چرا فرار دولت از مسئولیت خود به بهانه جنگ هزینه های بزرگ ایجاد می کند ؟
چهارچوب ثابت و تکراری صحبتهای آقای رئیسجمهور به بازپخش مکرر سریالها در صداوسیما شباهت یافته است. نقدهایی که از همان ابتدا به نوع نگاه ایشان به مدیریت کشور وجود داشت، همچنان پابرجاست و تنها چیزی که فرق کرده، این است که نگرانیها دیروز تبدیل به معضلات امروز شدهاند، اما دستفرمان آقای پزشکیان همچنان همان است.
سخنان آقای پزشکیان در باب مفاهیمی مانند عدالت، معیشت، دریافتی مردم و وجود نارضایتی بسیار ستودنی است؛ اما مسئولیت رسیدگی به این موارد برای رفعشان با چه کسی است؟! نرمافزاری که بر دولت چهاردهم حاکم شده، مسئولیت خود را در قبال مشکلات تا مرحله فهم کلی وجود مشکل و بیان آن پردازش میکند و قادر به انجام فعالیت بیشتری نیست. در انتها، اگر حجم فشارهای وارده و انتقادات بیشتر شود، موضوع جنگ را به میان میآورند. حالا اصلاً اهمیتی ندارد که جنگ در آن موضوع دخیل باشد یا نه. معلوم نیست برقراری عدالت، رسیدگی به دریافتیها و مبارزه با ترک فعلها در لایههای مدیریتی چگونه با موضوع جنگ توجیه میشوند.
استناد به جنگ برای توجیه عدم حل مشکلات، بزرگترین آسیبی است که آقای رئیسجمهور میتواند با کلام خود به جامعه بزند. اینکه جنگ هست و چون هست نمیتوان بسیاری از چیزها را حل کرد، تصویری از یک بنبست دروغین را برای مردم میسازد که باعث گسترش ناامیدی در جامعه میشود. این سبک از تولید ناامیدی، پروژه آشنایی است که در دو سال انتهایی دولت دوازدهم نیز رقم خورده بود. برای مثال، ادعا میشد که دولت بعد از فلان تاریخ توان پرداخت حقوق ندارد و اگر توافق نکنیم، چهها که نخواهد شد. جای نگرانی است که مشاورینی که این نوع استدلالها را در جلسات به آقای پزشکیان ارائه میدهند، چنین تصویری داشته باشند و محاسبات آقای رئیسجمهور را مختل کنند.
رئیسجمهور در سازمان برنامه و بودجه از اهمیت داشتن اطلاعات درست و محاسبات درست نیز گفتند. اینکه برای تصمیمات درست باید اطلاعات درست داشته باشیم، یک گزاره منطقی است و اینکه رئیسجمهور نیز به اهمیت آن اذعان دارد، مسئله بسیار مهم دیگری است که نیاز دارد گفتار آقای پزشکیان با عملشان سنجیده شود.
اواسط مردادماه بود که آنتن تلویزیون و شبکههای مجازی جولانگاه ایدههای بحرانسازی بود که دولتیها در باب مسئله بنزین مطرح میکردند. وضعیت صفهای پمپبنزینها اسفبار شده بود و مردم از نبود بنزین در جایگاهها گلایه میکردند. اما دو ماه بعد، انگار نه انگار که کل دغدغه دولت بنزین بوده باشد، آقای پزشکیان میگوید: «کاملاً از واردات بنزین بینیاز شدهایم، درحالیکه میبایست ۱۲ میلیارد دلار برای واردات بنزین موردنیاز هزینه میکردیم. همه درآمد حاصل از افزایش قیمت سوخت، صرفهجویی و مدیریت مصرف به خود مردم پرداخت خواهد شد.» کسی هم ندانست بحرانسازی چند ماه پیش در مورد بنزین و درست کردن چند روز صفهای عریض و طویل و تعطیل کردن پمپبنزینها کار چه کسانی بود؟ اصلاً آیا آقای پزشکیان با عوامل این تصمیمسازی، یا به عبارت بهتر، بحرانسازی، برخورد کردند یا نه؟
انتهای صحبت آقای پزشکیان در سازمان برنامه و بودجه، اما دردناکترین بخش صحبتهای ایشان بود. میگویند آقای شهید گفته بروید تمامش کنید! آقای پزشکیان، معلوم نیست در توجیه مقاصد مذاکراتی دولت و نسبت دادن آن به آقای شهیدمان حد یقفی دارید یا نه، ولی مردم صدای رهبرشان را که با رشادت گفت مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَ يَزِيدَ شنیدند و شهادت حسینیوارش را به چشم دیدند. اما حداقل به منطق خود رجوع کنید. شما که به قول خودتان رفته بودید تمامش کنید، باز هم در جنگ افتادید و هنوز هم عبرت نگرفتید و ما در حیرتیم که چنین منطقی چگونه در تفکری که دم از نهجالبلاغه میزند، جای گرفته است.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید