الف . ساختار مناسب برای لایحه بودجه 1405 باید چگونه باشد ؟
1- وجود یک افق برنامهای و چشم انداز کلان برای کشور ضروریست و برنامههای سالانه در کشور باید متناسب با این چشم انداز و برای تحقق اهداف آن تنظیم و اجرا شوند. این درحالیست که نمی توان ارتباط معناداری میان بودجه سالانه کشور نظیر لایحه بودجه سال 1405 با یک برنامه حداقل میان مدت نظیر برنامه پنج ساله هفتم توسعه برقرار نمود و نتیجه گرفت که برنامه و بودجه سال 1405 برش زمانی و هزینهای از این برنامهی میان مدت است. انتظار است کشور برای حداقل تا 50 سال آیندهی خود یک چشم انداز مدون و مصوب داشته باشد و آن را در افق برنامههای بلند مدت 10 یا 7 ساله و همچنین برنامههای میان مدت 5 یا 3 ساله تفکیک نموده باشد. تجربهی این اقدام در کشور تا حدودی موجود است و سند چشم انداز بیست ساله کشور که تحقق آن تا سال 1404 هدفگذاری شده است و برنامههای توسعه پنج ساله در همین راستا است. ضروریست تجربه این اقدام قبلی در کنار نقاط قوت و ضعف که طی چند سال اقدام، شناسایی شده است مبنای برنامه ریزی برای افق آینده کشور قرار گیرد. البته بیانیهی مقام معظم رهبری در قالب گام دوم انقلاب اسلامی، مصداق کامل برای برنامه ریزی تا حداقل 40 سال آینده است. لازم است برنامهی اصلاح و تکمیل شده برای سال 1405 برگرفته از یک برنامه بلند مدت مصوب باشد تا کارایی و اثربخشی لازم را داشته باشد .
2- در ساختار برنامه ریزی کلان ضرورت دارد محدودههای کاری بدرستی شناسایی شوند. به عبارتی این محدودهها، جبهههای کاری هستند که از ابعاد مختلف قابل تنظیم بوده و حداقل در سه دسته بندی مطرح میشوند. “دسته بندی عرصهها” شامل انرژی، امنیت، سلامت، کشاورزی، فرهنگ، جمعیت، صنعت، سیاست خارجی و … ، “دسته بندی جغرافیایی” شامل استانی، منطقهای و جهانی و “دسته بندی دستگاهی و ارگانی” شامل وزارتخانهها و نهادها. تعیین و مدیریت محدودههای کاری باعث میشود جنبهها و جبهههای مختلف بدرستی تعیین شود و ضمن تمرکز بر مسایل، تقسیم وظایف و برنامهریزی نیازمندیها و ضرورتها بدرستی انجام شود. این ویژگی کمک میکند تا بتوانیم از منظر موضوعی، استانی و دستگاهی به برنامه کلان و سالانه نگاه جامع داشته باشیم و تراز و تعادل را رصد کنیم. به عبارتی در این نوع از ساختار کاملا مشخص است که یک برنامه مربوط به کدام استان، وظیفه کدام دستگاه و در کدام عرصه است. این ابزار برای آنچه که تحت عنوان آمایش سرزمین از آن یاد میشود، بشدت کاربردیست. در حال حاضر در ساختار بودجه کشور تلاش شده است این تقسیم بندیها ایجاد شود که در جداول 7 و 10 کلیات بودجه مشاهده میشود، اما بیشتر جنبه نمایشی و گزارشی دارد و کارکرد مورد انتظار از آن برداشت نمیشود. در اصلاح و تکمیل بودجه سال 1405 لازم است این جبهههای کاری بازنگری شده و مطابق با برنامه کلان کشور بازنویسی شوند.
3- تعیین شاخصهای اندازه گیری و مقایرآنها در ساختار برنامه و بودجه از اهمیت بالایی برخوردار است. اینکه وضعیت کشور در چه جایگاهی قرار دارد و مطابق با برنامه قرار است از کجا به کجا برسیم مهم است. شاخصها و مقادیر مربوط به آنها، ابزار لازم برای تعیین جایگاهها و پایش حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب است. برای برنامه کلان کشور و محدودههای تعیین شده و همچنین تک تک اقدامات، ضرورت دارد شاخص اندازهگیری تعیین شود و مقادیر کمی برای هر کدام مشخص گردد. این در حالی است که در ساختار فعلی بودجه کشور این ضرورت کمتر مشاهده میشود و نمیتوان مشخص کرد بصورت کمی وضعیت فعلی چه مقداری است و با تحقق برنامه ارایه شده، تا پایان سال به چه مقداری خواهیم رسید. در فرآیند اصلاح و تکمیل بودجه سال 1405 لازم است شاخصهای اندازه گیری در بخشهای مختلف مشخص شده باشند و مقادیر فعلی و مطلوب برای آنها بطور دقیق تعیین و برآورد شود.
4- در یک برنامه و بودجهی ساختارمند، اقدامات و فعالیتها ذیل محدودههای تعیین شده در برنامه کلان تعریف میشوند، به گونهای که با کنارهم قرار گرفتن آنها، محدوده مورد نظر و نهایتاً برنامه کلان کشور مشخص شود. در ساختار برنامه و بودجه، اقدامات از کلان به جزء چیدمان میشوند. ما قرار است در آینده در جایگاهی باشیم، فلذا اقداماتی را تعریف میکنیم تا این هدف محقق شود. اینطور نیست که اقداماتی را در دستور کار قرار دهیم تا ببینیم در آینده به کجا خواهیم رسید. در ساختار فعلی برنامه و بودجه کشور از جمله لایحه بودجه سال 1405 این روال مشاهده نمیشود فلذا دستگاههای اجرایی بعضاً بصورت جزیرهای برنامه ارایه میدهند که نهایتاً در قالب لایحه بودجه جمع بندی و مرتب سازی شده است. به همین علت است که با تغییر دولتها، اقدامات و فعالیتها دستخوش تغییرات قرار میگیرند و بر اساس سلیقه حذف و اضافه شده و کم رنگ و پر رنگ دنبال میشوند. اگر اقدامات و فعالیتها از برنامه کلان ریشه گرفته باشند، عزم کشور برای تحقق آن است فلذا با تغییرات مدیریتی در کشور، تغییر نخواهند کرد. آنجاست که هنر دولتها این خواهد بود که فعالیتها و اقدامات را با کمترین زمان، کمترین هزینه و بالاترین کیفیت انجام دهنده نه اینکه برای تغییر و تحول آنها اقدام نمایند. در اصلاح و تکمیل بودجه سال 1405 لازم است ارتباط بین فعالیتها و اقدامات با برنامه کلان در کشور تثبیت شود تا امکان تغییر در آنها به حداقل ممکن برسد.
5- برای انجام برنامهها و اقدامات نیاز به منابع است. این منابع که عبارتند از نیروی انسانی، تجهیزات، دانش فنی، سرمایه و … باید بدرستی برآورد شوند و تخصیص یابند. با این استدلال که این منابع از یک جنس نیستند، نمیتوان آنها را بصورت جداگانه در ساختار بودجه لحاظ کرد. در ساختار فعلی بودجه، منابعِ انجام یک اقدام عموماً به دو بخش هزینهای و سرمایهای تقسیم شده است. این رویکرد این اجازه را میدهد که فرضاً حقوق و مزایای نیروی انسانی پرداخت شود ولی کاری هم انجام نشود که این یک خطای راهبردی در ساختار برنامه ریزی و بودجه است. برای رفع این چالش ضرورت دارد در ساختار بودجه پیشنهادی 1405 منابع بصورت یکپارچه برآورد شود و متناسب با مقدار پیشرفت کار، بصورت مرحلهای به برنامهها و دستگاهها تخصیص صورت پذیرد.
6- یکی از ویژگیهای برنامه و بودجه ساختارمند آن است که بتوان با برچسب گذاری آنرا از ابعاد مختلف و به عبارتی متناسب با محدودههای تعیین شده، مشاهده نمود، تحلیل کرد و در سرجمع به نتیجهی واحد رسید.
برای این منظور، اقدامات و برنامهها را متناسب با آنچه در مبحث مدیریت محدوده دسته بندی نمودهایم، برچسب گذاری می کنیم. فرضاً یک اقدام بر اساس اینکه مربوط به کدام منطقه جغرافیایی است، مربوط به کدام عرصه است و وظیفهی انجام آن با کدام دستگاه اجرایی است برچسب میخورد. این اقدام باعث شفافیت هر چه بیشتر در برنامه و بودجه خواهد شد و با بررسی آن از هر منظر، به سرجمع واحدی خواهیم رسید. در لایحه بودجه سال 1405 و نیز سالهای قبل، با جمع مقادیر مربوط به برنامههای دستهبندی شده نظیر استانی و دستگاهی به ارقام واحد نمیرسیم و این یک نشانه از وجود برنامههای نا متناسب و ناهماهنگ با برنامه کلان کشور است. در ساختار بودجه پیشنهادی 1405 لازم است با برچسب گذاری صحیح، اقدامات و فعالیتهای خارج از مسیر تحقق چشم انداز کشور شناسایی شده و در مورد آنها تصمیم گیری شود .
7- یکی از ضرورتها در ساختار برنامه و بودجه، تعیین دورههای زمانی برای کنترل است. کنترل شامل دریافت گزارشات پیشرفت برنامهها، تحلیل تأخیرات و نهایتاً اصلاح مقادیر زمان و هزینه و در مواردی بازنگری کلی یا جزئی در اقدامات است. در ساختار فعلی برنامهریزی و بودجهبندی کشور این دورههای زمانی یکساله در نظر گرفته شده است و هرساله طی چند ماه برنامهها بصورت دفعی و به یکباره در قالب لایجه بودجه تنظیم و سرانجام بصورت قانون تصویب و ابلاغ میشوند. این درحالی است که برنامه ریزی و بودجه بندی و کنترل آن در تراز کشوری، یک فرآیند است و باید بصورت تدریجی و بصورت پیوسته در طول زمان انجام شود. اقدام دفعی نظیر آنچه رویهی فعلی کشور است در هر سال حداقل 2 ماه از 12 ماه را به خود اختصاص میدهد و عملاً هر ساله یک وقفه حداقل 2 ماهه به کشور تحمیل میکند. یکی از ویژگیهای تغییرات ساختاری برنامه و بودجه از سال 1405 این میتواند باشد که مدل برنامه ریزی، اجرا و کنترل، یک فرآیند پیوسته شود و رویه انجام یکبار در سال به شکل فعلی، از دستور کار خارج شود و بازنگریهای اساسی در صورت نیاز هر 5 سال یکبار صورت پذیرد.
8- در ساختار استاندارد برنامه و بودجه ضرورت دارد متولی تصویب، اجرا و کنترل از هم متمایز باشند. یک نهاد نمیتواند متولی بیش از یکی از این سه جزء باشد چراکه فساد آور است. تقسیم مسئولیتها بین قوا از اهمیت بالایی برخوردار است. در ساختار کشور سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه وجود دارد اما این سه رکن که بدرستی جانمایی شدهاند، کارکرد مورد انتظار را در فرآیند اداره کشور که اصل و اساس آن فرآیند برنامه ریزی و بودجه بندی است، ندارند. در مواردی نیز اقدام این قوا در زمان مناسب صورت نمیپذیرد، فلذا کارایی و اثربخشی مورد انتظار مشاهده نمیشود. فرضاً بازرسیهای کلان بعد از اجرا صورت میگیرد که برای اقدامات اشتباه بازدارنده نیست. در ساختار اصلاحی و تکمیلی بودجه 1405 لازم است مسئولیتهای مربوط به تصویب، اجرا و کنترل بدرستی بین قوا تقسیم شود و دقت شود که همپوشانی نداشته باشند.
9- یکی از ابزارهای لازم و ضروری برای پیاده سازی ساختار کارا و اثربخش برنامه و بودجه، فناوری اطلاعات و ارتباطات است. همهی آنچه تا کنون عنوان شد باید در قالب یک برنامهی نرم افزاری قدرتمند و روی یک زیرساخت ارتباطی چابک پیاده سازی شود. ساختار فعلی برنامه ریزی و اجرایی کشور همانطور که اشاره شد بصورت جزیرهای توسط دستگاههای اجرایی صورت میگیرد و فاقد یک نرم افزار جامع است. این ضعف، در کنار سایر ایرادات ساختاری که به نظام برنامه ریزی و بودجه بندی کشور وارد است، کندی و ناهماهنگی بیشتر را به کشور تحمیل میکند. در یک نرم افزار قوی، ارتباط بین دستگاهها و نهاد ها تنظیم میشود، مسئولیتها بدرستی تقسیم میشود، کارها زمانبندی دارند و بسیاری از گزارشات و تحلیلها را بصورت متمرکز و برخط میتوان در اختیار داشت. در لحظه، آخرین وضعیت کشور قابل مشاهده است و نیازی به صرف ماهها زمان برای دریافت و تجمیع گزارشات دستگاهها نخواهد بود. لازم است در برنامه اصلاحی و تکمیلی برای بودجه سال 1405 ، ساختار جدید که به ویژگیهای آن اشاره شد در قالب یک نرم افزار قوی ارایه شود.
10- در ساختار استاندارد برنامه و بودجه ضرورت دارد همهی مؤلفههای اعلام شده، یکپارچگی خود را حفظ نمایند. لازم است برنامه ریزی کلان و تعیین چشم انداز، مدیریت محدودهها، تعیین شاخصها و مقادیر، تعریف درست اقدامات ذیل محدودهها، برنامه ریزی و تخصیص منابع، برچسب گذاری، تعیین دورههای کنترلی، تقسیم مسئولیتها، پیاده سازی ساختار در نرم افزار و بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات، همگی بصورت یکپارچه و در کنارهم مورد توجه بوده و عملیاتی شوند. چنانچه یکی از مؤلفه نادیده گرفته شود و یا در تناسب با سایر مؤلفهها نباشد، اثربخشی و کارآیی مورد انتظار حاصل نخواهد شد. ضرورت دارد به گونهای برنامه ریزی نماییم تا در برنامه پیشنهادی بودجه سال 1405 همهی مؤلفههای اعلامی را به یک اندازه اعمال کرده باشیم و با هم هماهنگ باشند.
شایان ذکر است سرفصلی در ساختار بودجه بندی نیز تحت عنوان ” بایدها و نبایدها” لحاظ خواهد شد که به نوعی همان احکام بودجه است و روح حاکم بر برنامه و بودجه خواهد بود. همچنین مقولههایی نظیر طراحی انواع گزارشهای مورد نیاز برای داشبورد مدیریتی ، چگونگی تشخیص و بررسی و برخورد با تأخیرات در برنامه و بودجه، چگونگی اولویت بندی اقدامات و همچنین مدیریت ریسک، مواردی هستند که باید به آنها توجه شود. توجه داشته باشیم که ساختار بندی بودجه، یک علم است و هر یک از مؤلفههای 10 گانه که گزارش شد یک تخصص محسوب میشود. باید تلاش نماییم، خبرگان در هر مؤلفه را شناسایی نموده و با مشورت و همفکری ایشان، بخش مربوط را بصورت علمی و کارشناسی در ساختار پیشنهادی برای سال 1405 لحاظ نماییم.
ب . محتوای لایحه بودجه 1405 چگونه است و موارد تکمیلی و اصلاحی آن کدام است؟
1- مواد تکمیلی در بخش آب
موضوع ” فرهنگ صحیح مصرف آب” و ارتقاء آن دارای اهمیت ویژهای است اما در برنامههای مربوط دیده نشده است. این مورد را در قالب برنامههایی نظیر گردشگری آب میتواند به برنامههای مندرج در جدول شماره 12 اضافه نمود. اعتبارات و برنامههای مربوط به ” توسعه و بکارگیری تجهیزات کاهنده مصرف آب” در بخشهای مختلف مصرف از خانگی گرفته تا کشاورزی لازم است در برنامهها لحاظ گردد. جمع آوری و بهرهبرداری از ” آب باران ناشی از سیلابها و همچنین سطح معابر” یک برنامه مؤثر در افزایش منابع آب است اما منابع مالی برای مطالعات و اجرای آنها در لایحه بودجه دیده نشده است. با توجه به چالشهای موجود در” آبهای مرزی”، برنامه و اعتباری برای مدیریت آن ملاحظه نشده است. “صادرات خدمات فنی و مهندسی آب” میتواند به عنوان یکی از منابع درآمدی دیده شود. ” ایجاد یک ابر آبراه در داخل کشور” از سمت دریای عمان و خلیج فارس و نیز دریای خزر یک طرح ارایه شده از سالها قبل در محافل علمی و کارشناسی است. لازم است طرح مطالعات و امکانسنجی آن بهعنوان یک ردیف در برنامههای مربوط به آب اضافه شود.
2- موارد قابل تصحیح در بخش آب
بودجههای تخصیص یافته به مطالعات آبهای ژرف و بارورسازی ابرها بسیار ناچیز است و عملاً به معنای نپرداختن به این موارد مهم است. بازدارندگی در موضوع مصارف نامتعارف آب بسیار اهمیت دارد فلذا تعرفه گذاری انجام شده در این مورد لازم است بررسی و بازنگری شود. در جدول شماره 4 پیوست شماره 1 ، سالهای شروع و پایان برنامهها و مدت اجرای آنها واقعی نیستند. بعنوان مثال آیا مطالعات انتقال آب شرب به استانهای تهران، البرز و قزوین یک پروژه 20 ساله است که باید سال 1388 شروع و سال 1408 خاتمه یابد؟ برنامههایی نظیر آبرسانی به شهر مقدس مشهد از سد دوستی نیاز به بازنگری دارند چرا که ادامه آنها با شرایط حاکم بر پروژهها قابل تأمل است.
3- موارد تکمیلی در بخش برق
لازم است برش زمانی سال 1405 از اهداف کمی مندرج در سند برنامه هفتم توسعه و نسبت آن با این لایحه تنظیم شده ارایه شود. توسعه نیروگاههای خورشیدی و ارتقاء فناوریهای مرتبط با آن، در اعتبارات و برنامهها دیده نشده است.
4- موارد قابل تصحیح در بخش برق
در جدول شماره 4 پیوست شماره 1 ، سالهای شروع و پایان برنامهها، مدت اجرای آنها و اعتبارات اعلام شده واقعی نیستند. بعنوان مثال طرح شهید شهریاری مربوط به انرژی اتمی سال شروع 1354 و سال پایان 1407 به مدت 53 سال است! این برنامه اگر ناظر به قانون سازمان انرژی اتمی مصوب سال 1353 باشد، دارای الزامات و مواردی است که رعایت نمیشود و اگر نه چارچوب برنامه مشخص نیست. توسعه نیروگاههای بادی شروع برنامه سال 1368 و پایان آن 1408 به مدت 40 سال! که هر ساله اعتبار دریافت نموده و میزان پیشرفت انتظاری تاکنون و پیشرفت واقعی این برنامه مشخص نیست. تولید 20 هزار مگاوات برق هستهای با اعتبار اعلام شده و شروع 1405 و پایان 1407 در جدول شماره 4 پیوست شماره 1 ،یک برنامه واقعی و قابل اجرا به نظر نمیرسد.

