در سیاست بینالملل، انتظار برای اینکه یک قدرت استکباری، داوطلبانه از ابزارهای فشار خود چشمپوشی کند، رویایی بیش نیست. آمریکا در دهههای گذشته تحریمهای اقتصادی را به اهرمی اصلی برای ضربه زدن به منافع ملتها تبدیل کرده و تجربه نشان داده است که حتی کاهش مقطعی این فشارها، به معنای تغییر ماهیت دشمنی واشنگتن نیست؛ بلکه صرفاً ناشی از عدم صرفه اقتصادی یا سیاسی در آن شرایط خاص است. بنابراین، اتکا به مذاکره برای «رفع تحریم» با رویکردی منفعلانه، راهبردی است که تاکنون دستاوردی در رفع تحریم یا توسعه تعاملات خارجی برای کشور به همراه نداشته است.
درسهایی از تجربه روسیه؛ خنثیسازی تحریم به جای معطل کردن کشور
تجربه روسیه در سالهای اخیر درس بزرگی برای جهان است. مسکو به جای تمرکز بر لابیگری برای رفع تحریمها، بر خنثیسازی آنها تمرکز کرد و با تغییر مسیر تجارت انرژی به سمت آسیا و گسترش روابط با قدرتهایی نظیر چین و هند، شبکههای جدیدی از همکاری اقتصادی پایهگذاری نمود. این رویکرد ثابت کرد که در سیاست اقتصادی بینالملل، خنثیسازی فشارها گاهی بسیار مؤثرتر از تلاش برای رفع آنهاست.
ظرفیت بیبدیل تنگه هرمز
جنگ اخیر در منطقه، واقعیت مهمی را آشکار ساخت: ایران در کنار قدرت نظامی، از اهرمهای ژئوپلیتیکی بیبدیلی برخوردار است. تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت (معادل ۲۰ درصد مصرف جهانی) از آن عبور میکند، دیگر تنها یک آبراهه نیست، بلکه یک ابزار اقتصادی و راهبردی قدرتمند در دستان ایران است. واکنش سریع بازار جهانی انرژی و جهش قیمتها در زمان محدودیت عبور نفتکشها، نشان داد که حتی در برابر تهدیدهای نظامی آمریکا، ایران توانسته است از موقعیت جغرافیایی خود به عنوان ابزاری برای تغییر معادلات استفاده کند.
از نمایش اقتدار تا نظم جدید و جهش اقتصادی
ایران باید برای رفع و پوشش نقاط ضعفی که احیاناً در سیاست خارجی و اقتصادیاش به وجود آمده، هوشمندانه از همین نقاط قوت نظیر ظرفیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز و پشتوانه مردمی بهره ببرد. این جنگ و نمایش اقتدار نظامی نباید بدون دستاوردهای منطقهای و نظم جدید باقی بماند. باید این اقتدار را در سیاست، اقتصاد و فرهنگ امتداد داد و آن را اهرمی قوی برای پیشرفت و جهش ایران در همه عرصهها کرد. تعریف قواعد مشخص برای عبور و مرور در تنگه هرمز میتواند در عین حفظ جریان تجارت جهانی، هزینه فشار اقتصادی دشمنان را افزایش دهد.
راهبرد آینده: خنثیسازی و تعامل هدفمند
راهبرد خنثیسازی تحریم و تعامل هدفمند با کشورهایی که خواهان تجارت با ایران هستند، باید جایگزین رویکرد منفعلانه گذشته شود. کشورهایی که به انرژی نیاز دارند، در نهایت مجبورند میان تبعیت کورکورانه از تحریمهای آمریکا و تأمین منافع ملی خود، یکی را انتخاب کنند. کنترل هوشمندانه تنگه هرمز میتواند هم امکان تعامل اقتصادی ایران را حفظ کند و هم فشار متقابل بر آمریکا و رژیم صهیونیستی را تشدید کند.
پیشنهادهای تکمیلی برای تقویت این رویکرد
1 توسعه دیپلماسی انرژی: استفاده از ظرفیت تنگه هرمز به عنوان اهرمی برای انعقاد قراردادهای بلندمدت انرژی با شرق آسیا و کشورهای مستقل، مستقیماً تحت سایه امنیت و قدرت ایران
2 تقویت پول ملی و مبادلات تجاری: تسریع در اجرای توافقات پولی دوجانبه و چندجانبه برای حذف دلار از مبادلات منطقهای، تا اثرگذاری تحریمهای مالی آمریکا را خنثی کند.
3 ایجاد اتحادهای منطقهای: تشکیل کنسرسیومهای منطقهای با کشورهای همسایه برای مدیریت امنیت خلیج فارس، به طوری که حضور بیگانگان به عنوان عامل بیثباتی معرفی شود.
در نهایت، رویکرد مقتدرانه و استفاده از اهرمهای اقتصادی متقابل، به طور حتم قواعد بازیای که تاکنون به ضرر ایران جریان داشته را برهم خواهد زد و مسیر پیشرفت و تعالی کشور را هموارتر از گذشته خواهد کرد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید