امروز: 1405/07/28 ساعت : 01:23
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • جای خالی خیابان

    یادداشت از مریم فتحی اصل – قم

    در سال‌های اخیر، مسئله «حجاب» از یک فرع فقهی فراتر رفته و به یکی از محورهای اصلی منازعه تمدنی میان جهان اسلام و غرب تبدیل شده است. آنچه در جمهوری آذربایجان می‌گذرد، نمونه‌ای آشکار از این منازعه است: دولتی که خود را سکولار و متحد غرب معرفی می‌کند، دختران و معلمان محجبه را از مدارس بیرون می‌راند و معترضان را بازداشت می‌کند. این یادداشت می‌کوشد این تحول را در چارچوبی گسترده‌تر تحلیل کند و نشان دهد چرا حجاب امروز نه صرفاً یک انتخاب شخصی، بلکه نمادی از مقاومت در برابر سلطه تمدنی غرب است.

    ۱. بی‌حجابی به مثابه پیشران تمدنی غرب

    «بی‌حجابی» در عصر ما صرفاً یک حکم فقهی نیست؛ بلکه به «پیشران تمدنی غرب» تبدیل شده است. از رضاخان و آتاتورک تا علی‌اف، غربی‌شدن با حجاب‌ستیزی ملازم بوده است. این الگو تصادفی نیست: حذف حجاب از فضای عمومی، پیش‌شرط ایجاد جامعه‌ای است که در آن ارزش‌های غربی بتوانند بدون مقاومت فرهنگی ریشه بدوانند. از همین رو، ترویج بی‌حجابی مانند حرمت تنباکو در فتوای میرزای شیرازی عمل می‌کند: وقتی ابزاری سیاسی برای سلطه بیگانه شود، حکم سیاسی می‌گیرد، هرچند فی‌نفسه چنین حکمی نداشته باشد. در مقابل، مقاومت سیاسی و تمدنی در برابر غرب نیز به «حجاب» گره خورده است. گریبر، مردم‌شناس یهودی، این واقعیت را در غزه روایت کرده است: هسته سخت و بادوام مقاومت ملی ایرانیان در برابر تجاوز آمریکایی را «زنان محجبه» تشکیل دادند، هرچند برخی با انتخاب شخصی بی‌حجابی نیز همراه شدند. چنانچه کُر اصلی وطن‌فروشی را همان «جنبش برهنگی» ساخت، هرچند برخی اهل پوشش هم همراهی کرده باشند.

    ۲. از «نه به الزام» تا «الزام بی‌حجابی»

    خط‌‌ مشی حجاب‌ستیزی غرب‌گرایان برای فتح فرهنگ اسلامی، در نظام‌های اسلامی ابتدا با «نه به الزام» آغاز می‌شود. وقتی بدنه اجتماعی ساختند و جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک دولت‌ها را کاستند، آنگاه در دولت‌های سکولارشده به «منع حجاب و الزام بی‌حجابی» روی می‌آورند. این الگو در ترکیه و جمهوری آذربایجان قابل مشاهده است. در جمهوری آذربایجان، قطعنامه ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ کابینه وزیران، پوشیدن لباس‌هایی را که «وحدت یونیفرم مدرسه را می‌شکند یا با اصل سکولاریسم آموزش عمومی مغایر است» ممنوع کرد. در متن قطعنامه صریحاً به «حجاب» اشاره نشد، اما در اجرا، دختران و معلمان محجبه از ورود به مدارس منع شدند. وزارت کشور از بازداشت ۳۷ نفر خبر داد، فعالان از بیش از ۲۰۰ نفر. سید طالع بادیگاهی باکویی یکی از کسانی است که به همین سیاست اعتراض کرد و بازداشت شد. پستش را از پیجش پاک کردند، اما ظلم را نمی‌توان با حذف حساب کاربری پاک کرد.

    ۳. سکولاریسم، از شعار تا عمل

    سکولاریسمی که علی‌اف به رخ می‌کشد، نه جدایی دین از حکومت است و نه احترام به حق انتخاب شهروندی. سکولاریسم واقعی یعنی هیچ‌کس به خاطر باورهایش از تحصیل و کار محروم نشود، اما آنچه در باکو می‌گذرد، غلام حلقه به گوش استعماری است که نماد مقاومت زن محجبه را تاب نمی‌آورد. علی‌اف خود را متحد غرب معرفی می‌کند و دم از حقوق بشر می‌زند، اما در کشوری که اکثریت مردمش مسلمان‌اند، دختران محجبه را از کلاس درس بیرون می‌کند و معلمان را بین روسری و شغلشان می‌گذارد. اینکه در این دوران یک زن باید میان حجاب یا تحصیل، حجاب یا کار، یکی را انتخاب کند، ظلمی است که باید در جوامع حقوق بشری پیگیری شود. این ظلم است، نه اینکه زن بخواهد به استادیوم برود یا نه. و وای خواهید دید حقوق بشر در این مورد به بهانه‌های واهی سکوت خواهد کرد و تناقض خود را فریاد خواهد زد.

    ۴. علی‌اف، از هم‌پیمانی با اسرائیل تا حجاب‌ستیزی

    علی‌اف هم‌پیمان با اسرائیل علیه ایران بود؛ اخیراً علیه فرهنگ مشترک اسلامی (حجاب) نیز اقدام کرده است. این هم‌پیمانی و این حجاب‌ستیزی دو روی یک سکه‌اند: هر دو در خدمت پروژه‌ای هستند که می‌کوشد ایران و فرهنگ اسلامی را از درون تضعیف کند. در حالی که «اسلام اجتماعی» در ترکیه به اعتراض برخاسته، «اسلام سیاسی ایران» در قبال این تحولات ساکت مانده است. این سکوت، پرسشی جدی است: آیا مقاومت تمدنی فقط با بیانیه و تحلیل ممکن است، یا نیازمند حضور در میدان است؟

    ۵. جای خالی خیابان

    تظاهرات علیه علی‌اف دو کارکرد دارد: از یک سو خط و نشان علیه هم‌پیمان دشمن ایران، و از سوی دیگر تحکیم سنگر حجاب در فرهنگ منطقه اسلامی مورد هجوم غرب. جای خالی خیابان در این معادله، پرسشی است که باید پاسخ داده شود: آیا سکوت در برابر حجاب‌ستیزی، سکوت در برابر تجاوز تمدنی غرب نیست؟ استعمار در هر لباسی که باشد، در نهایت در برابر اراده زنان محجبه شکست خواهد خورد. اما این شکست نیازمند ایستادگی است.

    جای خالی خیابان در برابر حجاب‌ستیزی علی‌اف، پرسشی است که باید پاسخ داده شود: آیا مقاومت تمدنی فقط با بیانیه و تحلیل ممکن است، یا نیازمند حضور در میدان است؟ و کاش علی‌اف تحت تأثیر تلاش‌های استعمار برای زنده ماندن در خاورمیانه قرار نمی‌گرفت و این‌گونه به اکثریت مردمش ظلم نمی‌کرد.

    نتیجه‌گیری

    حجاب امروز تنها یک انتخاب شخصی نیست؛ نمادی از مقاومت در برابر سلطه تمدنی غرب است. آنچه در جمهوری آذربایجان می‌گذرد، نمونه‌ای آشکار از این منازعه است: دولتی که خود را سکولار و متحد غرب معرفی می‌کند، دختران و معلمان محجبه را از مدارس بیرون می‌راند و معترضان را بازداشت می‌کند. این ظلم را نمی‌توان با حذف حساب کاربری و پست‌های مربوطه پاک کرد. استعمار در هر لباسی که باشد، در نهایت در برابر اراده زنان محجبه شکست خواهد خورد. اما این شکست نیازمند ایستادگی است؛ ایستادگی در خیابان، در رسانه، و در وجدان عمومی. جای خالی خیابان، پرسشی است که باید پاسخ داده شود.

    مریم فتحی اصل

    مریم فتحی‌اصل، دانشجوی دکتری سیاست‌گذاری فرهنگی، دارای کارشناسی معماری و کارشناسی ارشد مدیریت رسانه و از طلاب مطالعات زنان جامعه‌الزهرا(س) است. وی پژوهشگر و فعال اجرایی در حوزه زن، رسانه و خانواده بوده و سوابقی همچون دبیری ستاد راهبری عفاف و حجاب حوزه‌های علمیه قم، نمایندگی آیت‌الله اعرافی در ستاد عفاف و حجاب وزارت کشور، دبیری کارگروه زن و خانواده مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی و پژوهشگری در مرکز ملی فضای مجازی را در کارنامه دارد.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم