جنگ روایتها و مسئولیت عالمان دینی در عصر جدید
در جهان امروز، جنگ دیگر در یک میدان واحد رخ نمیدهد. یک میدان، میدان نظامی است؛ میدان دیگر، اقتصاد و انرژی؛ میدان سوم، دیپلماسی؛ و در کنار همه اینها، میدانی شکل گرفته که گاه نتیجه آن از میدان نظامی ماندگارتر است: میدان روایت و افکار عمومی.
در جنگهای معاصر، گلوله و موشک تنها بخشی از ماجرا هستند. همزمان با هر انفجار، دهها تصویر، خبر، تحلیل، ادعا و روایت در فضای رسانهای منتشر میشود. هر طرف تلاش میکند نهتنها واقعیت میدان، بلکه «معنای» آن واقعیت را نیز به نفع خود تعریف کند.
از همینجاست که پرسش مهمی پیش روی ما قرار میگیرد:
اگر در میدان پیروز شویم، اما در میدان روایت شکست بخوریم، آیا پیروزی ما کامل خواهد بود؟
پاسخ به این پرسش، نیازمند نگاهی فراتر از ادبیات معمول سیاسی و نظامی است.
جنگی که گلوله ندارد
در جنگهای امروز، گاهی یک تصویر، یک ویدئو، یک خبر جعلی یا یک ادعای تأییدنشده میتواند میلیونها انسان را تحت تأثیر قرار دهد.
در بحرانهای اخیر منطقه نیز شاهد بودیم که همزمان با تحولات نظامی، بازار روایتها با سرعتی کمسابقه فعال شد. در سپتامبر ۲۰۲۶، با تشدید درگیریهای ایران و آمریکا و افزایش تنش پیرامون کشتیرانی در خلیج فارس و تنگه هرمز، گزارشهای بینالمللی از افزایش حملات به کشتیها و جهش قیمت نفت سخن گفتند.
اما در چنین شرایطی، مسئله فقط آن چیزی نیست که در دریا یا آسمان اتفاق میافتد؛ مسئله این است که مردم جهان آن اتفاق را چگونه میبینند و چگونه درباره آن قضاوت میکنند.
این همان نقطهای است که «جنگ روایتها» آغاز میشود.
هر طرف میکوشد خود را مدافع، دیگری را آغازگر بحران و اقدامات خود را واکنشی ضروری معرفی کند. بنابراین، روایت به بخشی از قدرت ملی تبدیل شده است.
قرآن، پیش از عصر شبکههای اجتماعی، از راستیآزمایی سخن گفته بود
شاید شگفتآور باشد که یکی از مهمترین اصول اخلاق رسانهای امروز را میتوان در آیهای از قرآن کریم مشاهده کرد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ»
(حجرات، ۶)
ترجمه:
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر فاسقی خبری برای شما آورد، تحقیق کنید؛ مبادا از روی نادانی به گروهی آسیب برسانید و سپس از کرده خود پشیمان شوید.»
این آیه فقط یک دستور اخلاقی برای زندگی فردی نیست؛ میتوان آن را یکی از اصول بنیادین مسئولیت اجتماعی در برابر خبر دانست.
امروز «تَبَيَّنُوا» را میتوان چنین فهم کرد:
خبر را بررسی کن؛
منبع را بشناس؛
تصویر را راستیآزمایی کن؛
تاریخ و زمینه خبر را بدان؛
و پیش از انتشار، به پیامد آن بیندیش.
در روزگار شبکههای اجتماعی، فاصله میان «شنیدن» و «منتشر کردن» گاهی فقط چند ثانیه است؛ اما آثار یک خبر دروغ ممکن است سالها باقی بماند.
پیامبر(ص) درباره نقل اخبار چه فرمود؟
در صحیح مسلم حدیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است:
«كَفَى بِالْمَرْءِ كَذِبًا أَنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ مَا سَمِعَ»
یعنی برای دروغگو بودن انسان همین کافی است که هرچه را میشنود، نقل کند.
این حدیث، در عصر شبکههای اجتماعی معنایی بسیار جدی پیدا میکند.
هر کسی که خبر را بدون بررسی منتشر میکند، حتی اگر خود را «دروغگو» نداند، در عمل ممکن است به گردش اطلاعات نادرست کمک کند.
بنابراین مسئولیت اخلاقی خبر فقط بر عهده خبرنگار نیست؛ بر عهده هر انسانی است که خبر را منتشر میکند.
فقه شافعی و مسئولیت اجتماعی
در مذهب شافعی نیز دانش و حکم شرعی از دلیل و بررسی جدا نیست. میراث علمی امام شافعی و شارحان بزرگ این مذهب، مانند امام نووی، بر جایگاه قرآن و سنت و سنجش دقیق ادله تأکید دارد.
از این منظر، نمیتوان در مسائل مربوط به آبروی اشخاص، امنیت جامعه و مصالح عمومی، با حدس و گمان سخن گفت.
الْمَصْلَحَةُ العامة در عرصه اجتماعی با هیجانزدگی سازگار نیست.
در شرایط بحران، یک عالم دینی باید بتواند میان سه موضوع تفاوت بگذارد:
خبر، تحلیل و شایعه.
خبر نیازمند سند است؛ تحلیل نیازمند استدلال؛ و شایعه نیازمند توقف و بررسی.
این تفکیک، امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است.
عالم دینی؛ فقط واعظ محراب نیست
نقش عالم دینی در جامعه اسلامی تنها به بیان احکام عبادی محدود نمیشود.
عالم، در روزهای آرام، آموزگار اخلاق و دین است؛ اما در روزهای بحران، وظیفهای سنگینتر دارد: کمک به جامعه برای حفظ عقلانیت.
وقتی جامعه با ترس، جنگ، شایعه و التهاب مواجه است، یک سخن نسنجیده از سوی یک چهره مذهبی میتواند بر اضطراب مردم بیفزاید؛ همانگونه که یک سخن عالمانه و مسئولانه میتواند آرامش ایجاد کند.
از این رو، عالم دینی باید در میدان روایتها سه وظیفه را همزمان بر عهده بگیرد:
حقیقتگویی، آرامشآفرینی و وحدتآفرینی.
این سه، از مهمترین سرمایههای اجتماعی در شرایط بحران هستند.
وحدت، شعار روزهای آرام نیست
یکی از اشتباهات رایج این است که وحدت اسلامی را تنها برای همایشها، هفته وحدت یا مناسبتهای مذهبی مناسب بدانیم.
واقعیت آن است که وحدت در روزهای بحران معنا پیدا میکند.
در ایران، اهلسنت و شیعه، اقوام و گروههای مختلف اجتماعی، در یک سرزمین و زیر یک آسمان زندگی میکنند. اختلاف مذهبی نباید به شکاف ملی تبدیل شود.
دشمنی که به دنبال تضعیف یک کشور است، همیشه نیازمند حمله مستقیم به مرزها نیست. گاهی کافی است شکافهای قومی و مذهبی را برجسته کند، اعتماد مردم را کاهش دهد و جامعه را نسبت به یکدیگر بدبین سازد.
از این رو، مبارزه با تفرقه نه یک اقدام تشریفاتی، بلکه بخشی از امنیت اجتماعی است.
اما وحدت به معنای تعطیل کردن نقد نیست
اینجا باید یک مرز مهم را روشن کرد.
وحدت با سکوت اجباری تفاوت دارد.
جامعه سالم، جامعهای است که در آن نقد مسئولانه وجود داشته باشد. نقد مدیر، نقد سیاست، نقد عملکرد رسانه و حتی نقد تصمیمهای مهم کشور، اگر مبتنی بر حقیقت و انصاف باشد، میتواند موجب اصلاح شود.
اما جعل خبر، دروغ، تهمت، تحریک قومی و مذهبی و انتشار عامدانه اطلاعات نادرست، «نقد» نیست.
بنابراین باید میان نقد سازنده و عملیات تخریبی تفاوت گذاشت.
جامعهای که نقد را تحمل نمیکند، اعتمادش را از دست میدهد؛ و جامعهای که در برابر دروغ بیتفاوت است نیز امنیت روانی خود را از دست خواهد داد.
تجربه جنگهای اخیر چه میگوید؟
تحولات سال ۲۰۲۶ یک درس مهم دیگر نیز به همراه داشته است: جنگهای منطقهای به سرعت از مرزهای جغرافیایی عبور میکنند و پیامدهای آنها در اقتصاد جهانی و افکار عمومی منعکس میشود.
تنشهای مربوط به تنگه هرمز در سپتامبر ۲۰۲۶، از جمله حمله به کشتیها و کاهش جریان نفت، موجب شد بازار جهانی انرژی نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
در چنین شرایطی، روایت درباره یک حادثه میتواند بر بازار، رفتار مردم، تصمیم سرمایهگذاران و حتی محاسبات دولتها اثر بگذارد.
پس روایت دیگر حاشیه جنگ نیست؛ بخشی از خود جنگ است.
شکست روایت چگونه رخ میدهد؟
گاهی شکست روایت نه به دلیل قدرت دشمن، بلکه به دلیل ضعف خودی اتفاق میافتد.
وقتی خبر رسمی دیر منتشر شود، شایعه جای آن را میگیرد.
وقتی پرسش مردم بیپاسخ بماند، روایتهای غیررسمی پاسخ میدهند.
وقتی اشتباه رسانهای اصلاح نشود، اعتماد آسیب میبیند.
و هنگامی که همه مسائل با زبان شعار بیان شوند، مخاطب ممکن است حتی سخن درست را نیز جدی نگیرد.
بنابراین پیروزی در جنگ روایتها با شعار بیشتر به دست نمیآید؛ با اعتماد بیشتر به دست میآید.
رسانهای که اعتماد نسازد، در میدان روایت تنها میماند
رسانه ملی و رسانههای رسمی در این میدان مسئولیتی تاریخی دارند.
رسانه قدرتمند، رسانهای نیست که فقط صدای خودش را بلندتر کند؛ رسانهای است که بتواند مخاطب را قانع کند.
این کار با چند اصل امکانپذیر است:
سرعت همراه با دقت؛
صراحت همراه با مسئولیت؛
نقد همراه با انصاف؛
و اطلاعرسانی همراه با شفافیت.
اگر رسانهای اشتباه کرد، اصلاح آن نشانه ضعف نیست؛ نشانه اعتبار است.
امروز عالم دینی باید رسانه را بشناسد
یکی از نیازهای مهم جامعه اسلامی این است که علما و پژوهشگران دینی از رسانه فاصله نگیرند.
عالمی که فقط در کتابخانه بماند، ممکن است نتواند به پرسشهای نسل جدید پاسخ دهد.
امروز بخشی از جامعه پرسشهای دینی، سیاسی و اجتماعی خود را در فضای مجازی مطرح میکند. بنابراین حضور عالمان در عرصه رسانه، اگر با دانش، اخلاق و مسئولیت همراه باشد، میتواند فرصتی برای روشنگری باشد.
اما حضور رسانهای عالم دینی نباید به معنای تبدیل شدن او به یک فعال سیاسی صرف باشد.
سرمایه عالم، اعتماد اخلاقی و علمی اوست.
اگر این سرمایه حفظ شود، سخن او شنیده خواهد شد؛ و اگر از بین برود، حتی سخن درست نیز اثر خود را از دست خواهد داد.
از پیروزی میدان تا پیروزی روایت
کشورها برای دفاع از مرزهای جغرافیایی خود ارتش میسازند؛ اما در عصر جدید باید برای دفاع از مرزهای شناختی و رسانهای نیز برنامه داشته باشند.
قدرت نظامی بدون قدرت رسانهای کافی نیست.
قدرت رسانهای بدون اعتماد عمومی نیز کافی نیست.
و اعتماد عمومی بدون صداقت و شفافیت دوام نمیآورد.
بنابراین زنجیره واقعی قدرت چنین است:
قدرت → اعتماد → روایت → اقناع → سرمایه اجتماعی.
اگر یکی از این حلقهها حذف شود، پیروزی دشوارتر و شکنندهتر خواهد شد.
سخن پایانی
امروز پرسش اصلی این نیست که آیا جنگ روایتها وجود دارد یا نه.
وجود دارد.
پرسش اصلی این است که ما چگونه در این میدان حاضر خواهیم شد؟
با شایعه یا حقیقت؟
با هیجان یا عقلانیت؟
با تفرقه یا وحدت؟
با شعار یا استدلال؟
قرآن کریم ما را به «تبیّن» فرا میخواند و سنت نبوی، انسان را از نقل بیمحابای هر آنچه میشنود برحذر میدارد.
این آموزهها برای قرنهای گذشته نیستند؛ اتفاقاً در عصر هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی و جنگ روایتها، معنای آنها عمیقتر شده است.
امروز ممکن است یک تصویر جعلی، یک خبر دروغ یا یک روایت تحریفشده در چند دقیقه میلیونها مخاطب پیدا کند.
پس مسئولیت ما نیز بزرگتر شده است.
اگر میدان را بردیم اما روایت را باختیم، باید بدانیم که هنوز نیمی از راه را پیمودهایم.
پیروزی پایدار زمانی شکل میگیرد که حقیقت بتواند در میدان افکار عمومی نیز شنیده شود؛ و در این میدان، مهمترین سلاح ما نه هیجان، بلکه صداقت، دانش، عقلانیت و وحدت است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید