وقتی دفاع از وطن به مسئولیت شرعی تبدیل می شود
سرزمین برای یک ملت تنها یک محدوده جغرافیایی نیست؛ حافظه تاریخی، خانه نسلها، محل زندگی خانوادهها و بستر شکلگیری هویت اجتماعی و فرهنگی است. از این رو، هنگامی که امنیت یک سرزمین و آرامش مردم آن در معرض تهدید قرار میگیرد، مسئله دیگر صرفاً یک اختلاف سیاسی یا نظامی نیست؛ بلکه به مسئلهای اخلاقی، انسانی، اجتماعی و فقهی تبدیل میشود.
اسلام، در کنار عبادات فردی، برای حفظ جان، مال، خانواده و نظم اجتماعی نیز اهمیت اساسی قائل است. از همین منظر، دفاع در برابر تجاوز، هنگامی که برای دفع تعرض و حفاظت از جان و جامعه باشد، با اصل قرآنی منع تجاوز قابل جمع است:
«﴿وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ﴾
«و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند بجنگید و تجاوز نکنید؛ زیرا خداوند تجاوزگران را دوست ندارد.»
این آیه در عین پذیرش اصل مقابله با مهاجم، مرز مهمی را نیز تعیین میکند: دفاع نباید به تعدی تبدیل شود.
وطن؛ مفهومی فراتر از جغرافیا
گاهی تصور میشود که در اندیشه اسلامی، مفهوم «وطن» در برابر مفهوم «امت» قرار دارد؛ گویی سخن گفتن از وطن به معنای فاصله گرفتن از امت اسلامی است. چنین برداشتی، رابطه پیچیده میان هویت دینی، اجتماعی و سرزمینی انسان را بیش از اندازه ساده میکند.
انسان مسلمان در عین تعلق به امت اسلامی، در جامعهای مشخص زندگی میکند و نسبت به جان، امنیت و حقوق انسانهایی که در کنار او زندگی میکنند مسئولیت دارد.
در فقه اسلامی، یکی از قواعد مهم، قاعده «الضرر يزال» است؛ یعنی ضرر باید برطرف شود. جلالالدین سیوطی این قاعده را در الأشباه والنظائر در شمار قواعد بنیادین فقه شافعی مطرح میکند.
بنابراین، اگر امنیت یک جامعه در معرض آسیب جدی قرار گیرد، سخن گفتن از مسئولیت اجتماعی و ضرورت دفع ضرر، با مبانی کلی فقه اسلامی بیگانه نیست.
دفاع با تجاوز یکی نیست
یکی از بنیادیترین اصول اخلاق جنگ در قرآن، تفکیک میان دفاع و تجاوز است. آیه ۱۹۰ سوره بقره پس از فرمان مقابله با کسانی که میجنگند، بلافاصله میفرماید:
«﴿وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ
این عبارت کوتاه، یک اصل بسیار مهم اخلاقی ایجاد میکند: حتی در وضعیت جنگ، همه رفتارها مجاز نیست.
در میراث فقه شافعی نیز مباحث «السیر» و احکام جنگ، صرفاً به اصل جنگیدن محدود نمیشود؛ بلکه درباره روابط با طرف مقابل و حدود رفتار در وضعیت جنگی بحث شده است. امام شافعی این مباحث را در الأم، در کتاب السیر، بررسی کرده است.
بنابراین، دفاع مشروع را نباید با انتقامجویی، نفرتپراکنی یا آسیبرسانی بیضابطه یکی دانست.
دفاع، زمانی ارزش اخلاقی و شرعی خود را حفظ میکند که عدالت نیز در شیوه دفاع حضور داشته باشد.
قاعده «لا ضرر» و مسئولیت حفظ جامعه
حدیث مشهور پیامبر اسلام(ص) میفرماید: «لا ضَرَرَ ولا ضِرارَ»
این حدیث از مبانی مهم قواعد فقهی در مذاهب اسلامی است و فقهای شافعی نیز در تدوین قواعد فقهی به آن استناد کردهاند.
سیوطی در الأشباه والنظائر پس از بیان قواعد مرتبط با ضرورت و رفع زیان، قاعده «الضرر يزال» را مطرح میکند.
معنای اجتماعی این قاعده روشن است: در جایی که ضرر عمومی پدید آمده است، بیتفاوتی نسبت به رفع آن با منطق مسئولیت اجتماعی سازگار نیست.
البته از این اصل نباید نتیجه گرفت که هر اقدام سیاسی یا نظامی را میتوان به نام «دفع ضرر» توجیه کرد. تشخیص مصلحت و ضرر نیازمند بررسی دقیق موضوع، عدالت، تناسب و رعایت حدود شرعی است.
این نکته برای روزگار ما بسیار مهم است؛ زیرا مصلحت عمومی نباید به مجوزی برای کنار گذاشتن اخلاق تبدیل شود.
امنیت عمومی؛ حق مردم
امنیت را نباید صرفاً یک مفهوم حکومتی دانست. امنیت پیش از آنکه ابزار قدرت باشد، حق مردم است.
کودکی که به مدرسه میرود، خانوادهای که در خانه زندگی میکند، کشاورزی که در زمین خود کار میکند، استاد و دانشجویی که در دانشگاه حضور دارند و کارگری که برای تأمین معاش خانواده تلاش میکند، همگی به امنیت نیاز دارند.
از این منظر، هر اقدامی که امنیت عمومی را هدف قرار دهد، باید از منظر اخلاق، حقوق انسانی و موازین شرعی مورد ارزیابی قرار گیرد.
فقه اسلامی نیز در بخشهای مختلف خود نسبت به حفظ مصالح عمومی و جلوگیری از مفاسد اجتماعی حساسیت نشان داده است.
بنابراین، امنیت مردم نباید قربانی هیجانهای سیاسی، اختلافات فرقهای یا محاسبات کوتاهمدت شود.
ایران؛ خانه مشترک اقوام و مذاهب
ایران سرزمینی با تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی است. کرد، ترک، فارس، بلوچ، عرب، ترکمن و دیگر اقوام، بخشی از تاریخ این سرزمین را ساختهاند و مسلمانان شیعه و سنی نیز قرنها در این جغرافیا زندگی کردهاند.
از این منظر، ایران خانه مشترک ایرانیان است.
اگر امنیت این خانه آسیب ببیند، آثار آن محدود به یک قوم یا یک مذهب نخواهد ماند.
بنابراین، دفاع از تمامیت ارضی و امنیت ایران را نباید به دفاع از یک گروه خاص فروکاست؛ همانگونه که نقد عملکرد مسئولان نیز نباید به دشمنی با اصل جامعه و سرزمین تبدیل شود.
اینجا است که مفهوم وحدت ملی اهمیت پیدا میکند.
وحدت به معنای حذف اختلاف نظر نیست؛ بلکه به معنای توانایی مدیریت اختلافات بدون تبدیل آنها به نزاعی است که بنیان جامعه را فرسوده کند.
مسئولیت عالمان اهلسنت
عالمان اهلسنت ایران در چنین شرایطی میتوانند نقشی مهم در تبیین رابطه میان اسلام، وطن، امنیت و وحدت ملی ایفا کنند.
این مسئولیت را میتوان در چند اصل خلاصه کرد:
نخست: دفاع از جان و امنیت مردم.
دوم: مخالفت با تجاوز و تعدی.
سوم: مقابله فکری با تکفیر و افراطگرایی.
چهارم: صیانت از وحدت ملی و جلوگیری از تحریک اختلافات مذهبی.
پنجم: نقد عالمانه و مسئولانه، بدون تبدیل نقد به ابزار تخریب جامعه.
عالم دینی نه باید صرفاً سخنگوی هیجانهای سیاسی باشد و نه در برابر تحولات جامعه سکوت کند.
وظیفه او، در کنار تبیین احکام و معارف دینی، کمک به جامعه برای تشخیص درست از نادرست، حقیقت از شایعه و اصلاح از تخریب است.
جنگ روایتها؛ وقتی خبر نیز مسئولیت شرعی پیدا میکند
در جهان امروز، جنگ فقط در میدان نظامی رخ نمیدهد. بخشی از نبرد در رسانهها، شبکههای اجتماعی و ذهن افکار عمومی جریان دارد.
قرآن کریم درباره انتقال خبر، اصل بسیار مهمی را مطرح کرده است:
«﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر فاسقی خبری برای شما آورد، تحقیق و بررسی کنید؛ مبادا از روی ناآگاهی به گروهی آسیب برسانید و سپس از کرده خود پشیمان شوید.»
این آیه را میتوان یکی از مهمترین مبانی اخلاق اطلاعرسانی در جامعه اسلامی دانست.
در عصر شبکههای اجتماعی، بازنشر یک خبر نادرست ممکن است در چند دقیقه به هزاران نفر برسد. بنابراین، مسئولیت اخلاقی خبررسانی دیگر فقط متوجه خبرنگار حرفهای نیست؛ هر کاربری که خبری را منتشر میکند نیز باید نسبت خود را با حقیقت و پیامدهای سخن خویش بسنجد.
پیامبر اسلام(ص) فرمود: «مَن كان يؤمن بالله واليوم الآخر فليقل خيرًا أو ليصمت.»
امام نووی در شرح این حدیث توضیح میدهد که اگر سخن، خیرِ محقق و قابل اعتنایی نداشته باشد، سکوت بر گفتن آن مقدم است
این اصل در عصر رسانههای دیجیتال اهمیت دوچندان دارد: هر چیزی که قابل انتشار است، لزوماً شایسته انتشار نیست.
وحدت؛ سرمایه راهبردی جامعه
تجربه جوامع مختلف نشان داده است که شکافهای قومی و مذهبی، اگر مدیریت نشوند، میتوانند به بحرانهای اجتماعی تبدیل شوند.
از این رو، وحدت شیعه و سنی و همبستگی اقوام ایرانی، فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه سرمایهای اجتماعی برای حفظ ثبات و امنیت کشور است.
توهین به مقدسات، تحریک اختلافات مذهبی، نسبت دادن اتهامات بدون سند و انتشار مطالب تحریکآمیز، با هر عنوانی که انجام شود، میتواند به اعتماد عمومی آسیب بزند.
جامعه قوی جامعهای نیست که در آن اختلاف نظر وجود نداشته باشد؛ جامعه قوی جامعهای است که بتواند اختلاف نظر را بدون فروپاشی وحدت مدیریت کند.
وطندوستی بدون افراط، دینداری بدون بیتفاوتی
میتوان مسلمان بود و وطندوست؛ میتوان به امت اسلامی تعلق داشت و در عین حال از سرزمین خود دفاع کرد.
همچنین میتوان از امنیت کشور دفاع کرد و در عین حال نقد عالمانه و اصلاحگرانه داشت.
این امور ذاتاً متناقض نیستند.
آنچه خطرناک است، تبدیل وطندوستی به نفرت از دیگر ملتها یا تبدیل دینداری به بیتفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه است.
اسلام نه تجاوز را تأیید میکند و نه بیتفاوتی نسبت به ظلم و تهدید را.
راه درست، دفاع مسئولانه، اخلاقی و مبتنی بر عدالت است.
سخن پایانی
ایران امروز بیش از هر چیز به عقلانیت، وحدت و اعتماد عمومی نیاز دارد.
دفاع از سرزمین فقط مسئولیت نیروهای نظامی نیست. هرکس به اندازه جایگاه خود در حفظ امنیت و انسجام جامعه مسئولیت دارد.
نیروی نظامی در میدان از مرز دفاع میکند؛ پزشک از جان انسانها؛ معلم از آینده نسلها؛ خبرنگار از حقیقت؛ و عالم دینی از ایمان، اخلاق و عقلانیت جامعه.
در چنین شرایطی، عالم دینی باید بتواند با صدای روشن به جامعه بگوید:
دفاع با تجاوز تفاوت دارد؛ وحدت با سکوت یکی نیست؛ نقد با تخریب تفاوت دارد؛ و دینداری با بیتفاوتی نسبت به سرنوشت جامعه سازگار نیست.
اگر ایران را خانه مشترک خود بدانیم، حفظ امنیت و تمامیت ارضی آن دیگر صرفاً یک موضوع سیاسی نخواهد بود؛ بلکه به مسئولیتی اخلاقی و اجتماعی تبدیل میشود.
وطن، هنگامی که خانه جان و کرامت مردم است، دفاع از آن فقط دفاع از خاک نیست؛ دفاع از انسان، امنیت، هویت و آینده یک ملت است.
منابع و ارجاعات
[۱] القرآن الكريم، سورة البقرة، الآية ۱۹۰
[۲] جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، الأشباه والنظائر في قواعد وفروع فقه الشافعية بيروت: دار الكتب العلمية ط. ۱، ۱۴۰۳هـ/۱۹۸۳م، ص ۸۳، القاعدة الرابعة: «الضرر يزال»
[۳] محمد بن إدريس الشافعي، الأم، بيروت: دار المعرفة، كتاب السير..
[۴] محمد بن يزيد ابن ماجه، سنن ابن ماجه، كتاب الأحكام، باب «من بنى في حقه ما يضر بجاره»، حديث ۲۳۴۰؛ نیز مالك بن أنس، الموطأ، كتاب الأقضية، باب «القضاء في المرفق».
[۵] يحيى بن شرف النووي، المجموع شرح المهذب، تحقيق محمد نجيب المطيعي، مكتبة الإرشاد، الطبعة الكاملة، مباحث «الجهاد والسير». این چاپ کامل در ۲۳ مجلد فهرست شده و جلد ۲۱ آن شامل «الديات ۲ – الجهاد والسير» است.
[۶] القرآن الكريم، سورة الحجرات، الآية ۶.
[۷] محمد بن إسماعيل البخاري، صحيح البخاري، كتاب الأدب، باب «من كان يؤمن بالله واليوم الآخر فلا يؤذ جاره»، حديث ۶۰۱۸؛ ومسلم بن الحجاج، صحيح مسلم، كتاب الإيمان، حديث ۴۷. تخریج حدیث در هر دو صحیح نیز ثبت شده است.
[۸] يحيى بن شرف النووي، المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، بيروت: دار إحياء التراث العربي، ط. ۲، ۱۳۹۲هـ، كتاب الإيمان، باب «الحث على إكرام الجار والضيف ولزوم الصمت إلا عن الخير»، ج. ۲. نووی در شرح این حدیث تصریح میکند که اگر خیر محققی در سخن نباشد، امساک از سخن اولی است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید