از عملگرایی واقعبینانه تا رهایی از خفگی ژئوپلیتیکی، وقتی منافع ملی، با کریدور طلایی شرق گره میخورد
زمانی که جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) در سال ۲۰۲۶ با هماهنگی کامل رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران آغاز شد واشنگتن با بهرهگیری از محاصره دریایی تمامعیار، تلاش کرد صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی ایران را قطع کند. بسیاری از تحلیلگران غربی پیشبینی میکردند که ایران ظرف مدت کوتاهی فرو خواهد پاشید. اما برخلاف این پیشبینیها، ایران نه تنها فرو نپاشید، بلکه با تکیه بر زیرساختهای راهبردی که در دولت شهید سید ابراهیم رئیسی و وزیر خارجه شهید حسین امیرعبداللهیان ایجاد شده بود، توانست از خفگی ژئوپلیتیکی رهایی یابد. این موفقیت، حاصل رویکردی بود که در آن «عملگرایی هوشمندانه» در کنار «حفظ آرمانهای انقلاب»، ذیل اولویت مطلق «منافع ملی» تعریف شده بود.
گام اول: کریدور شرق؛ شکاف در دیوار محاصره دریایی
دولت رئیسی با درک عمیق از ماهیت خصمانه غرب و درسآموزی از تجارب تلخ دولتهای پیشین (که نگاه مطلق به غرب نه تنها آوردهای نداشت، بلکه روابط با شرق را نیز تضعیف کرد)، «نگاه به شرق و سیاست همسایگی» را در دستور کار قرار داد. شرق و آسیا به عنوان «ظرفیت مغفولمانده» فعال شدند تا فضای تنفسی جدیدی برای اقتصاد تحریمزده ایران ایجاد کنند.
کریدور ریلی ایران-چین؛ خط حیاتی جدید:
مهمترین مصداق این رویکرد، کریدور ریلی ایران-چین بود. آمارهای رسمی نشان میدهد که تعداد قطارهای ترانزیتی چین به ایران افزایش یافت و سرویسهای ریلی از یک قطار در هفته به دو یا سه قطار در هفته رسید. کریدور شرق-غرب که ایران را از طریق آسیای میانه به چین متصل میکند، به یکی از فعالترین مسیرهای منطقه تبدیل شد. براندون ویکرت، تحلیلگر امنیت ملی آمریکا، صریحاً اذعان کرد که محاصره دریایی واشنگتن در برابر ایران محکوم به شکست است، چرا که ایران به سادگی میتواند نفت خود را از طریق خطوط راهآهن بازسازیشده و مسیرهای زمینی به اصلیترین مشتری خود یعنی چین ارسال کند.
دروازه زمینی ایران به چین از طریق پاکستان:
در کنار کریدور ریلی، باز شدن دروازه زمینی ایران به چین از طریق پاکستان یک تحول راهبردی بود. منطقه آزاد ریمدان در مرز مشترک ایران و پاکستان، آماده میزبانی از کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC) شد. این پروژه ۶۰ میلیارد دلاری که بخشی از طرح کلان «یک کمربند، یک جاده» است، بنادر گوادر، کراچی و پورت قاسم را به غرب چین متصل میکند. شهید رئیسی در اردیبهشت ۱۴۰۳ شخصاً به اسلامآباد سفر کرد و طی آن، ۸ سند همکاری به امضا رسید. کریدورهای زمینی میان بنادر استراتژیک پاکستان با مرزهای ایران (گبد و تفتان) فعال شد و زمان دسترسی به مرز ایران از ۱۸ ساعت به تنها ۲ تا ۳ ساعت کاهش یافت. با فعال شدن این مسیر زمینی، ایران میتوانست بدون نیاز به تردد از تنگه هرمز و در امان از گشتهای دریایی آمریکا، کالاهای اساسی و انرژی خود را صادر و نیازهای ضروری خود را تأمین کند.
گام دوم: تنشزدایی با همسایگان؛ شکستن محاصره سیاسی و امنیتی
یکی از ابتکارات عملگرایانه دولت شهید رئیسی که منافع ملی را مستقیماً تأمین کرد، «تنشزدایی با همسایگان» به ویژه احیای روابط با عربستان سعودی بود. شهید امیرعبداللهیان با اتخاذ رویکرد «همسایگی محور» و «تعامل هوشمندانه»، موفق شد پس از سالها قطع رابطه، در اسفند ۱۴۰۱ توافق احیای روابط دیپلماتیک میان ایران و عربستان را با میانجیگری چین امضا کند. این دستاورد، دیوار محاصره سیاسی ایران در منطقه را فرو ریخت.
دستاوردهای امنیتی و اقتصادی برای ایران:
با احیای روابط با ریاض، جنگ فرسایشی یمن که سالها هزینههای نظامی و مالی سنگینی بر ایران تحمیل میکرد، پایان یافت. امنیت مرزهای غربی ایران تأمین شد و میلیاردها دلار از منابع کشور آزاد گردید. همچنین، کشورهای حوزه خلیج فارس که پیشتر تحت تأثیر پروژه «پیمان ابراهیم» و عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی قرار گرفته بودند، به تدریج از این روند فاصله گرفتند. عملاً، ائتلاف منطقهای ضدایرانی که آمریکا و اسرائیل روی آن سرمایهگذاری کرده بودند، پیش از جنگ رمضان ۲۰۲۶ از هم پاشید.
تبدیل تهدید به فرصت همگرایی:
تنشزدایی با عربستان، زمینهساز همکاریهای بیسابقه در سازمان همکاری اسلامی شد. هنگامی که طوفانالاقصی رخ داد و نسلکشی در غزه آغاز شد، ایران و عربستان در کنار هم قرار گرفتند. برگزاری دو اجلاس فوقالعاده وزرای خارجه در جده و یک اجلاس مشترک سران در ریاض، نتیجه مستقیم این تنشزدایی بود. فلسطین که تا پیش از این «موضوعی واگرایانه» در روابط دو کشور بود، به «سرفصلی همگرایانه و وحدتبخش» تبدیل شد. این دستاورد دیپلماتیک، روند عادیسازی اعراب با رژیم صهیونیستی را برای همیشه متوقف کرد.
در واقع، شهید رئیسی و امیرعبداللهیان با «امتگرایی عملگرا» نشان دادند که توجه به جهان اسلام نه یک شعار هزینهبر، بلکه راهبردی هوشمندانه برای افزایش نفوذ و شکستن محاصره است.
گام سوم: دیپلماسی عمومی و سرمایه اجتماعی در جهان اسلام
علاوه بر ابتکارات رسمی دیپلماتیک، شهید رئیسی از دیپلماسی عمومی نیز بهره برد. در واکنش به اهانتهای مکرر به قرآن کریم در سوئد و برخی کشورهای اروپایی، ایشان در مجمع عمومی سازمان ملل (شهریور ۱۴۰۲) قرآن را به دست گرفت و فرمود: «قرآن کلام خداوند و کتابی است که انسان را به عقلانیت، معنویت، عدالت و اخلاق دعوت میکند.» این حرکت «جریانساز در افکار عمومی جهان و وحدتآفرین در جهان اسلام» شد. سرمایه اجتماعی عظیمی که از این راه به دست آمد، در جنگ رمضان ۲۰۲۶ به کار آمد: افکار عمومی کشورهای اسلامی از ایران حمایت کردند و مانع از همراهی کامل برخی دولتهای عربی با ائتلاف ضدایرانی شدند.
میراث ماندگار: زیرساختهای رهایی از خفگی، پیش از طوفان
اگرچه، شهید رئیسی و شهید امیرعبداللهیان در پرواز اردیبهشت به شهادت رسیدند و جنگ تحمیلی سوم در سال ۲۰۲۶، رخ داد اما تمام زیرساختهای «رهایی از خفگی ژئوپلیتیکی» – کریدور ریلی ایران-چین، منطقه آزاد ریمدان، اتصال به کریدور CPEC، عضویت در شانگهای و بریکس، تنشزدایی و همگرایی با عربستان و جهان اسلام – توسط دولت شهید رئیسی و وزیر خارجه انقلابی او ایجاد شده بود. هنگامی که محاصره کامل شد، ایران نفس میکشید؛ وقتی ائتلاف دشمن شکل گرفت، ایران تنها نبود؛ وقتی دروازههای دریایی بسته شدند، قطارهای باری از چین و پاکستان به تهران میرسیدند. این همان پیروزی عملگرایی در چارچوب منافع ملی و آرمانهای اسلامی است. رهبر انقلاب در تیر ۱۴۰۳، دولت شهید رئیسی را «دولت کار، دولت امید، دولت حرکت» توصیف کردند – حرکتی که مسیر بقای ایران را در سختترین طوفانها هموار ساخت و ثابت کرد که میتوان از خفگی ژئوپلیتیکی رهایی یافت بدون آنکه یک قدم از اصول انقلاب عقب نشست. این میراث شهدای خدمت، الگویی ماندگار برای همیشه تاریخ سیاسی ایران است.
در پایان، باید تأکید کرد که سیاست خارجی شهید رئیسی و شهید امیرعبداللهیان، نمادی از «عملگرایی واقعبینانه» در عرصه بینالملل بود؛ رویکردی که در آن «منافع ملی» هرگز فدای شعارهای انتزاعی نشد، بلکه با نقشهراهی دقیق، «رهایی از خفگی ژئوپلیتیکی» را در دستور کار قرار داد. تمام مؤلفههای این رهایی – از کریدورهای شرقی و عضویت در شانگهای و بریکس تا تنشزدایی با همسایگان و همگرایی با جهان اسلام – زاییده همان نگاه واقعبینانه بود که میدانست بقای ایران در گرو اتصال به شرق، حفظ محور مقاومت و در عین حال تعامل هوشمندانه با قدرتهای نوظهور است. جنگ رمضان ۲۰۲۶ ثابت کرد که این میراث راهبردی، نه یک نظریه، بلکه یک ضرورت عینی برای عبور از محاصرهها و فشارهاست. شهیدان خدمت رفتند، اما الگوی «عملگرایی در چارچوب موازنه منطقه ای» را به یادگار گذاشتند؛ الگویی که در آن منافع ملی همچون قطبنما، همه تاکتیکها را هدایت میکند و «رهایی از خفگی ژئوپلیتیکی» نه یک شعار، بلکه دستاوردی ملموس در سختترین آزمون تاریخ انقلاب اسلامی است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید