چراغ آزمایشگاه هنوز روشن است…
دانشگاه را میتوان هدف قرار داد، اما علم را نه.
این شاید مهمترین حقیقتی باشد که این روزها، بار دیگر خود را نشان داده است. دشمنی که سالها با تحریم، فشار اقتصادی، ترور دانشمندان و محدودیتهای بینالمللی تلاش کرده مسیر پیشرفت ایران را متوقف کند، امروز به نقطهای رسیده که حتی مراکز علمی و پژوهشی را نیز از دایره حملات خود خارج نمیبیند. این مسئله، بیش از هر چیز، نشاندهنده درک دشمن از اهمیت علم در ساخت قدرت ملی ایران است.
در جهان امروز، اقتدار کشورها فقط با تجهیزات نظامی تعریف نمیشود. بخش مهمی از قدرت، در آزمایشگاهها، پژوهشکدهها و دانشگاهها شکل میگیرد؛ جایی که دانش تولید میشود و فناوری بومی به وجود میآید. کشوری که بتواند دانش را در اختیار بگیرد، وابستگی خود را کاهش میدهد و دقیقاً همین نقطه است که قدرتهای سلطهگر را نگران میکند.
در این میان، هدف قرار دادن پژوهشکده لیزر و پلاسما، تنها آسیب زدن به چند دستگاه یا یک ساختمان تحقیقاتی نیست. کسانی که حتی اندک آشنایی با فضای پژوهش دارند، میدانند ساخت و توسعه تجهیزات علمی پیشرفته، نتیجه سالها تلاش مداوم است. برای شکلگیری یک آزمایشگاه تخصصی، دهها پژوهشگر، استاد و دانشجو زمان صرف میکنند؛ بودجههای سنگین اختصاص داده میشود، آزمون و خطاهای متعدد انجام میگیرد و گاهی سالها طول میکشد تا یک مجموعه علمی به مرحلهای برسد که بتواند در مرزهای دانش حرکت کند.
دستگاههای پژوهشی، صرفاً ابزار نیستند؛ هرکدام بخشی از تجربه، دانش و امید یک نسلاند. نسلی که تصمیم گرفته بهجای وابستگی، مسیر تولید علم را خودش طی کند. به همین دلیل، وقتی یک مرکز علمی هدف قرار میگیرد، در حقیقت تلاش میشود روند پیشرفت و اعتمادبهنفس علمی یک ملت تحت فشار قرار گیرد.
اما مسئلهای که دشمن بارها در فهم آن شکست خورده، این است که علم، وابسته به ساختمان و تجهیزات باقی نمیماند. تجهیزات ممکن است آسیب ببینند، اما دانشی که در ذهن پژوهشگران شکل گرفته، از بین نمیرود. تاریخ نیز همین را ثابت کرده است. اگر قرار بود ترور و تخریب بتواند مسیر دانش را متوقف کند، ایران باید سالها پیش از حرکت بازمیایستاد؛ در حالی که بخش مهمی از پیشرفتهای علمی کشور، دقیقاً در سختترین سالهای تحریم و فشار به دست آمده است.
نسلی که در شرایط محدودیت رشد کرده، یاد گرفته از دل تهدید، فرصت بسازد. همان کشوری که سالها از دسترسی به بسیاری از فناوریها محروم بود، امروز در حوزههای مختلف علمی و فناورانه به جایگاهی رسیده که دشمن را نگران کرده است. نگرانیای که حالا خود را در حمله به مراکز علمی و پژوهشی نشان میدهد.
واقعیت این است که دشمن، بیش از هر چیز، از امید میترسد؛ امیدی که در دانشگاه زنده است. امیدی که در ذهن دانشجویی وجود دارد که ساعتها در آزمایشگاه میماند تا مسئلهای علمی را حل کند. امیدی که در تلاش استاد و پژوهشگری دیده میشود که با وجود همه محدودیتها، همچنان به ساختن فکر میکند. این امید، همان چیزی است که ایران را در سالهای گذشته سراپا نگه داشته است.
شاید بتوان بخشی از تجهیزات را تخریب کرد، شاید بتوان مدتی روند برخی پروژهها را کند کرد، اما نمیتوان میل به دانستن و ساختن را از بین برد. علم، برخلاف ساختمانها، قابل بمباران نیست. اندیشه را نمیتوان نابود کرد و نسلی را که تصمیم گرفته آینده کشورش را بسازد، نمیتوان با تهدید متوقف کرد.
و شاید مهمترین نکته همین باشد؛ اینکه در میانه همه فشارها و تهدیدها، هنوز چراغ آزمایشگاهها روشن است و هنوز کسانی هستند که بهجای عقبنشینی، به ادامه مسیر فکر میکنند. همین یعنی علم هنوز زنده است؛ و تا زمانی که علم زنده باشد، امید نیز زنده خواهد ماند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید