موضع عراقچی به نفع کارزار انتخاباتی ترامپ و اذعان به خطاهای محاسباتی پیشین
دوباره عراقچی، دوباره اظهارات کاهنده قیمت نفت به ۱۰۴ دلار از اوج ۱۱۸ دلاری، یکروز پیش از انتخابات آمریکا؛ و ترامپی که با حزبش در باتلاق جنگ ایران در حال فرو رفتن است و حالا برای نجات، به این دست حشیشهای دیپلمات ایرانی چنگ میزند. در مصاحبه با الجزیره، علیرغم اعتراف به تحجر و ارمغان سه جنگ با مذاکره، تلاش آمریکا برای باز کردن باب گفتگو را حرکتی مثبت خواند؛ به ضعفهای تفاهم مرده، اعتراف کرد اما آنچه از توافق احتمالی ترسیم کرد، حکایت از همچنان خطاهای جدی محاسباتی داشت اما تضمین آن را برخلاف ۱۱سال پیش، نه امضای دشمن، بلکه قدرت نیروهای مسلح کشور دانست. یعنی همان ارمغان صلح و امنیت از مسیر اقتدار. نهایتا، سعودیهای میزبان پایگاه آمریکایی و مشوق و حامی مالی جنگ علیه ایران را همتراز با غیوران یمنی، برادر خطاب و به طرفین برای کمک به پایان جنگ، اعلام آمادگی کرد؛ تقلیل دفاع و تلافی یمنی علیه جنایات سعودی؛ که بر خلاف اظهارات عراقچی، قیمت نفت را بالا میبرد؛ اظهاراتی علیه وحدت ساحات و نظم جدید مقاومت در منطقه و وزیری همچنان ناتراز با سطح قدرت کشور و مردم.
مردمی که ۲۵۰ شب سنگرشان خیابان بود؛ مردم سربلند آزمونها؛ آزمون رهبری، در غیاب رهبر شهید و طی ۹ روز پیش از انتخاب خلف صالح ایشان؛ آزمون ایستادگی حین جنگ و آزمون مکتب رهبری، که مهر قبولیاش را امام سیدمجتبی، علیالاصول بر پلاکاردهایشان زد. مردمی در مبارزهی جانانه نهتنها با آمریکا بلکه با محفلهای قدرت و ثروت در داخل؛ که تنها در لباس تراستیهای فروش نفت، میلیارها دلار پول بازنگرداندند و موجب جهش نرخ دلار در دیماه و آشوب شدند؛ یک هفته پیش از آشوب، حاجیدلیگانی، نائبرئیس کمیسیون اصل۹۰ عدد این جنایت محافل علیه مردم در عین بیخیالی دولت را، ۶.۷ میلیارد دلار اعلام کرد. این فاجعه تراستی اما هنوز هم دارد. مردم در جنگ ایستادند تا خیابانی آشوبزده به موازات خیابانهاشان شکل نگیرد و به همراه فرزندانشان در نیروهای مسلح، دشمن را از داخل و خارج با تمام امکانات و ادعاها و بودجه یکونیم تریلیون دلاری، شکست دادند.
این تراز از قدرت، وزیری را نمیپذیرد که بهعنوان لرزهگیر برای پسلرزههای شکست میدانی دشمن عمل کند؛ عراقچی در مصاحبه با الجزیره، مشابه اظهاراتش پیش از سه جنگ اخیر و با خیانت به تجربه، پیرامون نامه ونس به رضایی، گفت: «اینکه آمریکا تلاش کرده باب گفتگو و مفاهمه بیشتر باز باشد، حرکت مثبتی است»؛ جملهای که جز آب شدن برای آتش نفتی که این روزها در اعتراضات «نه به پادشاه» آمریکایی و خیزشهای مردمی در اروپا، گر گرفته، فایدهای برای هیچچیز و هیچکجای ایران و ایرانی ندارد؛ بلکه مضر و بازکننده فضا برای تهاجم بعدی است. نقطه حیرت اینجاست که عراقچی در همین مصاحبه اذعان میکند که: «در دو سال گذشته سه بار دیپلماسی را تجربه کردیم و هر سه بار از طرف آمریکا به جنگ منجر شده است». که نتیجهگیری مشابه و متحجرانه “مذاکره” از این دادههای “ضد مذاکره با آمریکا” ثابت میکند، دستگاه محاسباتی او و همفکران، ویروسی و پر از خطاست.
خطاهایی که علیالحساب به یک مورد آن در تفاهم چندروزه و بدعاقبت اسلامآباد، در همین مصاحبه، به شکل غیرمسقیم، اشاره میکند: «توافق در مورد باز شدن تنگه هرمز شروط خود را دارد که ربطی به هسته ای هم ندارد»؛ در حالی که قالیباف، ۲۷خرداد اعتراف کرده بود: «من نمیتوانستم به آمریکا بگویم درباره هستهای حرف نزن». در حالی که با صف شدن همین دست خطاها، تمام بندهای تفاهمی که تضمین عینی نداشت، در برابر واگذاری سرمایه گرانبهای مردم، یعنی تنگه هرمز، به راحتی نقض شد؛ حالا گفته میشود شرط بازگشایی مجدد تنگه، تحقق ۷ شرط ایران است؛ که مطابق این مصاحبه عراقچی، تماما بناست در ۲ روز رخ دهند؛ روز اول اجرای شروط، روز دوم بازگشایی تنگه. اما کدام یک از شروطی که عراقچی از برخیشان نام برد، قابلیت اجرا و راستیآزمایی در یک روز را دارند؟ لغو تحریمهای جدید؟ خروج نیروهای نظامی آمریکا؟ اجرای معافیتهای نفتی؟ یا آزادسازی داراییهای مسدودشده؟
عراقچی، نه از رفع تمام تحریمها، بلکه از رفع تحریمهای وضعشده پس از تفاهم اسلامآباد، به عنوان یکی از شروط نام برد؛ یعنی تبعات خطای محاسباتی قبلی بناست با خطایی جدید در ظاهر رفع و در واقع مضاعف شود.ِ
[لذا به نظر نمیرسد هنوز تضامین عینی در حقیقت وجود داشته باشند؛ البته این را عراقچی حداقل در کلام، پس از ۱۱ سال به بهای عمر و فرصتهای از دسترفته یک ایران، با برجام و ماشه و مذاکره و تفاهم منتهی به سه جنگ، فهمیده؛ آنجا که گفت: «تنها ضامن، نیروهای مسلح هستند»؛ بر خلاف خطای فاحشش که دی ۹۴ تیتر روزنامه شرق شد که به عنوان رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام، به ظریف گفته بود: «امضای کری تضمین است». اما کمتر از سه سال بعد، همین ترامپ یک طرفه از آن خارج شد. شرق، از سلسله تحریفنامههای محافل، غوطهور در خطای محاسباتی، در بحبوحه امضای تفاهم اخیر نیز تیتر زد: «جنگ تمام شد» اما دو هفته بعد دوباره مفتضح شد و جنگ سوم به ارمغان آمد.
عراقچی فهمیده امنیت و صلح از مسیر اقتدار به دست میآیند؛ درست مانند لغو تحریمهای نفتی توسط آمریکا میانه جنگ رمضان، در اثر ضربات قدرتمند ایران؛ کاری چندروزه، که مذاکرات سالهای پیش از آن نتوانسته بودند به نتیجه برسانند.
بخش دیگر مصاحبه عراقچی، درست مانند تفاهم اخیر و بینصیب ماندن جبهه لبنان، جفا در حق محور مقاومت بود؛ این بار یمن؛ که عراقچی برادران غیور آن جبهه را همتراز با سعودیها قرار داد و آنان را نیز برادر نامید؛ یعنی آنها که پا به پای ما علیه آمریکا و رژیم جنگیدند و حالا به تلافی یک دهه محاصره جانیانه و بمباران، علیه سعودیها میجنگند را در کنار حامیان و مشوقین جنگ علیه ایران قرار داد که سالهاست میزبان پایگاههای آمریکایی هستند و با خرید میلیاردها دلار سلاح، به او جان اقتصادی نیز میدهند. به عنوان تنها یک نمونه، واشنگتنپست، نوشت در ماه منتهی به تجاوز آمریکا به ایران، «بنسلمان چندین تماس خصوصی با ترامپ داشته و او را به حمله نظامی علیه ایران ترغیب کرده است. همچنین خالد بنسلمان، وزیر دفاع عربستان، در دیدارهای محرمانه در واشنگتن درباره پیامدهای حملهنکردن به ایران هشدار داده بود». یمنی که با ابتکار و تسلط بر تنگه بابالمندب و زدن زیرساختهای انرژی متعلق به این خاندانِ همدست با دشمنان وجودی ایران، بر خلاف عراقچی و اظهاراتش، همواره به نفع امنیت و صلح در ایران، قیمت نفت را بالا میبرد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید