پس از نقض تمام بندها، خروج ترامپ و پایان مهلت 60 روزه و عدم تمدید، فرانسه هم تفاهم را منقضیشده دانست؛ حالا باید دست از تحجر و اصرار بر تفاهم برداشت و به فکر ابتکار بود
وقتی خواب تفاهم و امتیازگیری در میز مذاکره را، خروج ترامپ و حمله به عروسی هم نتواند برهم بزند، احتمالا ابراز وجود اخیر فرانسه هم نتواند. وزیر خارجهشان در توجیه جنایات اخیر آمریکا گفته: «تفاهم 60روزه، منقضی شده»؛ البته در همان بازه 60روزه نیز، تفاهم صلح، دهها شهید به جا گذاشته بود. مردم که بنابود مطابق منویات رهبری، در کنار ایشان بر اجرای شروط نظارت کنند، نظارهگر نقض تک به تک آنها بودند. مبعوثانی که 6ماه است درخیابانها مجاهدت میکنند، ترازشان ایجاب میکرد که پای توافقی بدون تضمین عینی امضا نشود؛ یا بلافاصله پس از نقض، زودتر از دشمن، پایان آن اعلام شود؛ اما همچنان صدای داخلی، تحجرگونه بر احیای تفاهمِ مرده اصرار میکند و انرژی و وقتی برای اعمال ابتکاری که پیروزی میدان را تثبیت کند، ندارد.
با تفاهم روسای جمهور ایران و آمریکا، نه مردم بنابه پلاکاردهایشان موافق بودند، نه رهبری بنابه پیام علیالاصول؛ پیامی که در آن تصریح کردند رئیسجمهور و سایر اعضای شعام مسئولیت آن را پذیرفتهاند و مردم در کنار ایشان نظارهگر تحقق شروط خواهند بود؛ اما بند اول با ادامه جنگ در لبنان و حتی ایران، نقض شد؛ بند دو با موارد متعدد از جمله التماسهای اخیر ترامپ از مردم ایران برای ایجاد آشوب؛ بند سه با حمله نظامی آمریکا و اعلام ترامپ مبنی بر پایان تفاهم، کمتر از سه هفته پس از امضای تفاهم ؛ بند چهار هم که نمایشی آغاز شد و بعد چند روز محاصره دوباره با اعلام رسمی بازگشت. بندهای 6و7و9و10و11 نیز دیگر تعهدات آمریکا بودند که محقق نشدند. در حالی که تنگه هرمز به مرور درحال بازگشایی بود؛ آن هم بدون عوارضگیری.
حالا ترامپ بنا به ذات آمریکایی و همچنین سابقه خود در برجام، هفتههاست از تفاهم خارج شده؛ مهلت 60روزه پیشبینی شده در تفاهم برای دستیابی به توافق نهایی نیز به اتمام رسیده و تمدیدی در کار نبوده؛ در عوض همچون روزهای پس از جلسه مذاکره اسلامآباد، که محاصره دریایی اعمال شد، دشمن آمریکایی هر روز در حال ابتکارات تازهتری است. از «عملیات طرد اقتصادی» گرفته تا تاکتیک اخیر برای هدف قرار دادن نفتکشها؛ گرچه تجربه شکستخورده «تحریمهای فلجکننده» اوباما و «فشار حداکثری» دور اول ترامپ، عاقبت این یکی را هم از پیش مشخص کرده.
مسئولین ایرانی اما هنوز از همین تفاهم مرده سخن میگویند؛ پزشکیان دهم شهریور در اجلاس شانگهای در دیدار با شهباز شریف، گفت: «ایران همچنان آمادگی دارد توافقی را که با تلاش دولت دوست و برادر پاکستان حاصل شده، اجرا کند؛ مشروط بر اینکه طرف مقابل نیز به تعهدات خود پایبند باشد» و در سخنرانی نیز این خط را اینگونه ادامه داد که: «به صراحت میگویم چنانچه آمریکا به تعهدات خود درتفاهم بازگردد، ایران نیز بلافاصله عمل متقابل خواهد کرد» قالیباف نیز دو شهریور در دیدار با مقامات پاکستانی اعلام کرد: «ما پیگیر اجرای شروط تفاهم هستیم و این آمریکاست که باید به تعهداتش پایبند باشد». سه روز بعد هم در دیدار با مقامات قطری همین را تاکید کرد.
البته این ارجاعات به تفاهمی که مرده، پس از آن و تا امروز هم متعدد ادامه داشته؛ تفاهمی که حالا حتی فرانسه نیز آن را به رسمیت نمیشناسد. وزیر امور خارجه فرانسه، حملات اخیر آمریکا را، که به شهادت چند ایرانی در حمله به یک مراسم عروسی منجر شد، این طور توجیه کرد که: «تفاهم پس از 60روز منقضی شده». با نگاهی از یک نمای بالاتر به آنچه از 9 اسفند تاکنون رخ داده، ابتدا دلاوریهای نظامیان و مجاهدت مردم در خیابانها دیده میشود که ایران را از جنگ داخلی و خارجی در شرایط فقدان رهبری حفظ کردند؛ دشمنانی با حدود 1500 میلیارد دلار بودجه نظامی را تحقیر کردند؛ اف35 و آواکس و انواع رادارها را زدند و خلف صالح رهبری شهید را پیش از اعلام خبرگان خود، انتخاب کردند.
اما از آتشبس 19فروردین تا امروز، که مورد رضایت مردم هم نبود، صحنه متفاوت شد؛ ده بند اعلامی شعام محقق نشدند؛ محاصره دریایی رخ داد؛ تفاهمی که مطابق نظر مردم و رهبری نبود و تنها گوشهای از شروط رهبری در آن بود هم تماما نقض شد؛ حالا دشمنی که التماس آتشبس میکرد، جری شده، تهدید به حمله به تاسیسات هستهای میکند و دندان تیز کرده برای ایجاد آشوب داخلی؛ پس از پیکار جانانه در بازه 9 اسفند تا 19 فروردین، وقت ابتکاراتی بود تا آن پیروزی را در عرصه سیاسی تثبیت کند؛ مذاکره و تفاهم با آمریکای ترامپ انساننما و همچنین بنا به سابقه برجام و ماشه و جنگ دوازده روزه که میانه مذاکره رخ داد، سرانجامش مشخص بود، بهتر بود دست از این تحجر و رفتن راهی که هر بار نتایجش زیانبار بوده، برداشت؛ حداقل پس از آن که تمام بندها نقض شدند و یا ترامپ که کمتر از سه هفته بعد از امضا، پایان آن را اعلام کرد. و پیش و پس از آن همواره به دنبال ابتکاراتی برای تبدیل شکست میدانی به پیروزی سیاسی بوده.
برای مثال، سرتیم مذاکرهکنندهها، 27 اردیبهشت و یک ماه پیش از تفاهم، بهعنوان مسئول پرونده چین انتخاب شد، اما از آن تاریخ نه سفری به چین داشته و نه کارویژهای در این موضوع تعریف کرده؛ او همچنین مجلس را در کنار تصمیم هیئترئیسه تعطیل و نیمهتعطیل نگاه داشته تا از این مسیر هم بستری برای ابتکارات فراهم نباشد؛ تصمیماتی مانند جزئیات اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز و یا خروج از انپیتی میتوانست از جمله آنها باشد. به همین منوال برای رئیسجمهور یا وزیر خارجه یا دیگر مسئولین هم میشد کارویژههایی واقعیتر از توهم تفاهم با آمریکا تعریف شود تا پیروزی مردم ایران در جنگ نابرابر، تثبیت شود. البته پیش از آن باید قبول کنند که ذات آمریکا استکبار است و با ذات حسینی ایران در تضاد؛ و باید بپذیرند که تفاهم اخیر مانند تمام تفاهمات پیشین مرده، و باید طرحی نو در انداخت.
jamaran.news
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید