نمایش های انحرافی استعمار برای حفظ نظام سلطه
اعتراف های گرگ را روباه تأیید می کند و کفتارها برایش کف می زنند، تا مگر الاغی پیدا شود و آنها را باور کند. اعترافات استعماری از این دست هستند. این جمله سخنگوی محترم وزارت خارجه که «حقیقت هنوز زیر روایتهای سیاسی مدفون است»، حاوی نکته مهمی درباره روز ملی حقیقت و آشتی در کانادا است. نامیدن یک روز برای گرامی داشت دانش آموزان مدفون شده در گورهای بی نشان و عذرخواهی های رسمی، تنها یک حقیقت مهم را پنهان می کنند و آن، نظم و پروژه کلان استعماری است.
در واقع، عذرخواهیهای استعماری «سازو کاری دفاعی» برای حفظ کلان روایت استعمار هستند. این نمایش های استعماریِ، خشونت و غارت استعماری را محکوم میکنند، اما به نحوی که به استثناهایی در تاریخ تبدیل شوند. در این استثناگرایی، گویی مسئله فقط عملکرد نادرست چند مدرسه یا یک عملیات نظامی خاص بوده است، نه ساختار فکری، سیاسی، و اقتصادی کلان تری که آن خشونت را امکانپذیر کرده است.
در این رویکرد، دولت ممکن است بابت یک نسلکشی، ترور یا کشتار جمعی عذرخواهی کند، اما از پذیرش مسئولیت کل پروژه استعماری خودداری می کند. این تفکیک اهمیت بسیار زیادی دارد. زیرا خشونت استعماری صرفاً مجموعهای از حوادث استثنایی نبوده است، بلکه در اغلب موارد با ساختارهای فکری، اداری، اقتصادی، نظامی و حقوقی استعمار پیوند داشته است. سرزمین یک قوم را با زور تصاحب، مردمانش را قتل عام، و منابع شان را غارت می کنند، و بعد از چند قرن بخاطر خشونت در چند مدرسه عذرخواهی می کنند. این همان عذرخواهی به سبک استعمار است.
این عذرخواهی های استعماری معمولاً بر مبنای حقوق بشر استوار می شود. ادعا میکنند که حقوق بشر متعلق به همه انسانهاست، اما در عذرخواهیهایشان تنها برخی از جنایات به شکل گزینشی مورد توجه قرار گرفته و بسیاری از اشکال خشونت، تجاوز، غارت، تبعیض، سلب مالکیت و استثمار که بخشی از ساختار عادی استعمار بودهاند، نادیده گرفته می شود.
روشن است که اگر دولتی به زبان از حقوق بشر دفاع کند، اما در عمل، نظم سلطه طلبانه را حفظ کند، نامیدن یک روز یا عذرخواهی صرفاً به ابزاری برای بازسازی مشروعیت نظم استعماری تبدیل خواهد شد و سیاستهای اقتصادی و دیپلماتیک دولت عذرخواهی کننده همچنان بر روابط نابرابر و سیاست زور و سلطه استوار است. محکومیت جنایت بدون نقد ساختار استعمار میتواند به تطهیر و تبرئه تاریخی آن منجر شود.
وقتی دولت یا رسانه ای فقط برای یک جنایت مشخص عذرخواهی میکند، این تصور شکل میگیرد که آن جنایت صرفاً «انحرافی» از پروژه ای بوده که کلیت آن مشروع، قابل دفاع و حتی افتخارآمیز بوده است. توجه ناگهانی برخی دولت ها و رسانه های غربی به فجایعی مثل مدرسه میناب نیز بر همین اساس قابل فهم است. آنها تلاش می کنند تا نشان دهند که به اخلاق و حقوق بشر اهمیت می دهند، اما در همان زمان، با نادیده گرفتن کلان روایت استعمار، به آن مشروعیت می بخشند. آنها این واقعیت را پنهان می دارند که آنچه شکنجه، تجاوز و قتل کودکان سرخ پوست را در مدارس شبانه روزی ممکن ساخت، کلان روایت استعمار بوده است، و آنچه کشتار کودکان میناب را ممکن ساخت نیز نظم مبتنی بر زور، سلطه و برتری طلبی است.
دولت های استعماری ممکن است مسئولیت اخلاقی برخی جنایات را بپذیرد، اما از پذیرش پیامدهای سیاسی، حقوقی و اقتصادی آن، بهویژه پرداخت غرامت و بازگرداندن اموال و سرزمینهای تصرفشده، و مهمتر از همه نفی نظم استعماری خودداری می کنند. ماهیت واقعی عذرخواهی های استعماری چنین است: «ما از این اقدام خود پشیمان هستیم» والبته «به وجود نظم و ساختارهای برتری طلبانه و استعماری باور نداریم و لذا پیامدهای مادی و ساختاری آن را نیز نخواهیم پذیرفت.» روشن است که تا نظم برتری جویانه و سلطه طلبانه برقرار است، کودک کشی ها، غارت گری ها، نسل کشی ها و تجاوزگری ها برقرار خواهد بود. و آنچه امروز تمام جبهه باطل را علیه ملت به تکاپو واداشته است، قیام و مقاومت ملت ایران در برابر همین کلان روایت استعمار و نظم استکباری و فرعونی است که محصول آن چیزی جز جنگ، نسل کشی، تجاوز، غارت و به بندگی گرفتن ملت ها نیست.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید