امروز: 1405/04/25 ساعت : 02:07

روایت نیمه پنهان مقاومت زنان

از روزهای ابتدایی جنگ رمضان، کلمات بسیاری در ستایش سلحشوری نیروهای نظامی نوشته شده است؛ با این حال هنوز هزاران واژه دیگر نیز برای بیان عظمت مقاومت آنان کافی نخواهد بود. اما در میدان جنگ، آن‌جا که مردان پای لانچر با شجاعتی مثال‌زدنی جان خود را در کف گرفته و برای میهن‌شان می‌جنگیدند، زنانی نیز حضور داشتند که کمتر دیده شدند؛ زنانی که کنش‌گری و نقش‌آفرینی‌شان، بال دیگر پرنده مقاومت در برابر دشمن آمریکایی-صهیونی بود.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنگ رمضان آن بود که دیگر خط مقدم، به معنای کلاسیک و سنتی آن، وجود نداشت. جنگ به شهرها کشیده شده بود و در متن زندگی روزمره مردم جریان داشت. به بیان دیگر، جنگ به عرصه خصوصی زندگی مردم رسیده بود؛ به درون خانه‌ها، به دیوار اتاق‌ها، و به لحظه‌لحظه زیست روزانه آنان. و هرچه جنگ خصوصی‌تر می‌شود، نقش و عاملیت زنان نیز پررنگ‌تر و تعیین‌کننده‌تر می‌گردد.
در این جنگ، ما تنها با یک درگیری نظامی مواجه نبودیم، بلکه با جنگی تمام‌عیار در همه ساحت‌های اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو بودیم؛ جنگی که دشمن آشکارا انتظار داشت به خیابان‌ها کشیده شود و حتی این خواسته را به زبان نیز آورده بود.
آری، جنگ به خیابان‌ها کشیده شد، اما نه آن‌گونه که دشمن تصور می‌کرد. همان زمان که مردم دریافتند تهدیدی جدی در برابر کشورشان قرار گرفته است، به صحنه آمدند و میدان حضور خود را در متن خیابان‌ها تعریف کردند.
اگر این حضور خیابانی را نوعی جنبش مردمی بدانیم، می‌توان گفت یکی از مهم‌ترین نیروهای پیش‌برنده آن، زنان و به‌ویژه مادران بوده‌اند. زیرا اگر از سطح حضور عبور کنیم و به بطن زندگی در میانه جنگ بنگریم، نقش مادران آشکارتر می‌شود.
مادرِ یک خانواده، در روزهایی که صبح و شب با خبر بمباران مناطق مختلف روبه‌روست و در شهرهایی که این تهدیدها شدیدتر است نه فقط با خبر، بلکه با صدای بمباران زندگی می‌کند، نقشی اساسی در حفظ زندگی عادی دارد؛ زندگی‌ای که نباید سیاهی جنگ همه لایه‌های آن را بپوشاند.
مادردر اینجا همان نیروی فعال ندیریت بحران است؛ کسی که توان حفظ انسجام خانواده، نگه داشتن کانون روانی خانه و بازتولید امید در دل خشونت‌بارترین روزها را دارد و نمی‌گذارد ترس از جنگ بر زندگی غلبه کند.
همین مادر است که با حفظ زندگی و با مقاوم ایستادن، خانواده‌اش را در دل خطر نگه می‌دارد؛ فرزند خردسالش را در آغوش می‌گیرد و پا در خیابانی می‌گذارد که هر لحظه ممکن است هدف حمله دشمن باشد.
همین زن و مادر است که فرزندش را راهی می‌کند تا در گشت‌های خیابانی خدمت کند و حتی اگر فرزندش به شهادت برسد، با صبری استوار و روایتی حماسی، معنای این ایستادگی را زنده نگه می‌دارد.
از همین‌جاست که نقش مادر، نقشی صرفاً خانوادگی یا عاطفی نیست، بلکه نقشی تمدنی و هویتی است. رهبر شهیدمان نیز در بیان اهمیت این جایگاه فرموده‌اند:
«هویّت یک ملّت، شخصیّت یک ملّت در درجه‌ی اوّل به وسیله‌ی مادرها منتقل می‌شود؛ زبان، عادات، آداب، سنّت‌ها، اخلاق‌های خوب، عادت‌های خوب، اینها همه در درجه‌ی اوّل به وسیله‌ی مادر منتقل می‌شود… افشاننده‌ی بذر ایمان در دل‌ها، مادرها هستند.»
۱۴۰۱/۱۰/۱۴
از این رو، اگر مردان میدان، حافظان مرزهای جغرافیایی این سرزمین بودند، زنان و مادران، پاسداران مرزهای روحی، اجتماعی و فرهنگی آن به شمار می‌رفتند. آنان در متن بحران ایستادند، زندگی را زنده نگه داشتند، امید را بازتولید کردند و نسل آینده را با روح مقاومت و عزت پرورش دادند. تاریخ این روزها، بدون ثبت نام و نقش این زنان، ناقص خواهد بود؛ چرا که مقاومت تنها در سنگر و سلاح معنا نمی‌یابد، بلکه در آغوش مادری نیز شکل می‌گیرد که زیر آتش، زندگی را ترک نمی‌کند.

فاطمه راعی

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

دیدگاه جدید

برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

ℹ️

پیام سیستم