اعتراف نتانیاهو، جنایتکار صهیونیست به هدف مشترک حمله به ایران؛ نابودی ایران که ناکام ماند، در تقابل با سادهاندیشی برخی جریانهای داخلی در تحلیل اهداف جنگ
بررسی آخرین دادههای افکارسنجی و پیمایشهای انتخابی در رژیم صهیونیستی، ابعاد جدیدی از بحران عمیق سیاسی، انزواجویی بینالمللی و انسداد ساختاری حاکمیت تلآویو را آشکار میسازد. بر اساس آخرین دادههای آماری مؤسسات مطرح افکارسنجی و گزارشهای تحلیلی، ائتلاف تحت رهبری بنیامین نتانیاهو و احزاب افراطی مذهبی با ریزش شدید و بیسابقه آرای عمومی مواجه شده و در تمام سناریوهای مطرح، توان دستیابی به حدنصاب ۶۱کرسی برای تشکیل کابینه مجدد را به طور کامل از دست داده است. افت فاحش جایگاه نتانیاهو در شاخص «شایستگی نخستوزیری» در برابر گزینههایی چون گادی آیزنکوت و نفتالی بنت، نشان میدهد که افکار عمومی و بدنه خاکستری رایدهندگان، کابینه فعلی را مسئول مستقیم شکستهای چندباره امنیتی، فروپاشی اقتصادی، تعمیق کسری بودجه، فلج شدن بخش فناوری و افت شدید شاخصهای معیشتی میدانند.
در این میان، مانورهای تبلیغاتی گسترده، ابراز مواضع تند و حمایتهای رسمی و علنی دونالد ترامپ نیز نتوانسته نقش نجاتدهنده سیاسی را برای نتانیاهو ایفا کند. رفتارهای رسانهای مشترک و توصیفهای تبلیغاتی واشنگتن نه تنها نتوانسته مانع از سقوط محبوبیت ائتلاف حاکم شود، بلکه اثبات کرده که «حنای حمایتهای رسمی و تبلیغاتی خارجی» نزد افکار عمومی و جامعه بحرانزده صهیونیستی کاملاً بیرنگ شده و دیگر توان جلب آرای خاکستری یا ترمیم پایگاه رای متزلزل را ندارد. جنایات بیشمار، کشتار کودکان و زنان در غزه و نوار ساحلی، و ایجاد بستر آسیبپذیری شدید امنیتی، تصویر نتانیاهو را در افکار عمومی به نقطهای بازگشتناپذیر رسانده است. حامیان پرشور سابق نیز امروز با درک هزینههای سنگین سیاسی، اقتصادی و بینالمللی ماندن نتانیاهو در قدرت، به سمت جناحهای رقیب گسیل شدهاند.
با این حال، تحلیل راهبردی و هوشمندانه تحولات نباید دچار خطای محاسباتی ناشی از ظواهر رقابتهای انتخابی و مانورهای رسانهای احزاب گردد. اگرچه در سطح تاکتیکی، احزاب اپوزیسیون و مدعیان جدید قدرت سعی در متفاوت نشان دادن خود و ارائه چهرهای عقلانیتر دارند، اما واقعیت ساختاری و تاریخی رژیم صهیونیستی گواهی میدهد که مصداق عینی ضربالمثل معروف «سگ زرد برادر شغاله» بر تمامی مناسبات سیاسی این رژیم حاکم است. تغییر نخستوزیر و جابهجایی جناحهای سیاسی از راست افراطی به سمت میانه یا احزاب امنیتی و کانونهای نظامی، هیچگونه تغییری در ماهیت خصمانه، تجاوزکارانه و اهداف کلان رژیم صهیونیستی ایجاد نخواهد کرد. تمامی جریانهای سیاسی صهیونیستی و چهرههای مدعی نخستوزیری، در اهداف بنیادین خود یعنی استمرار سرکوب، کشتار بیرحمانه و تقابل همهجانبه با اقتدار منطقهای جمهوری اسلامی ایران دارای وحدت نظر و دکترین راهبردی یکسان هستند.
نتانیاهو در مصاحبهها و سخنرانیهای اخیر خود صراحتاً و بدون پنهانکاری تأکید کرده است که هدف اصلی، نهایی و حیاتی تلآویو، ضربه به ساختار حاکمیتی ایران و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است؛ موضعی صریح که با اهداف راهبردی، زیربنایی و پنهان دونالد ترامپ و ساختار قدرت در آمریکا مطابقت و همپوشانی کامل دارد. این موضعگیری نشان میدهد که هیئت حاکمه آمریکا و تمامی جناحهای صهیونیستی، سناریوی واحدی را برای ضربه زدن به زیرساختها و توانمندیهای ایران دنبال میکنند و تفاوتها صرفاً در روشهای اجرایی، تاکتیکها و ادبیات سیاسی است، نه در ماهیت هدف.
در چنین چارچوبی، رفتارهای دیپلماتیک، سیگنالهای رسانهای و اخبار مربوط به مذاکرات جاری را باید صرفاً در قالب یک تاکتیک فریبنده و روانی برای مدیریت زمان و بحران ارزیابی کرد. هدف اصلی واشنگتن و تلآویو از ورود یا مانور بر سر مذاکرات، دستیابی به یک توافق عادلانه یا تغییر رفتار نیست، بلکه تعقیب سه هدف تاکتیکی و ساختاری است:
اول، خرید زمان و ایجاد تنفس سیاسی برای بازسازی توان نظامی و امنیتی ضربهخورده رژیم صهیونیستی و ترمیم تسلیحاتی جبههها.
دوم، مهار و کاهش موقت قیمت جهانی نفت و انرژی به منظور کنترل تورم لجامگسیخته و فشار اقتصادی داخلی در آمریکا.
سوم، نجات سیاسی جریان جمهوریخواه و ترامپ در آستانه رویدادهای انتخابی آمریکا از طریق آرام کردن فضای بازار انرژی و جلب رضایت رایدهندگان آمریکایی.
از بعد فنی و اقتصادی، تداوم جنگ و ضربات سنگین به بنادر، راهآهن و بخش فناوری که شریان حیاتی اقتصاد تلقی میشد، موجب افت شدید شاخصهای معیشتی و جهش تورم شده است. رایدهندگان در نظرسنجیها صراحتاً اعلام کردهاند که شعارهای امنیتی و حمایتهای لفظی سیاسیون آمریکایی نظیر ترامپ، نمیتواند کسری بودجه بیسابقه و فلج شدن کسبوکارها را جبران کند. بدین ترتیب، ادعای اقتدار امنیتی که زمانی بنمایه اصلی تبلیغات انتخابی نتانیاهو را تشکیل میداد، کاملاً رنگ باخته است.
بنابراین، دیپلماسی و مذاکرات فعلی ابزاری تاکتیکی برای خرید زمان و مهار بازار انرژی به سود منافع داخلی آمریکا و تلآویو است، در حالی که هدف اصلی استکبار و صهیونیسم، یعنی ضربه به اقتدار ایران، توسط هر نخستوزیری که در تلآویو بر سر کار بیاید با جدیت دنبال خواهد شد. در نهایت، دادههای آخرین نظرسنجیها گرچه از پایان عصر سیاسی یک طرفه نتانیاهو و بیاثری مداخلات ترامپ حکایت دارند، اما هوشمندی سیاسی ایجاب میکند که ماهیت یکسان تمامی جناحهای صهیونیستی در نظر گرفته شود و مانورهای دیپلماتیک دشمن بهعنوان فرآیندی برای تغییر اهداف خبیثانه آنها تلقی نگردد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید