محمد مهدی اکبرزاده – استان آذربایجانشرقی، شهر تبریز
فرصتی برای شکستن حلقه محاصره
جنگ اقتصادی علیه ایران سالهاست که تنها به تحریم چند قلم کالا یا محدودکردن فروش نفت خلاصه نمیشود. امروز بخش مهمی از این جنگ، متوجه مسیرهای تجارت، دسترسی به منابع مالی، انتقال پول، جذب سرمایه و حتی ارتباط اقتصادی ایران با بازارهای جهانی است. در چنین شرایطی، یکی از مهمترین وظایف سیاستگذار، پیدا کردن مسیرهای تازه برای کاهش اثرگذاری این فشارها و تبدیل محدودیتها به فرصتی برای بازطراحی روابط اقتصادی کشور است.
در این میان، سازمان همکاری شانگهای میتواند یکی از مهمترین ظرفیتهای پیش روی ایران باشد؛ ظرفیتی که البته تاکنون آنگونه که باید از آن استفاده نشده است.
شانگهای صرفاً یک سازمان سیاسی یا امنیتی نیست. حضور مجموعهای از اقتصادهای بزرگ و اثرگذار آسیا در این چارچوب، یک فرصت قابل توجه برای گسترش تجارت، توسعه مناسبات اقتصادی، تقویت مسیرهای ترانزیتی و ایجاد پیوندهای جدید میان اقتصاد ایران و کشورهای شرقی فراهم میکند. در شرایطی که جنگ اقتصادی تلاش دارد ایران را از بخشهایی از اقتصاد جهانی جدا کند، طبیعی است که تهران باید به دنبال تقویت ارتباط با بازارهایی باشد که امکان همکاری اقتصادی بیشتری با کشور دارند.
اما یک نکته اساسی وجود دارد: عضویت در شانگهای بهخودیخود محاصره اقتصادی را نمیشکند. عضویت، تنها دروازه ورود است؛ آنچه اهمیت دارد، سیاستی است که بعد از ورود به این دروازه دنبال میشود.
اگر ایران نتواند ظرفیتهای تجاری، مالی، ترانزیتی و سرمایهگذاری موجود در این مجموعه را فعال کند، حضور در شانگهای ممکن است در حد یک دستاورد دیپلماتیک باقی بماند. در مقابل، اگر دولت بتواند برای استفاده از این ظرفیتها برنامهای روشن و قابل اجرا داشته باشد، شانگهای میتواند به یکی از ابزارهای مهم کشور برای کاهش فشارهای ناشی از جنگ اقتصادی تبدیل شود.
یکی از مهمترین فرصتها، تنوعبخشی به بازارهای صادراتی است. اقتصاد ایران نباید در شرایط فشار خارجی، به چند بازار محدود وابسته بماند. توسعه ارتباط با کشورهای آسیایی میتواند امکان افزایش صادرات غیرنفتی و دسترسی تولیدکنندگان ایرانی به بازارهای جدید را فراهم کند. از محصولات صنعتی و معدنی گرفته تا محصولات کشاورزی، پتروشیمی و خدمات فنی و مهندسی، ظرفیتهای قابل توجهی برای حضور در بازارهای منطقه وجود دارد.
از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی ایران یک مزیت کمنظیر است. ایران میتواند در اتصال آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و سایر بخشهای آسیا نقش مهمی ایفا کند. در شرایطی که اقتصاد جهانی بیش از گذشته به مسیرهای امن و متنوع حملونقل نیاز دارد، توسعه کریدورهای ترانزیتی میتواند علاوه بر درآمدزایی، جایگاه ژئواقتصادی ایران را نیز تقویت کند.
در این نقطه، دولت باید از رویکرد صرفاً سیاسی به دیپلماسی اقتصادی فعال حرکت کند. حضور مقامات در نشستهای شانگهای زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که خروجی آن برای فعال اقتصادی، صادرکننده، تولیدکننده و سرمایهگذار قابل مشاهده باشد. لازم است برای بازارهای مهم عضو شانگهای، برنامه مشخص اقتصادی تدوین شود و دستگاه دیپلماسی نیز در کنار وزارتخانههای اقتصادی، مأموریت خود را بر افزایش مبادلات و رفع موانع تجارت متمرکز کند.
البته نباید از موانع داخلی غافل شد. نمیتوان از ظرفیت شانگهای سخن گفت، اما همزمان با بروکراسی سنگین، تغییرات مداوم مقررات، مشکلات نقلوانتقال مالی و ضعف در زیرساختهای صادراتی، انتظار جهش تجارت خارجی داشت. جنگ اقتصادی را نمیتوان فقط در بیرون از مرزها مدیریت کرد؛ بخشی از میدان این جنگ، در داخل اقتصاد قرار دارد.
به همین دلیل، توصیه به دولت این است که شانگهای را از یک پرونده دیپلماتیک به یک پرونده اولویتدار اقتصادی تبدیل کند. باید برای افزایش صادرات، جذب سرمایه، توسعه حملونقل و تسهیل تجارت با کشورهای عضو، هدفگذاری مشخص و قابل اندازهگیری انجام شود. بخش خصوصی نیز باید در این مسیر نقش اصلی داشته باشد؛ زیرا تجارت واقعی را نمیتوان تنها با توافقهای دولتی ایجاد کرد.
همچنین لازم است نگاه به شرق، به معنای نادیدهگرفتن سایر بازارهای جهانی تلقی نشود. سیاست اقتصادی موفق، سیاستی است که سبد روابط خارجی کشور را متنوع کند. هرچه ایران بتواند روابط اقتصادی خود را با مناطق و کشورهای بیشتری گسترش دهد، امکان اثرگذاری فشارهای خارجی بر اقتصاد کشور کاهش خواهد یافت.
واقعیت این است که در شرایط محاصره و جنگ اقتصادی، انفعال پرهزینهترین انتخاب است. اگر مسیرهای سنتی تجارت با مانع مواجه میشوند، باید مسیرهای تازهای ساخت؛ اگر دسترسی به برخی بازارها دشوار میشود، باید بازارهای جدیدی پیدا کرد؛ و اگر فشار برای منزویکردن اقتصاد ایران افزایش مییابد، باید شبکه روابط اقتصادی کشور را گستردهتر کرد.
شانگهای یکی از همین مسیرهای تازه است؛ نه یک معجزه اقتصادی و نه راهحلی یکشبه، بلکه یک فرصت راهبردی که میتواند در کنار اصلاحات داخلی و دیپلماسی اقتصادی فعال، بخشی از فشارهای جنگ اقتصادی را خنثی کند.
اکنون زمان آن است که دولت از مرحله «عضویت» عبور کند و به مرحله «بهرهبرداری» برسد. شانگهای اگر درست فهم و درست استفاده شود، میتواند یکی از ابزارهای ایران برای شکستن حلقه محاصره اقتصادی و بازکردن مسیرهای تازه تجارت و رشد باشد؛ فرصتی که از دستدادن آن، در شرایط فعلی، هزینهای کمتر از استفادهنکردن از یک ظرفیت ملی نخواهد داشت.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید