حملات هوایی و پهپادی رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان بدون وقفه ادامه دارد و سیاست ترور هدفمند رزمندگان و فرماندهان مقاومت با شدت گستردهای در جریان است. در این میان، تمرکز اصلی و عملیاتی دشمن بر منطقه استراتژیک تپه علیالطاهر قرار گرفته است؛ ارتفاعاتی حیاتی که اشراف کامل، مستقیم و دیدهبانی مسلط بر شهر نبطیه و جادههای مواصلاتی اطراف آن دارد. تپه علیالطاهر و نبطیه از نظر موقعیت نظامی و جغرافیایی، قلب حیاتی مقاومت لبنان به شمار میروند و نبطیه حکم پایتخت دژهای دفاعی حزبالله در جنوب را دارد.
با تشدید محاصره این تپه، وضعیت شهر نبطیه به نقطهای فوقالعاده بحرانی رسیده است؛ چراکه سقوط علیالطاهر زنجیره دفاعی این محور را از هم میپاشد و امکان سقوط متوالی شهرها و روستاهای پیرامون آن را بهشدت افزایش میدهد. از همین رو، به هر روش و بهایی که شده، باید مانع از سقوط این مرکزیت استراتژیک شد.
در اعماق این منطقه محاصرهشده، جمعی از رزمندگان حزبالله در پایگاه زیرزمینی و موشکی عماد ۴ ــ که از مهمترین، بزرگترین و استراتژیکترین تأسیسات موشکی مقاومت محسوب میشود ــ گرفتار شدهاند. با کور شدن مسیرهای پشتیبانی و آتش مداوم دشمن بر فراز ورودیهای پایگاه، هر لحظه بیم شهادت یا اسارت این نیروها وجود دارد.
بررسی وضعیت میدانی نشان میدهد پیشروی نیروهای دشمن از چند محور مرزی صورت گرفته و بخشهای وسیعی از خاک جنوب لبنان درگیر نبرد مستقیم شدهاند. فشار نظامی سنگینی از سمت محورهای مرزی شرقی و مرکزی، مانند مناطق حولا، میسالجبل، بلیطدا و عیترون، به سمت عمق وارد شده و خطوط عملیاتی تا پیشروی به سوی کفرکلا، الطیبه و مرجعیون امتداد یافته است.
در سمت محور غربی و ساحلی نیز تحرکات پیشروی و فشار آتش بر مناطقی مانند یارون، رمیش، بنت جبیل و مارونالراس متمرکز بوده و پیشروی دشمن تلاش دارد ارتباط میان بخشهای غربی و مرکزی را کاملاً قطع کند.
پیشروی خطوط درگیری و اشغال گامبهگام شهرکها و روستاهای مرزی، حلقه محاصره را بر بخشهای بالادستی تنگتر کرده است. تحرکات و پیکانهای هجوم دشمن از سمت الطیبه و محورهای پیرامونی به سمت شمال و دره لیتانی، مستقیماً نوار دفاعی علیالطاهر و نبطیه را از سمت جنوب و شرق تهدید میکند. تسلط دشمن بر این معابر، هرگونه مسیر امدادرسانی یا آتش پشتیبان برای رزمندگان مستقر در مرتفعات علیالطاهر را بهشدت دشوار ساخته است.
همزمان، ارتش اسرائیل بخشهایی از جنوب لبنان را به اشغال درآورده، روستاهای مرزی را بهصورت کامل تخریب کرده و مردم جنوب را به خاک و خون کشیده است. انبارها، تونلها و تأسیسات مرزی حزبالله نیز هدف حملات قرار گرفته و بخشی از زیرساختهای پشتیبانی و لجستیکی این محور تخریب شده است. هرچه فشار نظامی بیشتر شده، حجم آتش و دامنه حملات نیز افزایش یافته و هر روز بر شدت و گستره عملیات افزوده شده است.
با این حال، صلابت و پایداری سرسختانه رزمندگان حزبالله و مردم جنوب همچنان ادامه دارد و تا این لحظه مانع از دستیابی دشمن به اهداف تثبیتی خود شده است. حزبالله هرچه بیشتر تحت فشار قرار گرفته و همزمان با گسترش حملات، محدودیتهای بیشتری در زمینه جابهجایی نیرو، پشتیبانی و حفظ خطوط ارتباطی بر آن تحمیل شده است.
در جبهه سیاسی، دولت لبنان در برابر این حجم از تجاوز و اشغال، عملاً به دیپلماسی و مواضع کاغذی محدود شده است؛ بیانیههایی که نه گلولههای اسرائیلی را متوقف کرده، نه از روستاهای جنوب حفاظت کرده و نه مانع ادامه اشغال شدهاند. توافقها و تفاهمهای سیاسی نیز در عمل نتوانستهاند تضمینی برای توقف حملات یا حفظ امنیت مناطق مرزی ایجاد کنند.
دولت لبنان بهجای آنکه تمام توان سیاسی و دیپلماتیک خود را برای متوقف کردن تجاوز، پایان اشغال و حمایت از مردم جنوب به کار گیرد، فشار بر حزبالله و مسئله خلع سلاح مقاومت را به یکی از محورهای اصلی خود تبدیل کرده است. این سیاست، در شرایطی که اسرائیل همچنان حملات و عملیات تخریب را ادامه میدهد، نهتنها فشار را از روی اشغالگر برنداشته، بلکه عملاً جبهه داخلی لبنان را نیز تحت فشار بیشتری قرار داده است.
نه توافقهای دولت لبنان توانستهاند جلو تجاوزات را بگیرند و نه مواضع دیپلماتیک و سیاسی ایران تاکنون توانستهاند مانع افزایش فشار نظامی شوند. در میدان، واقعیت چیز دیگری است: هر روز حجم آتش بیشتر شده، روستاهای مرزی یکی پس از دیگری هدف قرار گرفته و بخشهای گستردهای از مناطق مرزی ویران شدهاند. انبارها و تونلهای مرزی حزبالله نیز هدف حملات قرار گرفتهاند و با ادامه این روند، فشار بر مقاومت لحظهبهلحظه افزایش یافته است.
این وضعیت نشان میدهد که صرف اتکا به بیانیه، محکومیت، میانجیگری و وعدههای دیپلماتیک نتوانسته است ماشین جنگی اسرائیل را متوقف کند. دیپلماسیای که نتواند مانع تخریب روستاها، اشغال زمین و افزایش حجم آتش شود، در برابر واقعیت میدان عملاً کارایی محدودی دارد.
در چنین شرایطی، نیروهای مقاومت منطقه و بهویژه ایران بهعنوان عمود خیمه مقاومت، باید تدبیری عاجل، قاطع و میدانی برای جنوب لبنان و بهخصوص منطقه تپه علیالطاهر اتخاذ کنند تا با شکستن این محاصره، مانع از سقوط نبطیه شده و رزمندگان گرفتار در پایگاه عماد ۴ را نجات دهند.
در چنین شرایطی، نمیتوان نقش ایران را در معادلات منطقهای نادیده گرفت. ایران باید برای حمایت از جنوب لبنان و جلوگیری از سقوط کامل جنوب لبنان، اقدامات مؤثر و هماهنگ نظامی و منطقهای را در دستور کار قرار دهد. مسئله فقط صدور موضع سیاسی نیست؛ بلکه باید ظرفیتهای منطقهای برای توقف تجاوز، حفاظت از مردم و جلوگیری از گسترش دامنه جنگ فعال شود.
مسئله اصلی، وضعیت جنوب لبنان و سرنوشت رزمندگان گرفتار در محاصره حزبالله است. صرف اتکا به مواضع دیپلماتیک و بیانیههای سیاسی نمیتواند پاسخگوی شرایط بحرانی موجود باشد و مقابله با اقدامات و تجاوزات رژیم صهیونیستی نیازمند موضعی قاطع و مؤثر در سطح نظامی و منطقهای است. در چنین شرایطی، زمان آن نیست که بحران صرفاً با لبخندهای دیپلماتیک و وعدههای میانجیها مدیریت شود؛ بلکه باید با استفاده از ظرفیتهای نظامی ، برای جلوگیری از گسترش درگیری، حمایت از مردم جنوب لبنان و پایان دادن به محاصره مناطق درگیر، اقدام جدی صورت گیرد.
در نهایت، وضعیت تپه علیالطاهر، نبطیه و پایگاه عماد ۴ را نمیتوان صرفاً یک مسئله محدود جغرافیایی یا نظامی دانست؛ بلکه این وضعیت به یکی از حساسترین نقاط معادلات امنیتی و سیاسی جنوب لبنان تبدیل شده است. هرگونه تحول در این منطقه میتواند بر سرنوشت مناطق پیرامونی و موازنه کلی جبهه جنوب تأثیر بگذارد. از این رو، ضرورت دارد تحولات این محور با حساسیت بیشتری دنبال شده و تلاشهای نظامی و منطقهای برای جلوگیری از سقوط مناطق استراتژیک، حمایت از مردم جنوب لبنان و کاهش فشار بر مناطق محاصرهشده افزایش یابد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید