امروز: 1405/06/17 ساعت : 13:11
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • از شکست نظامی آمریکا تا دست‌وپا زدن برای اقدام اقتصادی

    یادداشت از محمد مهدی اکبرزاده – استان آذربایجان‌شرقی، شهر تبریز

    اگر هدف از جنگ، تحمیل اراده سیاسی به طرف مقابل باشد، صرف شلیک موشک و بمباران نمی‌تواند معیار پیروزی تلقی شود. پیروزی زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف مقابل در نهایت مجبور شود شروط تحمیل‌شده را بپذیرد. از همین زاویه، تحولات ماه‌های اخیر یک واقعیت مهم را پیش چشم افکار عمومی قرار داده است: آمریکا با وجود برخورداری از یکی از بزرگ‌ترین ماشین‌های نظامی جهان، نتوانسته ایران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند و اکنون بار دیگر اقتصاد را به میدان اصلی فشار تبدیل کرده است.

    واشنگتن حالا به جای آنکه از دستاورد تعیین‌کننده نظامی سخن بگوید، از تحریم‌های گسترده‌تر، فشار بر شرکای تجاری ایران، محدود کردن مسیرهای مالی و بستن راه‌های صادراتی صحبت می‌کند. حتی عنوان‌گذاری‌هایی مانند «عملیات اقتصادی» برای این مرحله نشان می‌دهد که آمریکا تلاش دارد میدان تقابل را از جایی که نتیجه مطلوب خود را نگرفته، به عرصه‌ای منتقل کند که تصور می‌کند ابزارهای بیشتری در اختیار دارد.

    این تغییر میدان، خود به‌تنهایی حامل یک پیام سیاسی است: اگر فشار نظامی توانسته بود مسئله را حل کند، نیازی به این حجم از فشار اقتصادی وجود نداشت.

    آمریکا سال‌ها تلاش کرده است قدرت نظامی خود را به ابزار تغییر رفتار ایران تبدیل کند؛ اما ایران نشان داده که هزینه دادن لزوماً به معنای تسلیم شدن نیست. در معادلات امنیتی، کشوری که بتواند فشار را تحمل کند، ظرفیت‌های داخلی خود را حفظ کند و در برابر تهدید نظامی عقب‌نشینی نکند، می‌تواند محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد.

    بازهم واشنگتن به سراغ تحریم رفته است؛ ابزاری که برای ایران تازگی ندارد. ایران بیش از چهار دهه با انواع فشارهای اقتصادی مواجه بوده و در این مدت، اگرچه تحریم‌ها هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد و زندگی مردم تحمیل کرده‌اند، اما نتوانسته‌اند هدف نهایی آمریکا، یعنی تغییر بنیادین رفتار و محاسبات سیاسی جمهوری اسلامی، را محقق کنند.

    تفاوت امروز اما در این است که آمریکا تصور می‌کند با تشدید فشار می‌تواند آنچه را در میدان نظامی به دست نیاورده، در میدان اقتصاد به دست آورد. این محاسبه نیز با یک پرسش اساسی روبه‌روست: آیا افزایش فشار اقتصادی الزاماً به معنای افزایش قدرت چانه‌زنی آمریکاست؟

    پاسخ لزوماً مثبت نیست.

    ایران طی سال‌های گذشته مسیرهای متعددی برای ادامه تجارت، فروش انرژی، انتقال منابع و حفظ ارتباطات اقتصادی ایجاد کرده است. از سوی دیگر، جهان نیز دیگر همان نظام اقتصادی تک‌قطبی دهه‌های گذشته نیست. قدرت‌های بزرگی مانند چین و روسیه، اقتصادهای منطقه‌ای و شبکه‌های تجاری خارج از مدار مستقیم آمریکا، امکان‌هایی را برای کاهش اثرگذاری سیاست فشار حداکثری ایجاد کرده‌اند. حتی گزارش‌های اخیر درباره تلاش واشنگتن برای قطع ارتباط اقتصادی ایران با شرکای خارجی، خود نشان می‌دهد که آمریکا این بار تنها ایران را هدف نگرفته، بلکه برای همراه کردن دیگر کشورها نیز به فشار متوسل شده است.

    از این منظر، تحریم‌های جدید را می‌توان بیش از آنکه نشانه قدرت مطلق آمریکا دانست، نشانه تلاش واشنگتن برای پیدا کردن یک مسیر جایگزین ارزیابی کرد.

    البته نباید واقعیت فشار اقتصادی بر ایران را نادیده گرفت. تحریم‌ها هزینه دارند، فشار بر زندگی مردم ایجاد می‌کنند و مدیریت اقتصاد در شرایط جنگ و محاصره اقتصادی دشوار است. اما همین‌جا یک نکته مهم وجود دارد: هدف ایران نباید صرفاً تحمل تحریم باشد؛ هدف باید تبدیل فشار خارجی به انگیزه‌ای برای اصلاح ساختار اقتصادی، کاهش وابستگی، تقویت تولید و گسترش روابط اقتصادی با جهان غیرغربی باشد.

    در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین اشتباه آن است که فشار اقتصادی آمریکا را پایان راه بدانیم. آمریکا ممکن است میدان نبرد را از آسمان و دریا به بانک، بازار و تجارت منتقل کرده باشد، اما انتقال میدان به معنای تغییر نتیجه نیست.

    در نهایت، آنچه تعیین‌کننده خواهد بود توانایی هر طرف برای حفظ اراده سیاسی است. اگر آمریکا تصور کند با فشار اقتصادی می‌تواند همان نتیجه‌ای را بگیرد که ابزار نظامی نتوانسته است، ممکن است وارد مرحله‌ای از تقابل شود که در آن هزینه فشار برای همه افزایش پیدا کند، بدون آنکه نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن حاصل شود.

    ایران نیز باید این مرحله را صرفاً دوره «مقاومت در برابر تحریم» نبیند؛ بلکه باید آن را فرصتی برای بازسازی اقتصادی، اصلاح ناکارآمدی‌ها و کاهش نقاط آسیب‌پذیر خود بداند.

    به بیان روشن‌تر، وقتی آمریکا از میدان نظامی به میدان اقتصادی عقب‌نشینی می‌کند، پاسخ ایران نباید فقط سیاسی باشد؛ باید اقتصادی، هوشمندانه و راهبردی باشد.

    آمریکا ممکن است میدان را عوض کرده باشد، اما هنوز نتیجه بازی را به دست نیاورده است.

    محمد مهدی اکبر زاده

    محمدمهدی اکبرزاده، متولد ۱۷ خرداد ۱۳۸۲ در تبریز، دانش‌آموخته کارشناسی علوم سیاسی و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل است. وی سرپرست خبرگزاری دانشجو (SNN) و خبرگزاری موج در استان آذربایجان شرقی و از فعالان حوزه رسانه و سیاست است.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم