امروز: 1405/06/24 ساعت : 19:41
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • جریان فرورفته در تناقض مدعی سازندگی و مردم‌مداری

    به نظر می‌آید جریان مدعی سازندگی و آزادی اندیشه با دریافت فضای حاکم بر کشور پس از امضاء تفاهم‌نامه، و در ایفای نقش به‌عنوان پدر معنوی دولت مدعی وفاق، حال بر طبل تهی از اعتقاد ضرورت همبستگی ملی می‌کوبد و مدام با فرورفتن در ظاهر دلواپس نجات کشور از شرایط جنگ، در اظهارنظری شعارگونه، راهبرد نجات ایران از این شرایط را اتکاء به خرد جمعی و بسیج توان دولت در حرکت در مسیر روابط بین‌الملل توصیف می‌کند، اما خردی جمعی که خود تعریف می‌کند، و آن بهره‌ورزی از آراء و دیدگاه‌های شخصیت‌های فرورفته در چارچوب این جریان می‌باشد؛ کسانی که در تأکیدی شعارگونه، همواره در صدد بهره‌برداری از مفاهیمی چون آزادی در راستای پیشبرد مقاصد خود بوده‌اند، و در همین راستا، اظهار می‌داشته‌اند که آزادی و امنیت ظاهری نیاز مبرم جامعه است و هویت در مرتبه‌ای ثانویه قرار می‌گیرد.

    اما واقعیت امر این است که این رویکرد اصولاً پذیرش تامّ‌وتمام‌ انگارۀ اصالت آزادی مادّی انسان(لیبرالیسم) می‌باشد، آن هم در شرایطی که این انگاره خود در بحرانی تمام‌عیار فرورفته و نشانه‌های افول و هدم آن در جهان از هر زمان دیگری آشکارتر گردیده‌اند؛ اما آن جریان سیاسی در راستای پیشبرد مقاصد خود، سر را در برف فروکرده و در تقابل با راهبردهای کلان نظام، و با پیش‌گرفتن سیر اقتدارگرایی بر بنیان آراء باطل خود، در عین ادعای اصلاح‌طلبی، همچنان به ارائۀ راهکارهای فریبنده و فرورفته در فریبکاری می‌پردازد و جامعه را به سمت پرتگاههایی چون مذاکره و سازش با آمریکا با وعده‌هایی چون رشد و ارتقاء و بهبود شرایط اقتصادی جامعه در این صورت، علیرغم عیان گشتگی ناکارآمدی پیش‌گیری چنین سیاستهایی در دوره‌های مختلف می‌کشد.

    این جریان که از دورۀ استقرار دولت مدعی سازندگی، و در شرایط پس از جنگ هشت‌ساله، که ویرانی‌ها و رکودی اقتصادی را هم به‌بارآورده‌بود، با ادعای رونق اقتصادی، خودنمایی کرد و همچون یک بیماری ادامه‌دار، وارد ساختار اقتصادی کشور شد، با روی‌کارآمدن دولت مدعی اصلاحات، وجهۀ فرهنگی خود را هم که روکشی بر مبانی فرهنگی غرب بود و است، عیان کرد، و با ارائۀ شعارهایی فریبنده همچون “آزادی شرط اساسی دانایی و پیشرفت” و “دانشگاه خانۀ آزادی اندیشه و بیان”، نابسامانی‌ها و اغتشاشات فرهنگی و اجتماعی را در جامعه بنیان‌نهاد؛ و نکتۀ جالب اینجا است که دو وجهۀ این جریان مدعی سازندگی و آزادی اندیشه در قالب رویدادها و تصمیم‌های نابسامانگر اقتصادی و فرهنگی، همچون حذف یا نادیده‌انگاری قانون حجاب و رونق بساط رباح و مرابحه، تا همین زمان جاری و دولت مدعی وفاق، که البته وفاقش به‌واقع تصمیم‌گیری ژنرال‌های لیبرالیسم‌گرا و پیروی دیگران است، ادامه‌یافته‌است.

    اما بستر ایفای‌نقش سیاسی این غربگرایی به‌واقع محل چیدن محصول همه این سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در دوره‌های مختلف، از جانب آن کشور با غرایض سیاسی و فرهنگی و اقتصادی در مواجهه با ایران بوده و است، بستری که نمود امروزین موردپیگیری همان جریان مدعی، بحث مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی با ادعای رویکردی واقع‌گرایانه و مبتنی بر ضرورت است؛ گرچه هرچه در تاریخ و سوابق مرتبط با مذاکره با آمریکا از جانب کشور ما، و حتی کشورهای دیگر جستجوشود، کذب این ادعا و صدق این واقعیت که دولت آمریکا جریانی غیرقابل‌اعتماد و عهدشکن، و اعتماد به آن خطرناک و مذاکره با آن بی‌نتیجه است، نمود بیشتری می‌یابد.

    حال آن‌چه که در این مسیر توجهی ویژه می‌طلبد، نقش انکارناپذیر رسانه‌ها و جریان‌های حاکم بر آنها است، چنان‌که وقتی این آرایه‌های مؤثر در تقابل با دشمن، به ایفای نقشی بر ضد این تقابل یا دست‌کم نادیده‌انگارانۀ اصالت این تقابل روی می‌آورند، به‌جای ایفای‌ نقش اصیل خود، که ارائۀ اطلاعات و تحلیل‌های درست، و به‌تعبیری تنویر افکار عمومی در راستای رونق و ارتقاء هویت ملی، و نقش‌آفرینی مؤثر آن در مواجهه با دشمنان است، در مسیر فرسایش هویت ملی از طریق سیاست خارجی تحمیلی دشمن حمایت می‌کنند و اصولاً به پایگاه فکری و حتی عملی قدرتمندی برای فرسایش فرهنگی و البته آرمان‌گرایی فرهنگی و هویتی تبدیل می‌شوند؛ و چنین است که این روند را باید هدایت رسانه‌ها در ایفای‌نقش فرورفته در ادعا آن هم در ذیل راهبری توسط یک جریان کلان آغشته به مادّی‌گرایی مدعی آزادی خواند، فرایندی که اساساً دستور کار سیاست خارجی مصالحه با غرب سراپادشمن را تبلیغ می‌کند و در ساختاری کلان، اصالتاً مأمور به ایجاد جریان تضعیف و سپس هدم هویت کلان ملی، آگاهی تاریخی و عزت‌نفس جمعی می‌باشد؛ جریانی که البته پیامدهای اقتصادی خطرناکی هم برای جامعۀ غیرغربی به دنبال دارد، پیامدهایی که اصولاً مبتنی بر فرورفتگی جهان‌بینی اقتصادی در اقتصاد سرمایه‌داری و واهلش مبانی اصیل اقتصادی جامعه است؛ که نمودهای کلان آن را در دورۀ مدعی سازندگی و ابعاد تبیینی و نیز پی‌افکندگی اقتصاد غرب‌مدار در جامعه به بهانۀ ترمیم تخریب‌های جنگ و نیز ایجاد و پیگیری جریان رونق اقتصادی جامعه از سال 1368 دیدیم و البته همچنان، علیرغم برخی ادعاها، ادامه‌دارد؛ و اصولاً همین دوام، البته در جوار ایفای‌نقش بسیار محدود دستگاه قضا است که کسانی را به جایگاههایی می‌رساند که حال با ادعای اثرگزاری کلان بر سرتاپای اقتصاد و حتی سیاست کشور، به‌ظاهر از محدودۀ یک یا دو روزنامه، همه جریان‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی مخرب کشور را هدایت می‌کنند؛ و در شرایط کنونی، به بهانۀ روند رو به پیش مذاکرات با آمریکا، حتی سخن از تغییر ساختار حکومت هم به میان می‌آورند؛ تغییر ساختاری که بر بنیاد آن، کسانی که جریان مخرب آنها در دوره‌هایی نه‌چندان کوتاه، کشور را دربرگرفته بوده‌است، حال به‌واقع با تقلای فرورفته در نابکاری، از نادیده‌انگاری تجاوزهای دشمن و پیگیری روند تفاهم‌نامۀ فرورفته در بی‌دقتی و سهل‌انگاری، یا ازمنظری عدم مسؤولیت‌پذیری، سخن می‌گویند و خود را به درودیوار می‌کوبند که عموم جامعه را موافق آراء دشمن‌پرستانۀ خود، و مخالفان دشمن‌ستیز خود را هواپرستان سوار بر احساسات پاک مردم در مسیر تخریب ایران برمی‌شمارند.

    رضا قسیمی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم