تبعات جنگ ایران، دشمن را تحت فشار برده؛ در این شرایط نباید با کنشگری ناتراز در داخل، دست برتر را به دشمن داد
ترامپ مکرر از «کنترل کامل» آمریکا بر تنگه هرمز میگوید اما تردد شناورها در این گذرگاه از میانگین بیش از ۱۰۰ فروند در روز پیش از جنگ، به حدود ۱۰ فروند و حتی کمتر رسیده و هر روز خبرهایی از هدف قرار گرفتن شناورهای متخلف مخابره میشود؛ او که ابتدا وعده پایان جنگ در چند هفته را میداد، در روزهای اخیر از احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات سخن گفته؛ همزمان، با افزایش هزینههای انرژی و نارضایتی از جنگ، ترامپ یک تور انتخاباتی ۳۲روزه را برای حمایت از نامزدهای جمهوریخواه آغاز کرده و در آستانه انتخابات، بخش قابلتوجهی از توان سیاسی خود را برای حفظ موقعیت حزبش به میدان آورده؛ اینها یعنی جنگ ایران برای او دیگر صرفاً یک پرونده سیاست خارجی نیست و به مسئلهای جدی در اقتصاد و آینده سیاسیاش تبدیل شده؛ در چنین شرایطی، وظیفه ایران فقط حفظ فشار بر دشمن نیست، بلکه باید مراقب بود در داخل نیز تصمیمها و کنشگریهایی که به فرسایش توان اقتصادی کشور منجر میشوند، دست ایران را در برابر این دشمن پایینتر نیاورد.
ترامپ در روزهای اخیر بارها مدعی شده که کنترل کاملی بر تنگه هرمز دارند و حجم بالایی از نفت نیز از آنجا عبور میکند؛ واقعیت اما متفاوت است؛ تنگهای که پیش از جنگ روزانه بیش از ۱۰۰ شناور از آن عبور میکرد، اکنون شاهد عبور حدود ۱۰ شناور یا حتی کمتر است و هر روز اخبار هدف قرارگرفتن شناورهای متخلف مخابره میشود. همین دروغگویی ترامپ، یکی از مهمترین نشانههای فشار ایجادشده بر واشنگتن است؛ فشاری که علاوه بر میدان نظامی، به اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا نیز کشیده شده.
ترامپ از ابتدای جنگ تلاش داشت تصویری از یک جنگ کوتاه و پیروزی سریع ارائه کند و از پایان جنگ در چند هفته سخن میگفت اما جنگ کوتاه نشد. اکنون بیش از هفت ماه ادامه یافته و ادبیات ترامپ نیز به همان نسبت تغییر کرده و پایان آن را پس از انتخابات آمریکا تصویر میکند.
ترامپ حالا یک تور ۳۲روزه انتخاباتی نیز به راه انداخته؛ تور فشردهای که به گفته کاخ سفید دستکم ۱۷ ایالت را پوشش میدهد تا ترامپ برای هم حزبی هایش تبلیغ کند.
اگر انتخابات تا این اندازه برای ترامپ اهمیت نداشت، این حجم از حضور مستقیم در کارزار انتخاباتی چه معنایی دارد؟ براساس آمار (RealClearPolitics، Silver Bulletin، FiftyPlusOne و دیگران) میانگین رای حزب جمهوریخواه با فاصله معنی داری پایین تر از دموکراتهاست (50-52% در برابر 41-43%)؛ تأیید عملکرد ترامپ نیز در محدوده ۳۸ تا ۴۰ درصد قرار گرفته و نارضایتی از عملکرد او به حدود ۶۰ درصد رسیده.
اما شاید مهمتر از همه، تأثیر مستقیم جنگ بر زندگی مردم آمریکا باشد که جنگ ایران را به موضوعی انتخاباتی تبدیل کرده. ترامپ هم این فشار را میبیند حالا به توجیه هزینه جنگ برای مردم آمریکا روی آورده. او چند روز پیش در آلاباما، خطاب به مردم این ایالت، درباره قیمت نفت گفت: «یادتان باشد هزینهای که برای قیمت نفت میپردازید خیلی کوچکتر است در مقایسه با چیزی که میتوانست باشد اگر این دیوانهها اجازه پیدا میکردند سلاح هستهای داشته باشند و ازش علیه موبیل آلاباما استفاده کنند».
ترامپ در آستانه انتخابات، در جمع رأیدهندگان، ناچار است درباره فشارهای هزینهای جنگ بر مردم توضیح ددهد. از یک سو باید همچنان روایت پیروزی و کنترل کامل را حفظ کند؛ از سوی دیگر، جنگی که قرار بود کوتاه باشد، طولانی شده و هزینه آن به قیمت انرژی و زندگی مردم آمریکا منتقل شده؛ و شخصاً وارد یک تور فشرده انتخاباتی شده تا موقعیت جمهوریخواهان را حفظ کند.
شکست جمهوریخواهان برای ترامپ تبعات زیادی دارد. در صورت از دست رفتن مجلس نمایندگان، دموکراتها میتوانند کنترل کمیتههای تحقیق و نظارت را در دست بگیرند و پروندههای مربوط به عملکرد دولت، جنگ ایران، اطرافیان و کابینه ترامپ را با قدرت بیشتری دنبال کنند. فلج شدن بخش مهمی از دستور کار قانونگذاری دولت و افزایش فشار سیاسی بر رئیسجمهور نیز از پیامدهای چنین وضعیتی خواهد بود. حتی بحث احتمال استیضاح سوم ترامپ نیز در فضای سیاسی آمریکا مطرح شده.
حالا نباید به دشمن اجازه تنفس داد؛ و همزمان نباید در داخل کشور با تصمیمها و کنشهایی ناتراز مشکلات اقتصادی مردم را تشدید کرد و تابآوری اجتماعی و توان کشور برای ادامه مسیر را فرسوده ساخت.
در چنین وضعیتی، ممکن است دشمنی که امروز برای پایان دادن به فشار جنگی و کنترل هزینههای آن تحت فشار است، فردا با مشاهده فرسایش داخلی ایران، دست بالاتری برای تحمیل خواستههای خود پیدا کند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید