلههای متنوعی از خود رونمایی میکند و از کاهلحجابی و به اصطلاح شلحجابی و کمحجابی به بدحجابی و بدپوششی و گاهی نیمهبرهنگی و در مشاهداتی هم برهنگی و رفتارهایی مغایر با عفت عمومی هم میرسد، شاید بهترین نقش بازگشتن و تمرکز به روی اصیلترین نقش مردمی باشد، همان نقش پدری و مادری و خواهری و برادری برای همدیگر و برای جامعهای که به تعبیر سرباز شهید مجاهد، حاج قاسم سلیمانی، خانواده ماست.
مردمی که خستگیناپذیرتر از هر زمانی باز هم باید قامت برافشانند و از هزاران سال مبارزه خانواده ایرانی و زنان آن خانواده با عفتزدایی و پوششزدایی سخن بگویند و این ناهنجاری را ضربه استکبار در شکستی که از خانواده و زن ایرانی خورده است تعریف نمایند و فغان و قهقهه و حرص و طمع و آخرین تلاشی که از دشمن این مردم به گوش میرسد را روایت کنند.
انعکاس صدای ما در خیابان و بازتاب رسانهای از گعدههای اجتماعی مردم، بهترین تریبون انعکاس گفتارهای پدرانه، مادرانه، خواهرانه و برادرانه شهروندان این تمدن بزرگ به فرزندانشان است.
تا بوده همین بوده، خدا به قلوب انسان مأموریت میداد، وسیلهها را میخرید، موانع را برمیداشت و جاده را هموار میکرد تا کلام هدایت و انسانسازیاش را به هر آنکه باید، برساند.
اگر بنا بود در دو و رنج این ناهنجاریها از میان ورقهای تاریخ، زبان میگشودند و میگفتند که چگونه باید حل میشدند، اما تشدید شدند، حتماً لب به سخن میگشودند و میگفتند: اگر واقعاً حنجره، قلم، قدم، نیت و ارادهای به سوی ما میشتافت، درمان میشدیم.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید