با جهش قیمت انرژی و بهره اوراق قرضه در کنار نزدیک شدن ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به کف عملیاتی، دیگر جایی برای خطای محاسباتی نیست
قدرت ایران در جنگ رمضان و بعد از آن، افول آمریکا را وارد شتابی بیسابقه کرده؛ قیمت نفت از حدود 72دلار پیش از جنگ، به ۱۱۰دلار رسیده؛ به تبع آن، بنزین در آمریکا از کمتر از 3دلار به 4.3 دلار افزایش یافته؛ گازوئیل هم که در هزینههای زندگی آمریکاییها تعیینکننده است، از 3.7دلار به 6.3 دلار جهش کرده که بیسابقه است؛ بازدهی اوراق قرضه نیز با هجوم فروشندهها، از زیر 4% به بالای 5% رسیده که بالاترین در 19 سال گذشته است؛ تلاشها برای کنترل قیمت نفت با آزادسازی ذخایر استراتژیک هم مذبوحانه بوده؛ این شاخص از 415 میلیون بشکه به 285 میلیون بشکه نزول کرده که از زمان پرشدن ذخایر تا امروز، کمترین میزان است و حالا خطر آسیب به تجهیزات و غارهای نمکی ذخیرهسازی وجود دارد؛ حالا هیچ جای خطای محاسباتی و مجال دادن به دشمن نیست؛ باید تنگه را در برابر تحریم و محاصره، با قدرت حفظ کرد.
نیمه شهریور بود که برای نخستین بار یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن آمریکایی هدف موشک ایران قرار گرفتند؛ موشکی که با ابتکار نظامیها بر مسافت دور و سیستم جمینگ ناوگان محاصرهکننده فائق آمد. و حتی سنتکام هم در بیانیهای به آن اعتراف کرد. حالا نباید در بعد دیپلماسی، دوباره دچار خطای محاسباتی شد؛ منظور از خطا درست مواقعی مثل حالاست که آمریکا دارد خفه میشود و نیاز به تنفس دارد. زمان پذیرش آتش بس نفت حدود 120 دلار بود اما تا زمان آغاز محاصره، به زیر 90 دلار رسید؛ و سپس با تفاهم اسلامآباد و اعلام بازگشایی تنگه هرمز، تا حدود 70 دلار و سطح پیش از جنگ نیز کاهش یافت! حالا که میدان در دریا و پایگاههای آمریکا زهر چشم میگیرد و یمن با تسلط بر بابالمندب میدرخشد و نفت به حدود 110 دلار رسیده، نباید به دشمن وجودی مجال تنفس در بازار در قبال هیچ داد.
مطابق آخرین آمارهای رسمی، ذخایر استراتژیک نفت آمریکا از 415 میلیون بشکه پیش از آغاز جنگ با ایران، حالا به 285 میلیون بشکه سقوط کرده؛ کمترین سطح از دهه 1980 که ذخایر برای اولین پر شدند؛ ذخایری که در غارهای عظیم زیرزمینی نمکی نگهداری میشوند و ظرفیت 714میلیون بشکه دارند؛ کف عملیاتی این ذخایر، حدود 250 میلیون بشکه است و کارشناسان هشدار میدهند با عبور از این کف، ریسک فروریختن دیوارههای نمکی این غارها وجود دارد و آزادسازی سخت و کند میشود. آنها همین را عامل بیاثر بودن توییتها و دستوپازدنهای اخیر ترامپ بر قیمت نفت میدانند؛ تاکنون ۶ بار پس از افزایش اخیر قیمت نفت، ترامپ محتوایی با مضمون مذاکره و توافق با ایران منتشر کرده اما نفت توجهی ندارد.
قیمت نفت آتی عمان و امارات که نشاندهنده انتظار بازار از وضعیت عبور از تنگه هرمز است، از 70 دلار پیش از جنگ به 127دلار رسیده. همین جهشهای قیمتی نفت و نگرانی از تورم درکنار کسری بودجه و بدهی عظیم دولت آمریکا موجب فروش گسترده اوراق قرضه آمریکایی خصوصا توسط ژاپن شده؛ بدهی دولت آمریکا حالا از 40 تریلیون دلار عبور کرده و هزینهای که دولت باید سالانه تنها برای بهره آن پرداخت کند به یک تریلیون دلار رسیده که از اقلام بزرگ بودجه است. حالا بهره اوراق قرضه که پیش از جنگ زیر 4% بود، از 5% عبور کرده؛ همین افزایش، موجب بالارفتن بهره سایر وامها و کندشدن رشد اقتصادی خواهد شد. از طرفی بازار سهام تحت فشار قرار میگیرد زیرا سرمایهگذاران ترجیح میدهند اوراق امن با بازدهی 5% بخرند تا سهام پرریسک.
ژاپن بزرگترین دارنده اوراق، در حال فروش با حجم بالاست؛ آمارهای اخیر خزانهداری این کشور نشان میدهد، اوراق خارجی که 70% آن برای آمریکاست، در پایان آگوست نسبت به ماه قبل، رکورد کاهش 87.8 میلیارد دلاری ثبت کرده. نروژ هم که دارنده بزرگترین صندوق ثروت ملی دنیاست، در حال فروش 80 میلیارد دلار از اوراق قرضه است.
جهش نفتی در نرخهای بنزین و گازوئیل آمریکایی نیز خودنمایی کرده؛ میانگین ملی قیمت بنزین پیش از جنگ حدود 2.9 دلار بر گالن بود حالا به 4.32 دلار رسیده که البته در برخی ایالات 5ونیم تا 6 دلار است؛ و گازوئیل هم که پیش از جنگ 3.7دلار بر گالن بود، به حدود 6.27 دلار رسیده و در برخی ایالات به 10دلار نیز نزدیک شده؛ که رکوردی تاریخی برای آمریکاست؛ سوختی که تاثیر بسیار قویتری هم نسبت به بنزین روی هزینه زندگی آمریکاییها دارد؛ زیرا سوخت اصلی حمل و نقل کالا (کامیون، قطار و کشتی)، کشاورزی و ساختوساز است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید