امروز: 1405/06/03 ساعت : 02:49
  • سرمقاله
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • به اندازه پول داریم

    جنگ فقط در میدان موشک و پهپاد رخ نمی‌دهد؛ بخشی از جنگ، در میدان روایت‌هاست. آنجا که هر طرف تلاش می‌کند تصویری از قدرت خود یا ضعف طرف مقابل بسازد و بر اساس همان، محاسبه او را تغییر دهد. در چنین شرایطی، سخن مسئولان یک کشور درباره توان اقتصادی و ظرفیت تحمل مردم، حائز اهمیت است و می‌تواند مستقیماً وارد محاسبات دشمن شود.

    بهترین نمونه برای فهم این مسئله، اظهارنظر قالیباف در ۱۹ مرداد است که گفت: «ما هر چقدر هم قدرت نظامی داشته باشیم ولی مردم‌مان گشنه باشند، نمی‌تونیم دوام بیاوریم.» البته این که اقتصاد و امنیت به یکدیگر پیوند دارند، قابل مناقشه نیست؛ مسئله اما در شرایط جنگی، تصویری است که از آن برای افکار عمومی و دشمن ساخته می‌شود. ترامپ نیز چند روز بعد همین بخش از سخنان قالیباف را در شبکه اجتماعی خود بازنشر کرد.

     چرا دشمن باید از شنیدن و بازنشر چنین گزاره‌ای خوشحال شود؟ چون آمریکا و رژیم صهیونیستی بیش از هر چیز نیازمند ساختن این تصویرند که ایران، اگرچه در میدان نظامی ایستادگی می‌کند، اما از درون در حال فرسوده شدن است و توان ادامه مسیر را ندارد. در این روایت، مسئله فقط گرانی و درآمد نفت و مالیات نیست؛ مسئله رسیدن به این نتیجه سیاسی است که اگر مقاومت هزینه دارد و اقتصاد توان تحمل آن را ندارد، پس راهی جز مذاکره و توافق باقی نمانده.

    در روزهای اخیر، برخی ادعاها درباره وضعیت درآمدهای کشور، به کمک بخشی از این تصویرسازی آمده. همتی، رئیس بانک مرکزی، درباره وضعیت نفت گفت: «صادرات نفت ما تقریبا قطع شده و درآمد ما از فروش نفت به صفر رسیده.»

    اما درست در نقطه مقابل این تصویر، آمار دیگری قرار دارد. خبرگزاری فارس از تحقق ۹۹ درصدی درآمد نفتی پیش‌بینی‌شده در بودجه در چهارماهه نخست سال خبر داده است. خط انرژی، پایگاه تخصصی حوزه انرژی نیز در واکنش به سخنان همتی، با استناد به داده‌های کپلر اعلام کرده که ایران حدود ۸۳ میلیون بشکه نفت روی آب دارد و بنابراین آنچه تقریباً متوقف شده، جریان عادی عبور نفت از محاصره است، نه اینکه صادرات نفت به معنای مطلق کلمه صفر شده باشد. این گزارش حتی با محاسبه میزان برداشت، امکان تداوم فروش نفت برای ماه‌های آینده و برقرار بودن درآمد نفتی (با حفظ همین وضعیت) تا دی‌ماه را مطرح کرده است.

    داود منظور، رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه و سازمان امور مالیاتی، نیز روایت دیگری ارائه کرده و گفته: «چین در یکماه گذشته بطور متوسط روزانه ۵۴۰ هزار بشکه نفت از ما خریده است» و افزوده: «بدون تخفیف و با قیمت بالای ۸۰ دلار نفت در حال فروش نفتمان هستیم.» منظور درباره آینده نیز گفته است: «حداقل برای دو ماه آینده نفت برای فروش داریم» و در نهایت صریح‌تر از این گفته است: «دروغ می‌گویند، شرایط اینقدر تیره نیست که برخی سعی می‌کنند آن را تارنمایی کنند.»

    در مسئله مالیات نیز همین فاصله میان دو تصویر دیده می‌شود. پزشکیان، در نشست با احزاب سیاسی درباره گرانی و کاهش درآمدهای دولت گفت: «حالا کالاها کلی مسیر عبور می‌کنند و قیمت تمام شده بیشتر شده، درآمدمان هم کم شده، نفت می‌توانستیم بفروشیم الان نمی‌توانیم» و درباره کارخانه‌های آسیب‌دیده نیز گفت: «زدند یک سری از کارخانه‌ها را خراب کردند و نمی‌توانیم مالیات بگیریم. باید پول هم بدهیم به آنها تا چرخشان بچرخد».

    اما دوباره عدد رسمی وصول مالیات در پنج‌ماهه نخست سال، که در گزارش فارس به نقل از سازمان امورمالیاتی آمده، تصویری متفاوت ارائه می‌دهد؛ گزارش از ۸۰۰ همت وصول و رشد ۵۶ درصدی نسبت به سال گذشته می‌گوید. منظور نیز درباره استدلال مالیاتی می‌گوید: «می‌گویند نمی‌توانیم مالیات بگیریم؛ کی تا حالا دو سه ماه اول سال مالیات می‌گرفتیم؟ همیشه وصول مالیات از ماه چهارم پنجم (نیمه دوم سال) شروع می‌شود.»

    حتی اگر فرض کنیم همه مشکلاتی که از سوی همتی و پزشکیان مطرح شده، واقعی باشد، باز یک سؤال بزرگ‌تر باقی می‌ماند که چرا باید در میانه جنگ، تصویر کشور به‌گونه‌ای ترسیم شود که گویی منابع اصلی درآمدی آن از میان رفته، صادرات نفت متوقف شده، کارخانه‌ها از کار افتاده‌اند و توان اقتصادی برای ادامه مسیر وجود ندارد؟

    زیرا چنین تصویری فقط مصرف داخلی ندارد. دشمن نیز آن را می‌بیند، تحلیل می‌کند و به کار می‌گیرد. همان‌طور که سخن قالیباف درباره گرسنگی مردم و دوام نیاوردن با قدرت نظامی، به فاصله‌ای کوتاه به ابزار تبلیغاتی ترامپ تبدیل شد، روایت‌های مربوط به «صفر شدن نفت» و «ناتوانی در مالیات‌گیری» نیز می‌تواند در ساختن همان تصویر بزرگ‌تر مورد استفاده قرار گیرد. اینجاست که مسئله از اقتصاد فراتر می‌رود و به سیاست می‌رسد. در ذهن جامعه تثبیت می‌کنند که کشور دیگر توان ایستادگی ندارد تا نتیجه بگیرند: «پس باید مذاکره کرد و امتیاز داد تا فشار برداشته شود.»

    اما این نسخه چند بار آزموده شده است. در ۱۴ ماه گذشته، مذاکره نه یک‌بار، بلکه سه مرتبه به جنگ منتهی شده است. تفاهم ۲۸ خرداد نیز که میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا شکل گرفت، کمتر از دو هفته بعد با اعلام خروج ترامپ از سوی آمریکا عملاً نقض شد و در همان درگیری‌های پس از توافق نیز بیش از ۵۰ شهید در جنوب کشور برجای ماند.

    مجموعه این اظهارات را باید صرفاً اظهارنظرهایی پراکنده و از سر نگرانی اقتصادی دانست، یا بخشی از یک روایت سیاسی بزرگ‌تر است که نتیجه مطلوب آن، تثبیت این گزاره در ذهن جامعه است که مقاومت دیگر امکان‌پذیر نیست و راهی جز توافق باقی نمانده است؟

    قالیباف در ۱۰ تیر، خطاب به منتقدان تفاهمِ حالا بمباران‌شده، گفته بود: «اینقدر حرف ترامپ را غرغره نکنید، خوب نیست.» اما امروز حرف‌های خود او به قدری خواسته ترامپ را تامین کرده که رسما در اکانت شخصی خود حرف‌های قالیباف را غرغره می‌کند.

    جنگ را فقط آن‌که موشک می‌زند تعیین نمی‌کند؛ آن‌که امید یا ناامیدی می‌سازد نیز در تعیین نتیجه آن سهم دارد.

    حمید لشگری

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم