امروز: 1405/06/03 ساعت : 02:44
  • تیتر یک
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • این مدیریت علمی نیست

    بررسی عملکرد مدیریتی دولت درنشست تخصصی عصر ایرانیان با چهره های شاخص علم مدیریت

    مجری:
    بسم الله الرحمن الرحیم. سلام عرض می‌کنم خدمت بینندگان گرامی و مخاطبان عزیز روزنامه «عصر ایرانیان». در خدمت چهره‌های برجسته علمی هستیم تا درباره یکی از موضوعات مهم در حوزه مدیریت دولتی گفتگو کنیم. در این نشست در خدمت جناب آقای دکتر علی رضائیان، رئیس انجمن علمی مدیریت دولتی ایران، چهره ماندگار علمی، استاد تمام و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی هستیم. همچنین در خدمت جناب آقای دکتر مجتبی امیری، دانشیار و عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران و نویسنده آثار متعدد در حوزه مدیریت و دکتر علی اصغرپور عزت استاد تمام حوزه مدیریت و نویسنده بیش از 400 مقاله و کتاب در حوزه مدیریت هستیم. ضمن خیر مقدم به اساتید گرامی، از قبول دعوت سپاسگزارم.

    مسئله‌ای در فضای کنونی کشور مطرح است و مخاطبان این پرسش را دارند که کشور با چالش‌ها و مشکلاتی مواجه است و این انتظار وجود دارد که نظام حکمرانی و قوه مجریه به آن‌ها پاسخ دهد. این روزها جناب آقای دکتر پزشکیان، رئیس‌جمهور محترم، عبارتی را مطرح می‌کنند با این مضمون که: «هر کس ادعای حل مسئله‌ای را دارد، به او اختیار و امکانات می‌دهیم تا وارد میدان شود و مشکل را حل کند» و صرفاً پیشنهاد دادن را کافی نمی‌دانند.
    پرسش نخست این است که از منظر دانش مدیریت، این طرح مسئله از سوی رئیس‌جمهور چگونه تحلیل و توجیه می‌شود؟ آیا علم مدیریت این رویکرد را تأیید می‌کند یا نیازمند مکمل‌ها و الزاماتی است؟ جناب آقای دکتر رضائیان، بحث را با نظر شما آغاز می‌کنیم.

    آقای دکتر علی رضائیان:
    بسم الله الرحمن الرحیم. اداره کشور یا یک سازمان بزرگ، هرگز توسط یک فرد به تنهایی امکان‌پذیر نیست و حتماً نیازمند یک «تیم مدیریت» است. افرادی که در این تیم به کار گرفته می‌شوند  باید سه ویژگی اساسی داشته باشند:
    همسویی در اهداف: اعضای تیم در اهداف کلان با یکدیگر اختلاف نظر نداشته باشند.
    درک و پذیرش نقش‌ها: هر فرد نقش خود و سایر اعضا را به درستی بشناسد و آن را بپذیرد.
    ایجاد نقش مکمل: رفتار و توانمندی افراد، مکمل عملکرد سایر مدیران و مجموعه باشد.
    ما می بینم که چنین تیم مدیریتی با این شرایط سه گانه وجود ندارد که نفش مکمل را برای رئیس جمهور را ایفاء کند، رویکرد صادقانه رئیس‌جمهور محترم قابل احترام است، اما در عمل، صرفِ اعلام آمادگی افراد کافی نیست. نمی‌توان هر کسی را که ادعای توانمندی کرد، بلافاصله به کار گماشت؛ بلکه باید ابتدا شاخص‌های ارزیابی مشخص شود تا مشخص گردد آیا فرد مدعی، توان، سابقه پژوهشی و تجربه کافی در آن زمینه دارد یا خیر. عرصه اداره کشور مخصوصا در شرایط جنگی جای آزمون و خطا نیست و طرح عام این موضوع ممکن است بدون سنجش دقیق، منجر به اتلاف انرژی و منابع شود.

    آقای دکتر مجتبی امیری:
    به نام خداوند گشاینده گنج‌ها. اداره امور جامعه و حکمرانی عمومی، بدون تکیه بر علم و دانش تخصصی امکان‌پذیر نیست. به تعبیر سقراط، حتی یک کفاش برای ساخت کفش نیازمند تخصص است؛ بنابراین اداره جامعه به طریق اولی نیازمند دانش متناسب است. در سطوح بالای مدیریت و سیاست‌گذاری، اگرچه دانش فنی محض کاهش می‌یابد، اما نیاز به دانش مدیریت و دانش سیاست افزایش می‌یابد؛ دانشی که به تعبیر یونانیان باستان «اشرف علوم» است، چرا که باید سایر علوم را برای اداره جامعه به خدمت بگیرد.

    در سطح بین‌المللی، نظام‌های تصمیم‌گیری موفق آن‌هایی هستند که میان «نظام تصمیم‌گیری» و «نظام دانایی» پیوند برقرار کرده‌اند. در فرهنگ و ادبیات ما نیز بر دانایی به عنوان مبنای دانایی و توانایی تأکید شده و در روایات آمده است که ورود به کاری بدون علم، انسان را از مقصد دورتر می‌سازد. با این حال، به صورت تاریخی در کشور ما پیوند معنا‌داری میان نظام تصمیم‌گیری (قدرت و ثروت) و نظام دانایی وجود نداشته است. متأسفانه نظام تصمیم‌گیری غالباً از نظام دانایی تنها برای اخذ تأییدیه و صحه‌گذاری بر تصمیمات خود استفاده کرده است. پس از انقلاب نیز، اگرچه مسئولان اغلب اهل علم بوده‌اند، اما به دلیل ماهیت کار اجرایی حتی با حسن نیت (که مانند اسفنج است ) تمام وقت و تمرکز فرد را می‌گیرد و همچنین اتکای کشور به درآمدهای رانتی – یعنی متکی بر منابع طبیعی مانند نفت – باعث شده که ما برخلاف مبنای فرهنگی ایرانی اسلامی مان عمل کنیم و فرصت اندیشه‌ورزی و پیوند ساختارمند با دانش مدیریت کاهش یافته است.

    جنبه های مدیریت 5 جنبه دارید : 1.دانش 2.مهار : که استفاده دانش در عمل است 3. هنر است 4.حرفه : جامعه مهم ترین سرمایه اش مدیریت حرفه ای شان است 5. ارزش: استفاده در جهت منافع ملی و مردم

    صحبت‌های آقای پزشکیان، صحبت خوبی است و باید آن را به فال نیک گرفت که ایشان دعوت کرده‌اند. حتی اگر نتوانند همه موارد را محقق کنند، این نشست‌های آقای پزشکیان باید خروجی داشته باشد.

    بعضی از همکارانم در جلسه‌ای که خدمت آقای رئیس‌جمهور بودیم، عنوان کردند که یک حلقه واسط باید ایجاد شود. من می‌خواستم عرض کنم که ما پول نمی‌خواهیم؛ حرف داریم، ایده هم داریم و پول هم درمی‌آوریم. مشکل ما در کشور منابع مالی نیست، بلکه عقلانیت در استفاده از منابع مالی و هدایت آن‌ها در مسیر درست است.

    مدیران همیشه با دو محدودیت مواجه‌اند: زمان و هزینه. ما با هزینه بالا داریم کشور را مدیریت می‌کنیم. دولت بیش از حد بزرگ شده است و شاغلان بیکار فراوانی داریم.

    اول باید بپذیریم که در کشور باید علم‌محوری حاکم شود. اگر علم‌محوری حاکم شد، آن‌وقت باید ببینیم وقتی می‌گوییم «بیایید و عمل کنیم»، به چه کسی باید مسئولیت عمل و اجرا را بدهیم؟

    کشور هیچ راهی برای اصلاح ندارد مگر اینکه با یک تیم منسجم بیایید که با نخبگان وارد کنش و

    گفتگو شود و به کنش جمعی منجر شود.

    مجری:
    با سپاس از توضیحات شما. در ادامه نشست، مایل هستیم ارزیابی جناب‌عالی را درباره نحوه مواجهه مدیریت ارشد کشور با ادعاها و پیشنهادهای مطرح‌شده در جامعه بدانیم. رئیس‌جمهور چگونه می‌تواند پیشنهادهای کارآمد را از ادعاهای غیرواقعی تفکیک کند؟

    دکتر علی اصغر پورعزت:
    بسم الله الرحمن الرحیم. برای تحلیل این موضوع باید مختصات زمانی و مکانی خود را دقیقاً در نظر بگیریم. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که مدعیان زیادی در اطراف ما وجود دارند که اصالت و سلامت ادعای آن‌ها مشخص نیست. هر فردی که در مقام ریاست‌جمهوری قرار می‌گیرد، با موجی از مدعیان، پیشنهاد دهندگان و تقاضاها مواجه است همه پیشنهاد می دهند و امروزه آن ها را در شبکه های اجتماعی هم پخش می کند؛ بنابرین هر پیشنهاد دهنده یک موجی از تقاضا و توهم کاردانی را ایجاد می کند؛ رئیس جمهور در برابر همه این ها قرار می گیرد و باید انتخاب کند.

    با این حال، رویکرد رئیس‌جمهور محترم مبنی بر اینکه «هر کس مدعی انجام کاری است وارد میدان شود» تدبیر درستی است اما چون ایشان تفویض کننده است در نهایت مسئولیت عملکردها بر عهده شخص رئیس‌جمهور است و منتقل نمی شود؛ اوست که باید پاسخگوی مردم باشد حتی اگر من مخالف ایشان باشم چرا که انتقال کار به مخالف رئیس جمهور تدبیر خود او بوده است

    اما چگونه؟ ما در فضایی جنگی هستیم، در جنگ کارکردهای متفاوتی ظهور می شود که یکی از آن ها سوق دادن به مسیر های غلط یا حتی بازدراندگی به مسیر های درست است؛ در این فضا و در میان روایت‌های مختلف، تشخیص راهکار درست کار دشواری است. من مطمئنم اگر ایشان می گویند بیایید کار ها را درست کنید شاخص هایی برای اینکه چه کسی می تواند درست کار را انجام دهد را هم دارد  داشت تا عملکردها در یک «داشبورد مدیریتی» ارزیابی شوند.

    با توجه به محدودیت‌ها، امکان حل هم‌زمان تمام مسائل وجود ندارد. از میان ده‌ها مسئله، باید  مسائل کلیدی بر اساس شاخص‌های زیر اولویت‌بندی شوند:
    شدت و وسعت تأثیرگذاری
    میزان ارتباط با سایر چالش‌ها
    شبکه مشکلاتی که با حل آن مسئله برطرف می‌شوند

    بنابراین، فرایند باید به گونه‌ای باشد که پس از اولویت‌بندی در داشبورد مدیریتی، سنجیده شود که آیا فرد مدعی می‌تواند کار را به صورت کارآمد، اثربخش و به‌صرفه انجام دهد، یا اینکه اقدام او منجر به تاخیرهای طولانی و بحران‌های جدید خواهد شد.

    تصمیمات و حتی پندارهای مطرح‌شده در بخش عمومی، تبعات فرامکانی و فرازمانی دارند و دولت‌های بعدی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. ما امروز چه مقدار درگیر اشتباهات چندین دولت هستیم، نه حتی یک دولت، اشتباهات فیزیکی مانند ساخت یک سد نادرست یا احداث یک جاده اشتباه، اگرچه آسیب‌زا هستند اما فاجعه اصلی محسوب نمی‌شوند، زیرا قابل دیدن و مهار هستند. فاجعه اصلی، طرز تفکرهای غلطی است که به عنوان «نظریه علمی» ترویج می‌شوند و سبب کج‌حکمرانی و تباه حکمرانی می‌گردند. چیزی که غلط است به مثابه نظریه اثبات شده تلقی می شود در حالی که اساسا ما در علوم اجتماعی، نظریه اثبات‌شده مطلق وجود ندارد، بلکه نظریه‌ها تنها مورد تأیید نسبی یا پذیرش جمعی قرار می‌گیرند. پذیرش کورکورانه برخی از این نظریات، خطرات جبران‌ناپذیری دارد و فاجعه آمیز است.

    مجری: مثالی برای این تلقی ها دارید که برای مخاطب ملموس تر شود؟

    بله ضرب مثل هایی که نظریه تلقی شد، در برهه‌ای گزاره‌هایی مانند «کوچک زیباست» یا الگوهای «مدیریت دولتی نوین (NPM)» که از سوی برخی کشورهای غربی ایجاد شده بود، به صورت کورکورانه در کشور ترویج شد. که دولت سازی غلط است و باید به سمت خصوصی سازی و کوچک کردن دولت برویم در حالی که صاحبان نظریه در بین ما نبودند و مروجان این نظریه به شکل فاجعه باری آن را انجام دادند ولی مروّجان این نظریه‌ها هیچ‌گاه مسئولیت تبعات آن را نپذیرفتند. در دوره موسوم به سازندگی، واگذاری‌ها و خصوصی‌سازی‌هایی صورت گرفت که در مواردی حتی بازگشت سرمایه آن‌ها به بیت‌المال، به اندازه نرخ سود معقول آن دارایی‌ها هم نبود. این یک نظریه بود که مشخص شد کج نظریه ای بیش نیست، این نمونه‌ای روشن از آسیبِ مبنا قرار دادن نظریات آزموده‌نشده و غیربومی در حکمرانی است.

    امروز اگر کسی مدعی می‌شود، باید بیاید و مسیر عقلانی انجام کار را ارائه دهد. حتماً شخص محترم رئیس‌جمهور تدبیری دارند برای اینکه بسنجند این ادعا چقدر درست است، چگونه انجام می‌شود و اگر انجام نشد چگونه فرد بازخواست خواهد شد. پیشنهاد می‌کنم به ایشان که هر کسی مدعی حکمرانی است، یک «دادگاه حکمرانی» بالای سرش بگذارند؛ به این معنا که ادعاهای ارائه شده، مبنایی باشد برای اینکه در انتهای دوره، فرد بازخواست شود که چرا نتوانست کار را انجام دهد. از ابتدا باید شفاف باشد تا بعداً به عوامل غیرمرتبط متوسل نشوند؛ نه با یک روکش خیلی ظریف و زیباسازی‌شده که بویند «شکست، خواست خدا بود» و نه با ادعای مزورانه سیاسی که «ایادی استکبار جهانی مانع شدند».

    در زبان مسئولین تفاوت این اسنادها بسیار زیاد است: «ما خواستیم، خدا نخواست» یا «ما خواستیم، ایادی استکبار نگذاشتند». در معادله سیاسی حکمرانی، متغیرها تغییر می‌کنند اما حذف نمی‌شوند. خداوند فرموده است با شخصیت، معقول و بر اساس دستورات صریح کتاب حکیم زندگی کنید، بیندیشید و با شورا کارها را انجام دهید؛ مگر می‌شود او کاری از ما بخواهد و خود مانع شود؟ این تعقل شرک آمیز و مبتنی بر جبر است.
    از نظر علمی به این رفتار «خطای اسناد» می‌گویند؛ یعنی نسبت دادن نتیجه به عاملی که در اختیار من نیست (مانند دشمن خارجی یا اراده الهی).

    مجری: آنچه امروز مردم می بینند و حس می کنند این است که آقای رئیس جمهور مقصر نیست. آقای رئیس جمهور کارشان را انجام داده اند و اگر کسی هم روش دیگری را بلد است بیایید و انجام دهد.؟

    علی اصغر پورعزت:

    باید از حکمرانی سنجی استفاده کنیم، دال بر اینکه اگر کسی ادعا کرد باید صحت سنجی کرد که چقدر پای اینکار هست و چقدر این کار را انجام داده است؟ شما به همین حضور به موقع ما در جلسه می توانید نمره بدهید، اگر می توانید چنین کار کوچکی را نمره دهی کرد آیا نباید ارزیابی کرد عملکرد رئیس جمهوری را که وعده های بسیار سنگینی می دهد و وارد معرکه می شود و وزرای که به او و مجلس وعده می دهند و وارد می شوند؟ الان در سلسله‌مراتب اداری کشور کسی نیست که به دیگری وعده‌ای نداده باشد. آیا همین تفویض ریاست یک دانشکده که ما در چنین جایگاهی قرار داریم خواسته هایی را مطرح نکرد و آن ها را سنجه نمی کند ؟  سیستم حکمرانی باید سنجه و ابزار ارزیابی داشته باشد.

    مجری:
    از زاویه مخاطبان و مردم این سخن ممکن است بیان شود که رئیس جمهور با شاخصه ها و سنجه های مشخصی آمده و تیمی متناسب با آن خواسته ها تشکیل شده است

    در شرایطی که نیمی از عمر دولت گذشته مردم حس شان این است که این وعده ها عمل نشده و چشم‌اندازی مشخص برای بهبود وضعیت در برخی بخش‌ها دیده نمی‌شود با این گزاره مواجه می شوند که «هر کسی می‌تواند بیاید و کار را انجام دهد»، آیا می‌تواند رافع مسئولیت رئیس‌جمهور در جایگاه ارشد مدیریت باشد؟ مردم و مخاطبان چگونه باید با این پدیده مواجه شوند؟

    آقای دکتر مجتبی امیری:
    اگر بخواهیم عملکرد هر مدیری را بسنجیم با توجه به توصیه دینی که شده که از ویژگی های خداوند برای ارزیابی بندگان استفاده شود، در سوره توحید دو ویژگی مهم خداوند احدیت و صمدیت است؛ احدیت نمونه اش وحدت و هماهنگی است و صمدیت بی نیازی است؛ باید دید چقدر وحدت و هماهنگی وجود دارد و چقدر بی نیازی و عدم وابستگی در این دولت یعنی توسط دولت و مجموعه وزرا در عملکرد وجود دارد ؟

    مجری: دولت آرایشی دارد و مسائل هم گاها کلان است و یک مساله چند بعد دارد، نسبت افرادی که اقای پزشکیان مطرح کرده است که بیایند مدعی شوند و آن هایی که فعلا مسئولیت دارند چگونه می شود ؟

    مجتبی امیری:در دانش مدیریت می‌گویند «مسئولیت قابل تفویض نیست»؛ مسئولیت نهایی همواره با شخص رئیس‌جمهور است.

    در کشور ما بیشتر «عاملیت‌ها» مؤثر بوده‌اند تا «ساختارها»؛ یعنی نتوانسته‌ایم ساختار پایدار ایجاد کنیم ولی کم کم داریم به سمت ساختار سازی می رویم. افرادی مانند امیرکبیر، میرزا یوسف‌خان مستوفی‌الممالک و رشديه در جامعه اثرگذار بودند و برخی از آن‌ها توانستند ساختار، تیم و شاگردانی تربیت کنند. در جریان انقلاب اسلامی نیز امام خمینی (ره) با همراهی شاگردانشان ورود کردند. مرحومان شریعتی و جلال آل‌احمد حرکت ایجاد کردند، مرحوم شهید مطهری به این حرکت عمق بخشید و مرحوم شهید بهشتی آمد و نظام‌سازی کرد؛ به قول «حافظ به اتفاق جهان توان گرفت».
    وقتی دیگران را دعوت می کنیم برای مشارکت نباید آدم های ضعیف را دعوت به مشارکت کرد باید شاخص هایی برای تشخیص اینکه مرد این میدان هستند یا نه باشد، حضرت یوسف هم وقتی خودش را ارائه می دهد و در حاکمیت فرعونی می فرماید انی حفیظ علیم، ملاک سنجش ما چیست ؟

    مجری : نفر اصلی یعنی رئیس جمهور بر اساس دیدگاه ها تیمی را انتخاب کرده است، الان که دوسال گذشته و در نیمه راهه آن هم در خصوص موضوعات مهم، این مساله چگونه فهم می شود؟

    مجتبی امیری:آقای پزشکیان هم نیت خیری دارند و هم با صداقت بیان کردند آن وقت همان نظریه اسناد و من نتوانستم و گفتم در آخر کار عنوان می شود؛ صرف گفتن اینکه «بیایید» اثری ندارد،

    آقای احمدی‌نژاد هم زمانی می‌گفت «اقتصاد را به مردم بدهید»، اما مشخص نبود این مردم یا نخبگان چه کسانی هستند و متر و سنجه ارزیابی چیست. نکته مهم دیگر این است که ما سال‌ها با پدیده «نفوذ» مواجه بوده‌ایم. نفوذی صرفاً کسی نیست که با اسرائیل یا آمریکا پیوند داشته باشد، بلکه طبق فرموده حضرت امیر (ع)، افراد فاقد صلاحیتی که در مسندها قرار می‌گیرند نیز نفوذی هستند؛ زیرا شرایطی ایجاد می‌کنند که جامعه به اهداف، رفاه نسبی و امنیت روحی نرسد و زمینه ضربه زدن دشمن فراهم شود.

    از سوی دیگر، عدم وجود سیستم ارزیابی باعث شده نخبگان ما به بی‌تفاوتی و سکوت کشیده شوند. این بی تفاوتی اخیرا جرم شده یعنی  «ترک تصمیم» یا «ترک فعل» در ساختار ، چرا که تاکنون کسی را برای تصمیم نگرفتن مؤاخذه نکرده بودیم. مسئولیت پذیرفتن و تصمیم نگرفتن، و سپس توجیه آن با اسناد دادن به «خواست خدا»، «استکبار» یا «عدم همراهی مردم»، خطری بزرگ است. بنابراین، این سخن رئیس‌جمهور یک تیغ دو لبه است. نیت خیر است، اما باید سیستمی مانند یک بانک اطلاعاتی جامع یا داشبورد مدیریتی ایجاد شود تا متخصصان واقعی شناسایی و ارزیابی شوند.

    مجری:
    با توجه به موارد مطرح‌شده، در مجموع رویکرد و عملکرد شخص رئیس‌جمهور را در مواجهه با این چالش‌ها چگونه ارزیابی می‌کنید؟ نقش آفرینی رئیس جمهور فقط دعوت از دیگران برای حضور است؟

    دکتر علی اصغر پورعزت:
    رئیس‌جمهور در دعوت از افراد مختلف، نخست باید چالش‌های اصلی کشور و فهم درستی که از مسائل وجود دارد را مبنا قرار دهند. در خطبه 207 نهج‌البلاغه (در برخی نسخه‌ها) اشاره شده است که هر حقی پیامدی دارد و هر عملی که انجام می‌دهیم، مسئولیت‌آفرین است.
    نمی خواهم قضاوت کنم و تصور من این است که ایشان فردی مدبر هستند و سیستمی طراحی می‌کنند برای سنجش مسئولیت پذیری ها؛ زیرا مسئولیت نهایی از ایشان منتقل نمی‌شود، اگرچه می‌توانند زیردستان را بازخواست کنند.

    اینکه اساتید واژه‌هایی مانند «دادگاه حکمرانی» یا عناوین مشابه را به کار بردیم، دال بر همین معناست که هر کسی هر ادعایی می کند یا گروه و سرمایه‌گذاری پشت اوست، باید پاسخگو باشد. نمی‌شود در سلسله‌مراتب اداری، زیردست‌ها مسئول نباشند.حرکت ایشان درست بوده اما به هیچ وجه مسئولیتش را منتقل نمی کند

    برای آنکه این مسیر سرانجام نیکویی داشته باشد، پیشنهاد می‌کنم سیستمی برای سنجش ادعاها و سنجش سناریوها قبل از اقدام عمومی ایجاد شود. ما باید از طریق «آزمایشگاه خط‌مشی»(که اتفاقاً در دانشکده مدیریت نیز فعال است) سناریوها را شبیه‌سازی کنیم. پیش از آنکه خط‌مشی تصویب و اجرا شود، باید امکان اجرایی بودنش سنجیده شود. این دانش و توان در کشور وجود دارد و اگر سیاست‌مدار متوجه آن نباشد و دست به اقدام بزند، باید پاسخگو باشد.

     مفهوم «مسئولیت یعنی پاسخگویی»؛ پیامدهای یک عمل خط‌مشی‌ای می‌تواند تا مدت‌ها گریبان‌گیر عرصه عمومی شود. رهبر انقلاب نیز در آخرین سخنرانی پیش از یکی از دوره‌های انتخابات ریاست‌جمهوری فرمودند کاندیداها هر حرفی می‌زنند، بعداً بر اساس همان بازخواست خواهند شد.

    مفهوم خیر جاریه را شنیده ایم و باید به مفاهیمی مانند شر جاریه هم بیندیشم که تا ابد اثار منفی برخی کارهای مسئولان را شامل می شود.
    سخن رئیس جمهور را همه گفتیم درست اما باید صلاحیت سنجی بشود:
    صلاحیت‌سنجی اولیه: بررسی ارزیابی و سوابق واقعی فرد مدعی (تفکیک صلاحیت واقعی از سوابق سطحی مانند شرکت در یک کارگاه کوتاه).
    سنجش معقول بودن پیشنهاد: بررسی در داشبورد مسائل حکمرانی که آیا اولویت امروز کشور هست یا خیر.
    طراحی و ترمیم پیشنهاد: ارزیابی کامل بودن طرح در آزمایشگاه خط‌مشی.
    ارزیابی مجری و پاسخگویی: سنجش توانایی اجرای مجری و پاسخگو ساختن او در تمام مراحل.
    باید سنجه داشته باشیم تا بشود هر صحبتی را سنجش کرد و پیشنهاد می کنم روی آزمایشگاه حکمرانی سرمایه گذاری شود.

    مجری:
    آقای دکتر پزشکیان تاکیدشان این است که صرفِ ارائه پیشنهاد فایده‌ای ندارد و باید «طرح به همراه مجری و اجراکننده» ارائه شود. در تجربه عملی این دولت سایه نمونه‌ای از این رویکرد وجود داشته است  به عنوان مثال در حوزه آب، پیشنهادهای کارشناسی برای مدیریت منابع و مقابله با کمبود آب تولید شده بود و ایشان مطرح کردند که این طرح‌ها کلی است و صرفا آب تهران را بگویید و بعد پیشنهاد دقیق برای آب تهران ارائه شده و مجددا ایشان پاسخ دادند که این کار باید با تیمش باشد و مجری باشند اما دوستانی که در این حوزه متخصص هستند می گویند مساله این شکل حل نمی شود این پیشنهاد را چگونه ارزیابی می کنید؟

    دکتر مجتبی امیری:
    دولت نمی تواند تفویض کامل کند و بگویید بیایید انجام دهد،

    ما طی چند سال همکاری با دستگاه‌های اجرایی کشور، همواره یک اصل داشتیم و آن «مشارکت حداکثری کارفرما (دولت)» بوده است. دولت نمی‌تواند تفویض کامل کند و بگوید «شما بیایید و مسئله را حل کنید»؛ زیرا مسئولیت نهایی با متولی اجرایی است. ما به عنوان مشاور یا نهاد علمی می‌رویم تا در قالب یک طرح یا پروژه به حل مسئله کمک کنیم، نه اینکه جای مدیر اجرایی را بگیریم.

    گاهی اشتباهی رخ می‌دهد؛ از ما خواسته‌اند پکیجی کامل طراحی کنیم، تحویل داده‌ایم و سپس آن را تنها در ویترین گذاشته‌اند تا بگویند «ما این طرح را داریم». یکی از مشکلات ما با برخی مدیران اجرایی این است که طرحی شسته و رفته برای نمایش می‌خواهند تا کار خودشان را بنام «نهاد علم» و «کارشناسی» انجام دهند.

     

    دکتر علی اصغر پورعزت:

    در ابتدای انقلاب یک نفر سیستم سازی کرد و آن یک نفر شهید بهشتی بوده است، دادگاه حکمرانی و حکمرانی سنجی همین سیستم سازی هاست که دولت باید در بررسی پیشنهاد ها سیستم داشته باشد. از خاستگاه حزبی نگاه نکنیم و از خاستگاه خدمت به کشور نگاه کنیم این جلسات کمک به دولت و خدمت به ملت است

    دکتر مجتبی امیری
    . مرحوم شهید بهشتی دفترچه‌ای داشتند و اسامی افراد را با تخصص و توانمندی‌هایشان ثبت می‌کردند؛ بسیاری از مدیران بعد از انقلاب توسط ایشان شناسایی شدند. امروز که تکنولوژی پیشرفته وجود دارد، باید این فرایند را نظام‌مند کنیم.

    مجری:
    با توجه به جمع‌بندی مباحث و ضیق وقت، لطفا در حد یک تا دو دقیقه پیشنهاد و راهکار نهایی خود را برای پیشرفت کشور ارائه دهید.

    آقای دکتر مجتبی امیری:
    عرض من به جناب آقای رئیس‌جمهور این است که ما اعلام آمادگی می‌کنیم و پا به‌رکاب هستیم؛ اما در طرف مقابل باید سیستمی باشد که توان صلاحیت‌سنجی داشته باشد و بر اساس آن، مدعیان واقعی را از غیرمدعیان تفکیک کند. همه ادعا می‌کنند، اما اینکه چه کسی می‌تواند این ادعا را به عرصه ظهور برساند و ما را یک گام جلوتر ببرد، نیازمند همان ساختار سنجش است.

    نکته اصلی این است که ما ابتدا باید در شناسایی نخبگان و میدان دادن به آن‌ها، یک سیستم دقیق و کارآمد طراحی کرده باشیم.

    اگر این سیستم به درستی طراحی شود، ما حتی نیازی به بودجه و پول هم نداریم؛ بلکه حاضریم وارد میدان شویم و برای دولت ثروت‌آفرینی و پول‌سازی کنیم.
    بنابراین، درخواست ما از رئیس‌جمهور محترم این است که از نخبگان دعوت به عمل آورند، اما این موضوع که گاهی مطرح می‌شود که «امکانات و پول می‌دهیم»، به تنهایی کافی نیست. تنها میدان داده شود تا کسانی که متخصص، دغدغه‌مند و دردمند هستند وارد کار شوند؛ به قول معروف: «مرد خواهم دردمند و مرد خواهم دردسوز».
    افرادی وجود دارند که هم دردشناس هستند و هم توانایی درمان این آسیب‌ها را دارند؛ تنها کافی است به آن‌ها اعتماد شود تا به یاری مجموعه بیایند و ایران سرفراز را سرافرازتر از همیشه سازند.

    دکتر علی اصغر پورعزت:
    بنده نیز از ایشان بابت مطرح کردن این دعوت تشکر می‌کنم، اما پیشنهاد می‌دهم ساختاری تحت عنوان «سیستم رصدگرِ خرد‌مبنا و پویا» طراحی کنند.
    علت این پیشنهاد آن است که حتی در صورت پذیرفته شدن یک پیشنهاد، اگر اطمینانی از اهلیت یا توانایی مجری وجود نداشته باشد، باید عملکردها به‌صورت مداوم، پویا و نوشونده رصد شوند. کل علم بشر بخش کوچکی از آفرینش است و این دانش ظرفیت نو شدن دارد؛ لذا یک سیستم خردمند و پویا می‌تواند به ارزیابی صحیح این پیشنهادها و تحقق اهداف کمک شایانی کند.

     

    عصر ایرانیان

    روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم