یادداشت از محمد عرفان خانی – استان قم، شهر قم
نفوذ نیروهای تسلیمگرا، چگونه یک جبهه را به شکست می کشاند؟
برخلاف آنچه در رسانه های جریان وفاق منعکس می شود، تأکید مکرر رهبر انقلاب بر حفظ انسجام ملی، نه تنها شاهدی بر حقانیت تسلیمگرایانِ جریان وفاق نیست بلکه نشانگر نگرانی رهبر انقلاب از آفتی است که می تواند از دل این جریان برخیزد و انسجام ملی ایران را در معرض زوال قرار دهد.
این آفت در یک خط خلاصه می شود: فراهم سازی زمینه های نفوذ و اثرگذاری تسلیمگرایان و غربگرایان.
نباید به جریان وفاق اجازه داد که به نیروهای غربگرا، مجالِ نفوذ و عرض اندام دهد و زمینه های نفوذ افکار تسلیمگرایانه و غربگرایانه در صفوف مقاوم و یکپارچه دولت-ملت ایران را فراهم سازد.
باید از انسجام ملی شکل گرفته حول محور ایستادگی مقابل دشمن، صیانت کرد و فرصت القاء تسلیم و دوگانهسازی را از غربگرایان گرفت.
در یادداشت پیش رو از منظر تاریخی به آسیب شناسی نفوذ خواهم پرداخت و خواهم گفت که نفوذ عناصر معاند و تسلیمگرا، چگونه نهضت جنگل و نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران را به شکست کشاند.
در زمینه بازخوانی نقش نفوذ در شکست ها و ناکامی های تاریخ معاصر ایران، در گام نخست، می توان به تجربه نهضت جنگل اشاره کرد.
نهضت جنگل پس از نهضت تنباکو و نهضت مشروطه، سومین خیزش تحول خواهی بزرگ در تاریخ معاصر ایران است که حول محور مقاومت و ایستادگی در برابر سلطهجویی و تمامیتخواهی قدرت های جهانی شکل گرفت.
نهضت جنگل اگرچه طی مقطعی از خاک ایران در برابر هجوم نیروهای متجاوز خارجی صیانت کرد و در مقابل فشار های سخت دشمنان خارجی و خائنین داخلی، قاطعانه ایستاد اما نفوذ و رخنه عناصر معاند و القاء یأس و تسلیم، آرمان ها و باور های مشترک یاران میرزا کوچک خان کمرنگ کرد و نهضت جنگل را به شکست کشاند.
عدم ملاحظه و رعایت یک چارچوب مشخص در فرآیند پذیرش و عضو گیری نهضت جنگل، فرصت نفوذ و رشد نیروهای منحرف، فرصتطلب و حتی نیروهای کمونیست و نفوذی شوروی را فراهم کرد و در ادامه پرهیز از برخورد قاطع با چنین نیروهایی، یکپارچگی و انسجام نهضت جنگل را به شدت تضعیف کرد.
سرانجام به واسطه خیانت نیروهای سودجو و نفوذی و ایجاد اختلاف و شکاف در نهضت جنگل توسط این نیروها، مقاومت نهضت جنگل شکسته شد و پایان تلخی برای میرزا کوچک خان و یارانش رقم خورد.
نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران، دیگر جنبش ضد استعماری تاریخ سیاسی ایران بود که در اثر نفوذ عناصر معاند، به شکست دچار شد.
این جنبش در گام های نخست، به پشتوانه انسجام و نفوذناپذیری جریانات حامی جنبش و همبستگی هواداران مردمی نهضت ملی به اهداف خود دست یافت.
جمعیت فدائیان اسلام، به عنوان یکی از جریانات اصلی حامی نهضت ملی، از طریق حذف عبدالحسین هژیر که مانع اصلی حضور اعضای جبهه ملی و چهره های برجسته این نهضت در مجلس شورای ملی بود و آرای انتخاباتی داوطلبان نمایندگی مجلس را به نفع منافع انگلیس و جریان استعمار مهندسی می کرد، امکان برگزاری انتخابات آزاد را مهیا ساخت و نیروهای سیاسی حامی نهضت ملی به مجلس راه یافتند.
در گام بعد، علیرضا رزم آرا، نخست وزیر وقت ایران که دیگر مانع پیشبرد اهداف نهضت ملی بود نیز توسط فدائیان اسلام از سر راه نهضت ملی برداشته شد و بدین ترتیب با حمایت یکپارچه مردم و جریانات سیاسی، صنعت نفت ایران، ملی شد.
اما در ادامه، دشمن از راه نفوذ و القاء یأس و تردید، میان عناصر پیشتاز نهضت ملی، شکاف ایجاد کرد و مانع حفظ دستاورد های نهضت ملی شدند.
دشمن راه تسلیم نهضت ملی را در نفوذ و اختلافافکنی یافت و بر این امر متمرکز شد.
آیت الله طالقانی که خود از شاهدان عینی حوادث نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران است، چگونگی ایجاد اختلاف و تفرقه در ارکان نهضت ملی از سوی عوامل نفوذی را اینگونه توصیف می کند:
«عوامل استعمار و استبداد از یک سو به فدائیان اسلام می گفتند شما بودید که این نهضت را پیش بردید و به آنها میگفتند دکتر مصدق بیدین است یا به دین توجهی ندارد و خواستههای شما را نمیخواهد انجام دهد و از سوی دیگر، به دکتر مصدق میگفتند فدائیان اسلام جوانانی پرشور و تروریست هستند و باید از آنها بپرهیزید و من که خود در این میان میخواستم بین این دو تفاهم ایجاد کنم، دیدم نمیشود.»
در شرایط فعلی کشور که تداوم مقاومت ملی و جلوگیری از هرگونه نفوذ و القاء تردید، ضرورت مضاعفی پیدا کرده، باید بیش از گذشته به بازخوانی چنین تجاربی پرداخت و از این راه، ضرورت حفظ انسجام و نفوذ ناپذیری ملی را به اثبات رساند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید