اعلام پایبندی پزشکیان به مذاکره با آمریکا، در گفتگو با پوتین، علیرغم اعتراف به خسارتبار بودن آن
ذهن پزشکیان در اتاق گفتگو با پوتین در ترکمنباشی، در قفس بود و در محاصره خطاهای محاسباتی؛ خلاف آنچه با توهین به ایرانیها در مناظره گفت که: «ایران در قفس است»؛ در دوره تغییر نظم به رئیسجمهور کشوری که خود سومین قدرت دنیاست، به لحاظ نظامی برابر ناتو ایستاده و در میدان سیاست و حقوق بینالملل، بنا به منافع مشترک، به نفع ایران وتو میکند و فعال شدن ماشه را به رسمیت نمیشناسد، همچنان از نسخهای گفت که سه مرتبه جنگ آورده؛ «در حال گفتگو هستیم، اما هر بار که با آمریکا گفتوگو میکنیم، دوباره حمله میکنند، ولی ما از میز مذاکره و گفتوگو کنار نخواهیم کشید»! نوع پیشرفتهای از تحجر که فرد به خسارات راه یکسانی که هر بار رفته، معترف است، اما در جمله بعد دوباره همان را تکرار میکند؛ همچون آن گروهی از بنیاسرائیل که با علم به جنایات فرعون و فراموشی پیروزی خود، به عقب برگشتند و با گوسالهپرستی، باز خود را به دامن مناسبات او انداختند.
کسی که در مناظرات با یک خطای محاسباتی واضح میگفت: «دور خودمان قفس نکشیم، هیچ حاکمیتی درون قفس نتوانسته به رشد و شکوفایی برسد»، به صندلی پاستور رسید؛ پیشتازی ملت ایران در مقابله با نظم ظالمانه جهانی به سرکردگی آمریکا را انزوا و قفس تعبیر کرد؛ غافل از آنکه دنیا در قفس استکبار آمریکایی گیر افتاده و ایران برای آزادی خود و دنیا هزینه میدهد؛ ظریف، وزیر خارجه برجام، کارچاقکن میتینگهای انتخاباتی، معرکهگیر برنامههای تلویزیونی و کابینهچین او شد و عراقچی معمار برجام به وزارت خارجه رسید؛ برجامی که ایران در آن تعهدات سنگینش را عملی کرد اما در پاسخ، دوبرابر شدن تحریمها را دید و خروج یکطرفه ترامپ و فعال شدن سازوکار ماشه و بازگشت تمامی قطعنامههای تحریمی؛ با این که آژانس ۱۵ مرتبه تایید کرده بود ایران به تعهدات خود عمل کرده.
ادعای پزشکیان در مناظره، توهین به ملتی بود که عمرش را به پای خطای برجامیها گذاشت، اما نهایتا بدهکار شد که با دنیا تعامل ندارد و در قفس است؛ مطابق پیشبینی، این جنس خطا در دولتش نیز با جدیت بیشتری دنبال شد؛ مذاکرات هستهای بلافاصله از نیمه دوم سال اول دولت آغاز شد اما در میانه آن رژیم صهیونی به همراهی آمریکا دانشمندان و فرماندهان و تاسیسات هستهای کشور را هدف قرار دادند؛ از بهانههای اصلی جنگ گزارش مغرضانه گروسی پیرامون فعالیتهای هستهای کشور بود اما پس از آتشبس، به جای عمل به وعده تسویه حساب با او، توافق قاهره امضا شد تا ماشه، (تنها یکی از خسارات برجام)، فعال نشود؛ اما فعال شد و تمام قطعنامههای تحریمی بازگشتند.
آغاز دوباره مذاکرات هستهای در بهمنماه، علیرغم بمباران همین میز و موضوع در خرداد، دوباره در ۹اسفند، جنگ آورد؛ به بهای سنگین جان رهبر انقلاب و هزاران کودک و زن و غیرنظامی. اما این راه که هر بار نتایج یکسان داشت، در اوج شکست و استیصال آمریکا در میدان، دوباره از سر گرفته شد تا اسلامآباد امضا شود؛ اتفاقی در نتیجه علاقه خدشهناپذیر دیپلمات ایرانی به مذاکره با آمریکا، چنان علاقه گروه بنیاسرائیلی به گوساله، که در غیاب موسی (ع) شدت گرفت و جلوه بیشتری یافت. نتیجه تفاهم اخیر نیز تنها جنگ بود و تحریم و محاصره دریایی و هوایی.
که البته خطرناکتر از اینها برای منافع ایران، محاصره ذهنی مسئولین ایرانی است. که طی آن ذهن دگم و متحجر میشود، خود را نمیتواند برتر از دشمن محاصرهکننده تصور کند و آن را یارای ابتکار نیست. شاهد ادعا هم این که سه شنبه در گفتگو با وزیرخارجه ارمنستان گفت: «مذاکره با دشمنی که هر روز ترور، تحریم و فشار اعمال می کند و به تعهداتش پایبند نیست، معنایی ندارد»؛ اما پنجشنبه علیرغم تکرار همین اعتراف، طوری که گویی خطای محاسباتی با سلولهای بدنش عجین شده، ادامه داد: «میز مذاکره را رها نخواهیم کرد»!
آن ادعای توهینآمیز و در قفس دانستن ملت آزاد و پیشروی ایران، حالا در دوره زمامداری مدعی، در میدان عمل آزموده شده؛ ملت آخرین گامهای خود را به سمت استقرار نظمی عادلانه، استوار برمیدارد؛ قلوب مردمان آزاده دنیا را که از جنایات آمریکا و صهیونها به ستوه آمدهاند، فتح کرده که از محتوای شبکههای اجتماعی خصوصا در دورههای جنگ پیداست؛ اما آقای پزشکیان در قفس گیر کرده و توسط دشمن محاصره ذهنی شده؛ در برابر رئیسجمهور قدرتی که با ایران در تغییر نظم غربی منافع بسیار مشترک دارد، همچنان از پایبندی به مذاکره با وحوش آمریکایی و اعتماد به سازوکارهای زائلشده نظم او میگوید. در قفس است و بخش اعظم انرژیاش مصروف تعاملات جنگی! با دشمنان وجودی؛ نه تعاملات سازنده با ۱۵ همسایه و چینوروسیه به عنوان دو ابر قدرت هممسیر.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید