دولت چهاردهم با رویکرد تنشزدایی در سیاست خارجی تشکیل شد. آقای پزشکیان با اعتقاد به اینکه میتوان با مذاکره و تنشزدایی با آمریکا به توافقی برای رفع تحریم رسید، سید عباس عراقچی را به عنوان وزیر امور خارجه انتخاب کرد. عراقچی از چهرههای شناختهشده در سیاست خارجی و معتقد به رویکرد تنشزدایی و اصالت مذاکره برای حصول منافع ملی است.
عراقچی معاون ظریف در دو دولت یازدهم و دوازدهم بود. او مذاکرهکننده ارشد در مذاکرات منتهی به برجام بود؛ از مدافعان سرسخت برجام که حتی بیشتر و دقیقتر از خود ظریف در این قضیه بود. ظریف همانطور که خود بارها بیان کرده است، برای جزئیات وقت زیادی نمیگذاشت و از دل همین بیتوجهیها بود که داستان فرانچسکو بیرون آمد. اما عراقچی به دلیل درگیری بیشتر با جزئیات، تسلط بسیار بیشتری داشت.
عراقچی در ماههای پایان دولت روحانی، با روی کار آمدن بایدن در آمریکا و زنده شدن امیدها به احیای برجام با بازگشت آمریکا به آن، مأموریت یافت تا تمام تلاش خود را برای تحقق این مهم انجام دهد. البته هنوز این موضوع که آیا مذاکراتی که در فروردین ۱۴۰۰ توسط عراقچی آغاز شد و شش دور هم ادامه یافت، با چه مجوزی و از سوی چه نهادی بوده، نامشخص است. در روز بررسی صلاحیت عراقچی در مجلس برای وزارت امور خارجه، این سؤال از سوی امیرحسین ثابتی، نماینده مردم تهران، مطرح شد و پاسخی به آن داده نشد.
عراقچی از همان ابتدا تلاش خود را برای عملیاتی کردن رویکرد تنشزدایی آغاز کرد. اولین مسئله و چالش اساسی که دولت چهاردهم با آن روبهرو شد، ترور مهمان فلسطین آقای پزشکیان چند ساعت پس از مراسم تحلیف بود. اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، توسط رژیم صهیونیستی در تهران به شهادت رسید. عراقچی حتی در آن زمان به صورت رسمی وزیر امور خارجه نشده بود، اما احتمالاً از روند تحولات و افزایش تنشهای ایران و رژیم صهیونیستی در چند ماه قبلش اطلاع داشت.
رژیم صهیونیستی فروردین ۱۴۰۳ به کنسولگری ایران در سوریه حمله کرد و چند نفر از فرماندهان ایرانی را به شهادت رساند. ایران در پاسخ به این تجاوز، عملیات وعده صادق یک را انجام داد و صدها موشک و پهپاد به سمت رژیم صهیونیستی شلیک کرد. برای آنهایی که تحولات منطقه را دنبال میکردند، مشخص بود که تصاعد تنش در حال رقم خوردن است.
اما سیاست خارجی دولت چهاردهم با محوریت عراقچی، رویکرد تنشزدایی را انتخاب و دنبال کرد. برای رویکرد تنشزدایی، ترور شهید هنیه در تهران چالش بسیار مهمی بود. تحلیل این رویکرد از این حادثه به این صورت بود که رژیم صهیونیستی نگران شروع مذاکرات ایران و آمریکا است و به همین دلیل با این ترور میخواهد ایران را در تله تنش انداخته و فرصت مذاکره و توافق با آمریکا را از ایران بگیرد.
عراقچی این نکته را در ۲ مهر ۱۴۰۳ در نیویورک گفت. او گفت ایران در تله رژیم صهیونیستی نخواهد افتاد و مذاکرات هستهای با آمریکا را آغاز خواهد کرد. حتی پزشکیان در نیویورک با بیانی بیسابقه از سوی رؤسای جمهور ایران گفت که ایران حاضر است سلاح خود را زمین بگذارد به شرطی که رژیم صهیونیستی هم سلاح خود را زمین بگذارد. این اظهارات و رفتارها برآمده از رویکرد تنشزدایی بود و گذر زمان در روزهای بعد نشان داد که رویکرد مذکور در تحلیل درست از تحولات منطقه — که سرعت هم یافته — به شدت ناکارآمد است و در نتیجه، آن توصیه برآمده از این رویکرد که خویشتنداری و فرصت دادن به دیپلماسی است، میتواند هزینههای جبرانناپذیر در پی داشته باشد.
چند روز بعد بود که رژیم صهیونیستی شهید سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، را به شهادت رساند و ایران در پاسخ به آن، عملیات وعده صادق دو را اجرا کرد. پس از عملیات وعده صادق دو، شهید باقری، فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح در آن زمان، توضیح داد که خویشتنداری ایران پس از ترور اسماعیل هنیه، به دلیل درخواست آمریکاییها و قول آنها برای حصول آتشبس در غزه بود. اما تحولات نشان داد که این وعدهها پوچ بوده و ایران ضروری دید که پاسخ بدهد.
این صحبت به خوبی نشان داد که آمریکا با شناخت درست از رویکرد تنشزدایی ایران، وعدهای پوچ به ایران ارائه کرده و از آن طرف، رژیم صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا و اطمینان از اینکه ایران واکنش مناسب در زمان مناسب نخواهد داد، عملیاتهای خود علیه حزبالله لبنان را به شدت افزایش داد. رژیم صهیونیستی برای به دست آوردن ارزیابی دقیقتر بود که اسماعیل هنیه را در تهران ترور کرد تا رفتار واقعی ایران را ببیند. بعد از این ارزیابی بود که با قدرت زیاد به لبنان حمله کرد. رژیم صهیونیستی با عبور از تمام خط قرمزهای گذشته، دست به جنایت جنگی در لبنان زد و عملیات پیجرها را — که منجر به کشته و زخمی شدن بیش از ۴۰۰۰ نفر از مردم لبنان شد — انجام داد.
این بررسی موردی به ما نشان میدهد که رویکرد تنشزدایی برای سیاست خارجی ایران در منطقه غرب آسیا و در مواجهه با رژیم صهیونیستی و آمریکا چقدر غلط و چقدر هزینهزا بوده است. متأسفانه در دو سال گذشته و پس از این مقطع زمانی نیز رویکرد تنشزدایی دنبال شد و نتیجه آن هم تحمیل شدن دو جنگ به مردم ایران بود که بررسی دقیق آنها نیز ضروری است.
سیاست خارجی ایران باید اصلاح شود و اولویت در اتخاذ رویکرد مناسب است. رویکرد تنشزدایی نتایج پرهزینهای برای ایران داشته است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید