| مشاور قالیباف، خلاف اظهارات مسئولین مربوطه و درست مقابل دستور رهبری و نصایح رئیس خود، ضعیفنمایی کرد و تفاهمِ مرده را بزک کرد
یزدانپناه، رئیس اداره اخبار مجلس و مشاور قالیباف، اخیرا گفته: «در این مدتی که تفاهم از بین رفته، نه نفت فروختیم، نه توانستیم فشار را بر حزبالله کم کنیم، نه کالا وارد کشور کردیم»؛ این ضعیفنمایی اما درست خلاف اظهارات وزرای نفت و اقتصاد و حتی دیگر مشاور قالیباف است؛ یپش از آنها، خلاف پیام رهبری و اظهارات اخیر قالیباف نیز هست؛ دروغی که میخواهد برای استمرار تحجر در موضوع مذاکره با قاتلین امام و مردم ایران، جاده صاف کند. درحالیکه انتظار میرفت، بابت اشتباه اعتماد به امضای آمریکایی، عذرخواهی کنند، حالا اشتباه خود را بزک و تنها راه موجود معرفی میکنند. اما در دوران جنگ، استیصال آمریکایی، تحریم نفتی را برداشت تا ایران گرانتر از دوران تفاهم بفروشد؛ آتشبس و تفاهم اما، هم جنگ آوردند، هم تحریم و هم محاصره.
یزدانپناه در حالی ادعا کرده که در پساتفاهم نتوانستیم نفت بفروشیم که، محسن پاکنژاد، وزیر نفت، پنجم شهریور تاکید کرد: «فروش نفت پس از محاصره هم متوقف نشده و ادامه دارد» و ادامه داد: «در جنگ، صادرات نفت یک ساعت هم قطع نشد، محدودیتی وجود نداشت و قیمت هم اضافه شده بود». در جنگ چهلروزه، قیمت نفت از ۷۰ دلار، تا ۱۷۰ دلار هم افزایش یافت؛ آمریکای مستاصل که فشار مردم خود و شرکای جهانی را بابت قیمت بالای انرژی تحمل میکرد، در روز ۲۱اُم جنگ، برای صادرات نفت روی آب ایران، معافیت صادر کرد.
علاوه بر اینها، آتش بس و تفاهم که بنا بود شرایط را بهتر از جنگ کند و شکست آمریکا را با گرفتن خونبها و خسارت و امتیازاتی فراتر تثبیت کند، تنها به آمریکا تنفس و فرصت ابتکار داد. قیمت نفت از بالای ۱۱۰ دلار در روز پیش از قبول اتشبس به زیر ۸۰ دلار، در زمان امضای تفاهم رسید؛ محاصره دریایی هم که پس از جلسه مذاکره اسلامآباد رخ داد، جز یک دوره کوتاه و نمایشی، عرصه را بر صادرات نفت، تنگ گرفت. پس از نقض تمام بندها و خروج از تفاهم از سوی آمریکا، حالا همین ضعیفنماییها از داخل، در کنار اصرار بر بازگشت به تفاهم مرده، آمریکا را جریتر کرده؛ عملیات «طرد اقتصادی» آغاز کرده و نفتکش هدف قرار میدهد.
این ادعای مشاور قالیباف، حتی با اظهارات اوایل شهریور دیگر مشاور قالیباف، مهدی محمدی، نیز در تضاد کامل است که گفت: «نفت ایران در حال فروش به شرکتهای چینی است، مشتریهای دیگری هم وجود دارند، همکاری با روسها عمیقتر شده و مرزهای زمینی ما فعالانهتر کار میکنند». با این تفاسیر، به نظر میرسد سرتیم مذاکرهکنندهها، باید ابتدا جلسه مذاکرهای برای جمعبندی با مشاورانش برگزار کند؛ یزدانپناه آه و نالههای خود را این طور ادامه داد که: «پس از پایان تفاهم نتوانستیم کالا وارد کشور کنیم»! در حالی که وزیر اقتصاد، روز یکشنبه، گفت: «با وجود فشارها، تجارت، تولید، صادرات و واردات در کشور برقرار است و کالاهای اساسی موردنیاز مردم به خوبی تأمین میشود».
دیگر عجز و ناله یزدانپناه که ناشیانه خواسته با توسل به آن، از تفاهم دستاورد بسازد، در واقع اعترافی بر ناکارآمدی مذاکره است؛ گفته: «در این مدتی که تفاهم از بین رفته، نتوانستیم فشار را از روی حزبالله کم کنیم»؛ در حالی که در روز اول آتش بس، رژیم بیش از ۱۰۰ حمله هوایی در کمتر از ده دقیقه به لبنان ترتیب داد که بیش از ۳۵۰ شهید به جاماند. سپس حملات دیگر تا اواسط خرداد نیز، حدود ۱۳۰۰ نفر را به شهادت رساند؛ جنایات ادامه داشت تا جایی که ۱۷خرداد، ایران هم واکنش مستقیم نشان داد. پس از تفاهم هم حملات به همان قوت ادامه داشته و در آخرین رویداد، رژیم حتی مدعی تسلط بر تپه علیالطاهر شده. اینها در حالیست که خاتمه جنگ لبنان پیش شرط مذاکره اسلامآباد و بند اول تفاهم بود که هردو محقق نشدند و پس از هردو مذاکره و اصرار بر تفاهم مرده ادامه یافت.
اظهارات یزدانپناه، فرای همه آنچه گفته شد، صریحا خلاف پیام اخیر رهبری عزیز است که نگاشتند: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعفهای خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد». که البته، این بیان مشاور قالیباف، صادقانه هم نبود. علاوه بر آن شخص قالیباف پس از این پیام، در گفتگو با مردم در نصایحی که مشخصا خود و همکاران مخاطبش بودند، تصریح کرد: «نباید از نقاط ضعف گفت و باید روی نقاط قوت صحبت کنیم» و افزود: «لازمه پیروزی در جنگ، وحدت حول محور ولی فقیه است».
آیا نزدیکانی که این نصیحتها بر آنها کارساز نبوده هم مورد عتاب و مجازات قرار خواهند گرفت؟ یا مقابله تنها با رقبای سیاسی خواهد بود؟ یزدانپناه با همین چند جمله نشان داد که تا چه حد میتواند آقای عامل خطای محاسباتی در رئیس خود باشد؛ درحالیکه از الجزایز تا برجام و همین آتشبس و تفاهم، نتیجه مراوده با آمریکا مشخص است، هنوز آن را عامل رفع مشکلات معرفی میکند و خطای محاسباتی در امضای تفاهم را، آرایش میکند. این عبرتناپذیری همان تحجر است؛ آقای قالیباف بهتر است برای گرفتن نتایج واقعی در حیطه مسئولیت خود، متحجرین را از خود دور کند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید