امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:06

این نبرد آخر

ظرف مدت نسبتاً کوتاهی بعد از اینکه معارضین ضدایرانی با تلقی این که ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ – که منجر به کودتای ناموفق هجدهم و نوزدهم دی شد – آخرین نبرد آن‌ها‌ با نظام مردم‌سالاری دینی خواهد بود، سجده‌کنان و ملتمسانه رو به سوی عمو ترامپ و بی‌بی نتانیاهو و محافل ذی‌نفوذ غربی کرده و از آنان حملۀ سراسری به سرزمین ایران را مطالبه کردند، این مطالبه اجابت شد. شادمانی غافلانه و اظهار ارادت جاهلانۀ اعضای بی‌مزدومنت اپوزیسیون ( ایرانیان مقیم خارج از کشور ) در پایتخت‌های اروپایی نسبت به این اقدام فارغ از جنبۀ انسانی و ملی، آن‌چنان شتاب‌زده انجام شد که عمق نادانی و فقدان تحلیل این دسته را برای همۀ مردم ایران محرز گردانید.
درحالی که با خبرهای حاکی از حملۀ وحشیانۀ دشمن به دبستان شجرۀ طیبه در میناب، نخستین شوک جنگ از جانب عمیق‌ترین لایه‌های روح اخلاقی و انسانی و نه سیاسی و نظامی به مردم ایران وارد شده‌بود، بیانیه‌خوانی رضا پهلوی و جشن و شادمانی ضدانقلاب از تهاجم به مام میهن، مردم پاک‌فطرت ایران را از آنان متنفرتر کرد.
دهم اسفند و با اعلام خبر شهادت مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان‌الله تعالی علیه)، این احساسات و عواطفِ ملت به فوران آمد و پایه‌گذار جنبش عظیمی شد که همچنان ادامه دارد. جنبشی که با شور انتقام‌خواهی و در جهت حفاظت از ارکان نظام آغاز شد و در حمایت از تصمیم راهبردی نظام اسلامی مبنی بر تنبیه متجاوز و تأمین امنیت بلندمدت برای ایران و منطقه امتداد یافت. واقعیت این است که اگرچه ملت مسلمان ایران در وقایع مشابه پس از انقلاب، از ۲۳ تیر ۷۸ و ۹ دی ۸۸ تا همین ۲۲ دی ماه اخیر قدرت تمام کنندگی خود را به اثبات رسانده‌بود، اما شاید برای خوش‌بین‌ترین انقلابیون هم قابل تصور نبود که حضور میلیونی بیش از نود شب بدون وقفه از سوی تمام‌کنندگان پی‌گرفته‌شود.
در مدت برپایی این جنبش وقایع زیادی رخ داده‌است که کشور و منطقه را تحت تأثیر قرار داده است : انتخاب حضرت آیت‌الله سیدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای به مقام رهبری، روزانه چندین نوبت حملۀ هوایی به شهرهای مختلف کشور و البته در پاسخ بیش از یکصد نوبت عملیات موشکی، پهپادی و هوایی از سوی نیروهای مسلح علیه دشمنان متجاوز، زمین‌گیری ذلیلانۀ دشمن در دشت مهیار شهرضا، اعمال حاکمیت رسمی ایران بر تنگۀ هرمز و تبعات آن و موارد دیگر. مرور این وقایع برای انسان ایرانی که صدها سال ناکامی در جنگ را تحمل کرده‌است، احساس عزت و افتخاری به وجود آورده‌است که یقیناً پیش‌از‌این نداشته‌است. بعلاوه، وجود مهره‌های واقعی و مؤثر اعمال قدرت از جمله تنگۀ هرمز و حمایت و پشتیبانی علنی مردم از ایران در کف خیابان و احساس ضعف اپوزیسیون وابسته از این موضوع، بینندگان منصف را به تصدیق این امر وادار می‌کند که آن‌چه از نهم اسفند ۱۴۰۴ در غرب آسیا گذشته، نه یک عملیات نظامی معمولی بوده‌است و توافقی که به این جنگ خاتمه خواهد داد، نه یک توافق عادی برای خاتمۀ جنگ است از جنس آن‌ها که سالانه ده‌ها مورد از آن در جهان امضا می‌شود.
چه رابرت پیپ استاد دانشگاه شیکاگو می‌گفت و چه نمی‌‌گفت، و چه دکتر بقایی سخنگوی وزارت امورخارجه به روی خبرنگار خارجی می‌زد یا نه، ما ایرانی‌ها باید می‌دانستیم که پایان این جنگ به شرط تحقق استمرار حاکمیت ما بر تنگۀ هرمز، خروج آمریکا از منطقه و سایر شروط شورای عالی امنیت ملی برای توافق، هم از نگاه دوستان همدل و هم از نگاه کشور‌ک‌های وابستهٔ منطقه و هم از نگاه سایر جهان معنایی جز ابرقدرتی ما ندارد.
و بر دست و پای این ملت باید بوسه زد که در روزهای بمباران کلانتری و ایست بازرسی‌ها امنیت مردم پایه را به خیابان‌ها آوردند و مشروعیت اسلام انقلابی ایران را به رخ جهان کشیدند. خدا سایۀتان رااز سر ایران کم نکند. خجسته‌باد این پیروزی.

امیرحسین عزیزی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم