یادداشت از پیمان نوروزی- استان تهران؛ شهر دماوند
تجارت، هرگز تنها مبادلهی کالا نبوده است؛ بلکه همواره ابزارِ قدرت، چانهزنی و برتری راهبردی میان تمدنها بوده است. در طول تاریخ، هر تمدنی که بر مسیرهای تجاری کلیدی چیره میشد، میتوانست بازی را به نفع خود رقم بزند و حتی قدرتهای بزرگ را تحت فشار قرار دهد. جادهی ابریشم، که روزگاری از شمالغربی چین تا کنارههای دریای مدیترانه و دریای سیاه امتداد داشت، نمونهی بیمانندی از همین پیوند میان تجارت و سیاست بود؛ مسیری که نهتنها کالا، بلکه اندیشه، فنون تمدنی و سفیران حکومتی را میان شرق و غرب جابهجا میکرد و زمینهی برقراری مناسبات سیاسی میان چین، امپراتوری ساسانی، روم شرقی و اروپا را فراهم میآورد.
گذرگاههای زمینیِ جادهی ابریشم، جایگاهی ویژه به ایرانیان بخشیده بود. در روزگار اشکانیان، ایران حلقهی اتصال شرق و غرب بود و همین موقعیت سوقالجیشی، نقش ارتباطی ایران را در برابر توسعهطلبیهای روم در غرب و رشد اقتصادی و فرهنگی چین در شرق برجسته میکرد. اما اوج این بهرهبرداری در دورهی ساسانیان رخ داد، آن هنگام که تجارت ابریشم به یکی از ستونهای اقتصاد و سیاست خارجی ایران تبدیل شد. ایران توانسته بود انحصار راههای تجاری را از دست رقبای خود خارج سازد و از اواسط عهد ساسانی، ابریشم به مهمترین کالای استراتژیک بدل گشت که سغدیان، اعراب و بلافاصله حبشیان به دنبال آن بودند؛ اما ایرانیان در صادرات و ارسال ابریشم به واسطه تجارت با چین، پیش تاز آن بودند.
تسلط ساسانیان بر این کالای گرانبها، ابزاری نیرومند برای مهار امپراتوری روم شرقی بود. ایرانیان با در اختیار داشتن ابریشم خام برای تولید پارچههای نفیس، همواره امکان داشتند آن را به بهای دلخواه به کشورهای غربی بفروشند. رومیان شیفتهی ابریشم بودند و همین وابستگی، کارتِ بازیِ ساسانیان را محکم میکرد. از سوی دیگر، تمام کاروانهایی که کالای خود را از دو سوی شرق و غرب حمل میکردند، میبایست از خاک ایران یا سرزمینهای تابع آن عبور کنند؛ در نتیجه، دولت ساسانی با دریافت مالیات و عوارض گمرکی، هم درآمدی کلان به دست میآورد و هم در برابر این درآمد، امنیت جادهها و کاروانها را برقرار میکرد. تسلط ساسانیان بر خلیج فارس و بنادر پررونقی چون بوشهر و سیراف، که روزگاری مراکز بزرگ بازرگانی بودند، رونق جادهی ابریشم را چند برابر ساخت.
بیزانسیها که از این وابستگی در رنج بودند، بارها کوشیدند انحصار راههای تجاری را از دسترس رقیب خارج سازند. آنان حتی کوشیدند راهی جایگزین از مسیر دریای کاسپین بگشایند تا کاروانها را از ورود به خاک ایران بینیاز کنند؛ اما مشکلات طاقتفرسا و گذرگاههای صعبالعبور، آنان را ناگزیر به بازگشت به میز مذاکره و انعقاد قراردادهای تجاری با ایران کرد. رقابت شدید بیزانس و ایران بر سر ارمنستان و قفقاز نیز ریشهی اقتصادی داشت و به نیاز هر دو طرف برای حفظ راههای بازرگانی بازمیگشت. از این رو نمیتوان انکار کرد که اقتصاد ساسانیان بر تجارت گسترده و محوریت ترانزیتی در شرق و غرب استوار بود و همین رونق اقتصادیِ پایدار، از دلایل اصلی ثبات این سلسله در نزدیک به نیمهزاره بود؛ چنانکه سکههای ساسانی از چین تا دریای مدیترانه بهعنوان پول رایج آسیا پذیرفته میشد و بازارها و کاروانهای ایرانی شهرت جهانی داشتند. ساسانیان با تغییر نرخ عوارض و محدودسازی صادرات ابریشم به روم شرقی، طلای بیشتری از بیزانس بیرون میکشیدند و آن را از دیدگاه سیاسی و نظامی ضعیفتر میساختند و مانع سلطه طلبی های آنها میشدند.
تاریخ اما همواره یکسویه نمیماند، از چهارصد سال پیش غربی ها کوشیدند با بنیانگذاری مسیرهای دریایی، مسیر تجارت زمینی را دور بزنند، در دورهی امپراتوری عثمانی، صفویه و گورکانیان هند نیز این مسیر زمینی جاده ابریشم حفظ و تقویت گردید، اما منافع اروپاییان را تأمین نمیکرد؛ از همینرو آنان تجارت دریایی را پایهگذاری کردند تا از کنترل و چانهزنیِ تمدنهای شرقی رهایی یابند.
این الگوی تاریخی، امروز به شکلی تازه تکرار میشود. اگر ابریشمِ ساسانیان ابزار مهار روم شرقی بود، امروز “نفت” همان کالای استراتژیک و ابزارِ برتری راهبردی است. اروپاییان و آمریکا در بیش از صد سال گذشته با کنترل منابع نفت، توانستهاند بازارهای جهانی خود را مدیریت کنند و اقتصاد و سیاست را در اختیار گیرند. اما ایران امروز نیز، همچون ساسانیان، بر گلوگاههای راهبردی انرژی چیره است. تسلط بر مسیرهای زمینی، خلیج فارس، تنگهی هرمز و بابالمندب به ایران این امکان را میدهد که نهتنها نفتِ خود، بلکه نفتِ حاکمان عربیِ همسایه را نیز در کانون مدیریت و کنترل خود نگاه دارد. این همان برگِ برندهای است که میتواند کشورهای اروپایی و آمریکا را، درست مانند بیزانسِ روزگار ساسانی، زیر فشار چانهزنی قرار دهد.
گذر از این نگاه تاریخی، به ما میآموزد که احیای نقش تمدنی ایران در گروِ بازتعریف جایگاه آن در کریدورهای تجاریِ امروز است. چنانکه در روزگار ساسانیان جاده ابریشم و محصول ابریشم، و امروز نفت و کریدورهای ترانزیتی، ایران میتواند با تکیه براین موقعیت راهبردی خود و همکاریهایی چون اجلاس شانگهای و ابتکار کمربند-راهِ چین، بار دیگر حلقهی اتصال شرق و غرب شود. تجارت زمینی جادهی ابریشم هرگز فقط یک مسیر نبود؛ ابزارِ کنترل، چانهزنی و ثبات تمدنی بود و امروز نیز میتواند ابزارِ شکوفایی و بازیابیِ جایگاه ایران در نظم نوین جهانی باشد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید