زمان و شرایط موجود برای جریان بازخیزی تمدنی ایران اسلامی زمان و شرایط خاصی است. توجه به این نکته ضروری است که این جریان در پی رخوت ناشی از ناتوانی و سردرگمی مدعیان پیشبرد آن در مدت نسبتاً طولانی حدود سیصدساله، به این موقعیت و مرحله از مراحل اوج گیری خود در همه زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کلان و نظامی رسیده است، و در پی وقوع این شرایط، ضرورت این موارد به گونه تامّ و تمام حس می شود:
۱. هشدار نسبت به «جریان غربپرست داخلی»
توجه به این نکته ضروری است که دشمن پس از ناکامی در همه عرصهها، به «نفوذ فکری» روی آورده و سعی میکند از طریق گروههای رسانهای و سیاسیِ متکی به «اعتماد به غرب»، سیاستهای محدودکننده (در قالب مذاکرات بهظاهر فنی) را بر کشور تحمیل کند، جریانی که به واقع شکل دهندۀ نقطۀ آسیبپذیر بازخیزی تمدنی ما از مجرای باور وسوسۀ «حسن نیت دشمن» توسط تصمیمسازان داخلی کشور است و می کوشد همچنان ما را در ورطۀ گرداب غرب گرایی و اندیشۀ غرب محوری جهان، به فراموشی بسترها و بنیان های این بازخیزی، و ضرورت ادامۀ مسیر پیروی از فرهنگ و تمدن و جهان بینی غرب مدارانه و به تبع، فرود در نابودی خود بکشاند.
۲. نقش آفرینی موثر نیروهای مسلح و دستگاه روابط بین الملل در بازخیزی تمدنی
آن چه تاکنون عیان گشته، این بوده است که نیروهای مسلح به عنوان یک نقش آفرین موثر و مقتدر در تقابل نظامی و البته بستری مطمئن جهت اتکاء دستگاه روابط بین الملل به عنوان ابزار هوشمند مدیریت تعارضات عمل میکند، شرایطی که اصولا می تواند دستگاه مذکور را به عامل اعمال قدرت کشور تبدیل کند. اما اگر این دستگاه از منطق «اعتماد به دشمن» پیروی کند و منطق «قدرت و چانهزنی» را کناربگذارد، میتواند به عامل تضعیف بازخیزی تمدنی تبدیل شود.
باری، «بازخیزی تمدنی ایران» یک روایت راهبردی است که تاریخ، هویت، قدرت ملی و تهدیدشناسی را در هم میآمیزد و بر اساس این روایت، ایران امروز در اوج یک فرایند صدها ساله برای بازپسگیری جایگاه تمدنی خود قرار دارد و تنها تهدید واقعی، نه تحریم و نه جنگ، بلکه «فراموشی این هویت» و «اعتماد خوشبینانه به دشمن» است، دشمنی که ساختار سلطهاش ذاتاً با استقلال تمدنی ایران سازگار نیست، و چنین است که هر تصمیم دستگاه روابط بین الملل باید ذیل درک درست از جنگ تمدنی و با تکیه بر توانمندیهای کشور اتخاذ گردد، توانمندیهایی که ایران امروز به برکت خون شهدا، مقاومت مردم و هوشمندی رهبری، به آن رسیده، نقطهای از قدرت که دیگر هیچ قدرت خارجی نمیتواند آن را نادیده بگیرد، و البته تداوم آن، نیازمند هوشیاری در برابر «نرمافزارهای نفوذ» و پرهیز از اعتماد سادهلوحانه به دشمنی است که هنوز در صدد تضعیف بنیانهای این بازخیزی تمدنی برآمده است.
رخوت فرورفته در غربزدگی
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید