محاصرۀ دریایی سعودی، نشانۀ پویایی و وحدت جبهۀ مقاومت
همزمان با اقدامات قاطعانه یمن در دریای سرخ، گسترش ابعاد درگیریها به تنگه هرمز و گزینهی روی میزِ بستهشدن این گلوگاه حیاتی توسط جمهوری اسلامی ایران، ابعاد نبرد را به سطح یک بحران تمامعیار و غیرقابلکنترل برای غرب ارتقا داده است. انسداد همزمان دو شریان اصلی انرژی جهان، شطرنج امنیتی منطقه را فلج کرده و خطوط عبور نفت و گاز را بهطور کامل زیر چتر آتش محور مقاومت قرار داده است. این هماهنگی فوقالعاده میدانی میان ایران و یمن ثابت کرد که هرگونه حماقت متجاوزان، پاداشی جز قطعیشدن فلج کامل شاهراههای اقتصادی جهان نخواهد داشت. امروز دشمن دریافته که کلید امنیت دریانوردی بینالمللی تنها در دست ملتهای مقتدر منطقه است و هیچ اهرم فشاری قادر به شکستن این حلقه بازدارندگی نخواهد بود.
علاوه بر این، تحولات اخیر تثبیتکننده دکترین جدید و بیرحمانهای برای دشمنان است؛ از این به بعد، جبهه مقاومت قاعده بازی را تغییر داده و جواب خون را با خون، محاصره را با محاصره و زیرساخت را با زیرساخت خواهد داد. دیگر روزگاری که متجاوزان شهرها و زیرساختهای حیاتی ملتهای منطقه را ویران کنند و در مقابل، تأسیسات، بندرها و پالایشگاههایشان در امان باشد، به پایان رسیده است. هر قطره خونی که از مردم مظلوم به زمین بریزد، با پاسخی خونین در عمق خاک دشمن تلافی میشود و نابودی هر مرکز زیستی یا اقتصادی، انهدام متقابل زیرساختهای کلیدی طرف مقابل را به همراه خواهد داشت. این معادله جدیدِ تلافیجویانه، تمام محاسبات نظامی دشمن را به هم ریخته و هزینه هرگونه حماقت جدید را به اوج بیسابقهای رسانده است.
در همین راستا، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و در رأس آنها عربستان سعودی باید بهخوبی درک کنند که زمان حسابرسی و پرداخت تاوان برای تمام اقدامات شرورانه علیه محور مقاومت و سرکوب مردم مظلوم شیعه فرا رسیده است. سالها همپیمانی آشکار و پنهان با جبهه استکبار، ارائه تسهیلات منطقهای برای فشار بر جریان مقاومت و نادیده گرفتن حقوق مسلم ملتهای مسلمان، حسابی است که اکنون باید تسویه شود. دیگر هیچ حاشیه امنی برای کسانی که شریانهای حیاتی مظلومان را بستند و بر رنج و خون آنان سرپوش گذاشتند، وجود ندارد. حسابرسی بزرگ آغاز شده و تمامی این رژیمها مجبور خواهند شد تاوان سنگین تکیه بر متجاوزان و خصومت با ملل بیدار منطقه را قطرهبهقطره و با تمام وجود بپردازند.
محاصره دریایی اعلامشده از سوی نیروهای مسلح یمن علیه عربستان و متحدان غربی-عربیاش، یک تحول ساده یا مانور تبلیغاتی نیست؛ بلکه نقطه عطفی قطعی در معادلات ژئوپلیتیک و امنیتی منطقه است. ملتی که سالها زیر آتش تجاوز، محاصره ظالمانه و کشتار بیرحمانه ایستادگی کرد، بیش از یک دهه زیر سختترین بمبارانها، محاصره همهجانبه، قحطی سازمانیافته و بحرانهای انسانی، به برکت اراده پولادین مردم یمن دوام آورد، امروز با عبور کامل از لاک دفاعی، شریانهای حیاتی و عرصه اقتصادی دشمن را هدف گرفته است. پیام صریح صنعا به تمام بازیگران منطقهای و فرامنطقهای این است که امنیت، کالا یا منطقی یکطرفه نیست؛ یا همگان از آن برخوردار خواهند بود یا هیچ متجاوزی روی آرامش را نخواهد دید.
سالها تصور اشتباه و محاسبات غلط متجاوزان این بود که میتوان یک ملت را زیر بار محاصره و جنایت خفه کرد، به توبره کشید، زیرساختهایش را نابود کرد و مانع ورود غذا و دارو شد، اما در برجهای شیشهای احساس امنیت داشت و خطوط مواصلاتی انرژی را با خیال راحت مدیریت کرد. اقدام اخیر یمن با منطق «محاصره در برابر محاصره»، خط بطلانی پررنگ بر این پندار کشید. اکنون زمان آن فرا رسیده که از این اهرم راهبردی به بهترین و قاطعترین شکل ممکن استفاده شود تا یک بار برای همیشه کمر دشمن بشکند و هزینه متجاوز به او خورانده شود.
با بالا گرفتن فشارها و افزایش ریسک دریانوردی در آبراههای حیاتی چون بابالمندب و دریای سرخ، قطعاً قیمت انرژی و هزینههای حملونقل با جهشی بیسابقه روبهرو خواهد شد. باید از این اهرم بهخوبی استفاده شود؛ این همان نقطه آسیبپذیری ساختاری غرب و متحدان منطقهای آن است. ناوهای میلیارددلاری و سامانههای پدافندی گرانقیمت، در برابر ابزارهای نقطهزن و کمهزینه یمنی کاری از پیش نمیبرند و شوک اقتصادی ناشی از اختلال در انتقال نفت و گاز، مستقیم قلب اقتصاد متجاوزان را نشانه میرود.
تحولات اخیر همچنین پاسخ محکمی به ادعاهای سطحی درباره تضعیف محور مقاومت است. همانطور که رهبر شهید انقلاب صریحاً و با قاطعیت تأکید فرمودند: «جبهه مقاومت زنده است»؛ این جبهه، یک پیکره زنده، پویا و هماهنگ است که با تجدید قوا، ایستادگی و همافزایی میان نقاط مختلف منطقه، از خلیج فارس تا دریای سرخ، استراتژی تحمیل هزینه را به اجرا میگذارد و تمامی محاسبات مستکبران را برهم میزند.
تجربه ثابت کرده که حق هرگز پشت میز دیپلماسیِ بیپشتوانه یا با بیانیههای تشریفاتی به دست نمیآید، بلکه تنها با اقتدار میدانی، ارادههای شکستناپذیر و تغییر محاسبات سود و زیان دشمن حاصل میشود.
این تحولات، آغاز فروپاشی هژمونی چند دههای استکبار بر مهمترین آبراههای اقتصادی و نظامی جهان است. دشمنی که روزی تصورش را هم نمیکرد با سیلیِ محکم ملتهای زیر بار فشار روبهرو شود، امروز در برزخِ تصمیمگیریِ راهبردی گرفتار شده است. هر قدمی که به سمت تشدید درگیری برداشته شود، تنها سرعت خفگی اقتصادی غرب را افزایش داده و بازارهای جهانی را به دامن بحرانهای ادواری و مهارناپذیر میکشاند.
دیگر این تسلیحات میلیارددلاری ناوهای آمریکایی نیستند که قوانین دریانوردی را تعیین میکنند، بلکه اراده پولادین مجاهدان است که قلمرو امنیت را ترسیم میکند. این فورانِ اقتدار، نه صرفاً یک پاسخ نظامی موقت، بلکه بنیانگذاری یک «نظم نوین منطقهای» بدون حضور مداخلهگران بیگانه است. کدخداهای دیروز جهان اکنون در جبهه خلیج فارس و دریای سرخ به زانو درآمدهاند و دریافتهاند که دستدرازی به حقوق ملتهای مظلوم، بها و تاوانی برابر با نیستیِ شریانهای حیاتشان دارد.
از این پس، تاریخ منطقه نه در کاخهای غربی و برجهای شیشهای شیوخ، بلکه در میدانهای نبرد و بر روی موجهای خروشانِ بابالمندب و هرمز نوشته میشود. هیچ نیرویی قادر نخواهد بود این طوفان خشم توأم با اقتدار را متوقف کند؛ طوفانی که صریح و بیرحمانه اعلام میکند زمان سلطهگری تمام شده و آینده متعلق به جریان شکستناپذیر مقاومت است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید