نگاهی به نظرسنجی موسسه آمریکایی؛ جنگی که تابآوری ایران را هدف گرفته بود، مردم آمریکا را خسته کرد
در جنگهای جدید، ذهن جامعه نیز بخشی از میدان نبرد است؛ جایی که ترس، خستگی، فشار اقتصادی و احساس شکست یا پیروزی میتواند سرنوشت ادامه یک منازعه را تغییر دهد.
پس از ۴۰ روز جنگ نظامی آمریکا علیه ایران، یکی از مهمترین اهداف واشنگتن را باید در همین میدان شناختی جستوجو کرد: شکستن تابآوری جامعه ایران و تغییر محاسبه مردم درباره هزینه ایستادگی. قرار بود فشار ناشی از جنگ، جامعه ایران را به این جمعبندی برساند که ادامه مقاومت پرهزینهتر از پذیرش خواستههای آمریکا است.
اما نظرسنجی منتشرشده از سوی دانشگاه ماساچوست در ۹ شهریور ۱۴۰۵، تصویر متفاوتی را در سوی دیگر میدان نشان میدهد؛ تصویری که بیش از آنکه از فرسایش تابآوری ایرانیان حکایت کند، از شکلگیری نشانههای خستگی جنگ در جامعه آمریکا حکایت دارد.
آمریکاییها جنگ نمیخواهند
نخستین نشانه را میتوان در ارزیابی مردم آمریکا از عملکرد رئیسجمهور این کشور دید. در پاسخ به این سؤال که آیا عملکرد ترامپ در قبال جنگ با ایران را تأیید میکنند، تنها ۲۵ درصد پاسخ مثبت دادهاند، در حالی که ۶۸ درصد آن را تأیید نکردهاند و بخش قابل توجهی نیز در این دو گزینه قرار نگرفتهاند.
اما وقتی سؤال از شخص ترامپ فراتر رفته و مستقیماً درباره اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران پرسیده شده، فاصله روشنتر میشود: ۵۴ درصد اقدامات نظامی اخیر آمریکا را تأیید نمیکنند و تنها ۲۶ درصد با آن موافقاند.
این یعنی حتی در جامعهای که کشورش آغازکننده جنگ بوده، حمایت از ادامه اقدام نظامی اکثریت ندارد.
اگر قرار بود فشار نظامی آمریکا، ایران را به نقطهای برساند که هزینه جنگ برای جامعه غیرقابل تحمل شود، اکنون دستکم بخشی از همین نشانهها باید در افکار عمومی ایران مشاهده میشد. اما آنچه این نظرسنجی نشان میدهد، مسئله دیگری است: هزینه جنگ در حال تبدیل شدن به یک مسئله برای افکار عمومی آمریکا نیز هست.
مردم آمریکا، ارتش این کشور را شکست خورده میدانند
مهمتر از میزان مخالفت با اقدامات نظامی، پاسخ آمریکاییها به آینده جنگ است.
در پاسخ به این سؤال که آیا آمریکا در جنگ با ایران پیروز خواهد شد، ۴۷ درصد گفتهاند آمریکا پیروز نخواهد شد؛ در مقابل، تنها ۲۵ درصد معتقدند آمریکا پیروز خواهد شد.
این فاصله، از یک واقعیت مهم حکایت دارد: جامعه آمریکا روایت پیروزی آمریکا را نپذیرفته است.
جنگی که قرار بود با نمایش قدرت نظامی، محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد، اکنون با جامعهای مواجه است که پیروزی کشور خود را رد میکنند.
در میدان شناختی، این اتفاق کماهمیت نیست. جنگ زمانی میتواند اراده طرف مقابل را بشکند که جامعه، ادامه مقاومت را بیفایده و پیروزی دشمن را محتمل بداند. اما وقتی بخش بزرگتری از جامعه مهاجم، خود پیروزی را باور ندارد، بخشی از منطق روانی جنگ زیر سؤال میرود.
جنگ، هزینهاش را به زندگی آمریکاییها رسانده است
شاید مهمترین عامل در شکلگیری این نگاه، تجربه مستقیم هزینههای جنگ باشد. ۸۰ درصد پاسخگویان معتقدند جنگ آمریکا با ایران موجب افزایش هزینه بنزین و مواد غذایی شده است.
این عدد نشان میدهد جنگ دیگر صرفاً موضوعی مربوط به سیاست خارجی یا میدان نبرد نیست؛ جنگ به سبد خرید و زندگی روزمره شهروند آمریکایی رسیده است. در چنین شرایطی، مشروعیت ادامه جنگ دیگر فقط با توضیح ضرورتهای امنیتی حفظ نمیشود. شهروند باید پاسخ این سؤال را پیدا کند که هزینهای که میپردازد، در نهایت چه دستاوردی برای او و کشورش دارد.
وقتی ۵۰ درصد پاسخگویان میگویند جنگ با ایران اشتباه بوده، این پرسش جدیتر میشود: آیا جامعه آمریکا حاضر است برای جنگی که بخش قابل توجهی از آن را اشتباه میداند، هزینههای بیشتری بپردازد؟
وعدههای بزرگ جنگ، مردم آمریکا را قانع نکرده است
دادههای دیگر این نظرسنجی نیز همین شکاف میان اهداف اعلامشده جنگ و برداشت جامعه آمریکا را نشان میدهد.
تنها ۳۱ درصد معتقدند جنگ مانع توسعه هستهای ایران خواهد شد. فقط ۲۷ درصد بر این باورند که این جنگ آمریکا را در مقام اول دنیا قرار داده است. ۲۶ درصد معتقدند جهان با ثباتتر خواهد شد و تنها ۲۳ درصد میگویند این جنگ آمریکا را امنتر کرده است.
یعنی حتی مهمترین روایتهایی که معمولاً برای توجیه یک جنگ خارجی مطرح میشوند – امنیت بیشتر، ثبات جهانی، حفظ برتری آمریکا و جلوگیری از تهدید هستهای -نتوانستهاند حمایت اکثریت جامعه آمریکا را به دست آورند.
این مسئله از منظر شناختی اهمیت ویژهای دارد. وقتی جامعه، معنای پیروزی را در نتیجه جنگ نمیبیند، قدرت روایت رسمی برای توجیه ادامه آن نیز کاهش پیدا میکند.
جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را نشان دهد، نگرانی درباره فرسایش قدرت را بیشتر کرده است.
۵۵ درصد آمریکاییها معتقدند جنگ با ایران توانایی ارتش آمریکا برای واکنش به سایر درگیریها در سراسر جهان را تضعیف کرده است.
این شاید یکی از معنادارترین نتایج نظرسنجی باشد. آمریکا جنگ را با ادعای نمایش قدرت آغاز میکند، اما بیش از نیمی از مردم خود این کشور معتقدند درگیر شدن در جنگ، ظرفیت آمریکا برای مواجهه با بحرانهای دیگر را کاهش داده است.
در اینجا مسئله فقط «مقبولیت جنگ» نیست؛ مسئله برداشت جامعه از قدرت ملی است.
اگر جنگ قرار است به طرف مقابل نشان دهد که آمریکا توان اعمال قدرت دارد، اما در داخل آمریکا این نگرانی شکل گرفته که همین جنگ توان نظامی کشور را برای مواجهه با سایر بحرانها کاهش داده است، نتیجه شناختی جنگ میتواند برخلاف هدف اولیه عمل کند.
میدان شناختی، همیشه مطابق محاسبات طراحان جنگ پیش نمیرود
جنگ آمریکا علیه ایران قرار بود علاوه بر اهداف نظامی، بر محاسبات ذهنی جامعه ایران نیز اثر بگذارد؛ ترس از تداوم جنگ، نگرانی از هزینههای اقتصادی و تصور ناتوانی در برابر قدرت نظامی آمریکا، عواملی بودند که میتوانستند تابآوری جامعه ایران را فرسوده کنند.
اما تابآوری اجتماعی را نمیتوان صرفاً با افزایش هزینه سنجید. سؤال اصلی این است که چه کسی زودتر هزینه را غیرقابل تحمل میبیند و چه کسی زودتر به این نتیجه میرسد که ادامه جنگ ارزش هزینههایش را ندارد؟
نظرسنجی دانشگاه ماساچوست، تصویری قابل تأمل در اینباره ارائه میکند. ۵۴ درصد با اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران مخالفاند، ۵۰ درصد جنگ را اشتباه میدانند، ۴۷ درصد معتقدند آمریکا پیروز نخواهد شد، ۵۵ درصد معتقدند این جنگ توانایی ارتش آمریکا را برای درگیریهای دیگر تضعیف کرده و ۸۰ درصد افزایش هزینه بنزین و مواد غذایی را نتیجه جنگ میدانند.
اینها در کنار یکدیگر نشان میدهند که جنگ نتوانسته در جامعه آمریکا تصویری از یک پیروزی روشن، کمهزینه و ضروری بسازد و بالعکس، نشانههایی از پیروزی ایران دارد.
این بار پرسش از تابآوری آمریکا است
در نهایت، اهمیت این دادهها زمانی روشنتر میشود که آنها را در چارچوب راهبرد کلی جنگ ببینیم.
آمریکا تلاش کرد با اعمال قدرت نظامی، هزینه مقاومت را برای ایران افزایش دهد و از مسیر فشار، محاسبات جامعه ایرانی را تغییر دهد. اما شش ماه بعد، پرسش مهم دیگری در برابر خود آمریکا قرار گرفته است: آیا جامعه آمریکا حاضر است هزینه جنگی را بپردازد که بخش قابل توجهی از آن را اشتباه میداند و پیروزی در آن را نیز قطعی نمیبیند؟
اگر هدف جنگ، شکستن اراده جامعه ایران بود، این نظرسنجی دستکم یک واقعیت متفاوت را نشان میدهد: خستگی از جنگ، پیش از آنکه به یک اجماع علیه مقاومت در ایران تبدیل شود، به مسئلهای جدی در جامعه آمریکا بدل شده است. جنگی که قرار بود در ذهن ایرانیان احساس شکست ایجاد کند، اکنون در ذهن بخشی از آمریکاییها با پرسشهایی درباره هزینه، فایده و امکان پیروزی آمریکا روبهروست.
و شاید این مهمترین تناقض باشد:آمریکا به دنبال شکستن تابآوری ایران است؛ اما دادههای افکار عمومی آمریکا نشان میدهد این بار، تابآوری خود جامعه آمریکا در برابر هزینههای جنگ به چالش کشیده شده است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید