در روزهای اخیر در ادبیات ترامپ به طرز محسوسی از تهدید نظامی کاسته شده و به مرور وی در مورد توسعه انزوای اقتصادی ایران صحبت میکند، او بدون در نظرگرفتن گذشته تحریمها علیه ایران خود را بزرگترین رئیس جمهور تحریمکننده میداند که سنگینترین تحریمهای قرن را علیه ایران در دو دوره ریاست جمهوری اش انجام است، درواقع بازگشت ترامپ به این ادبیات دو دلیل اصلی دارد، نخست شکست برنامههای نظامی او علیه ایران است که هگست وزیر جنگ مدافع آن بود و دوم حرکت ترامپ در راستای برنامههای وزیر خزانهداری است، ترامپ به واقع میداند ترمیم تسلیحاتی آمریکا و رسیدن به ذخایر راهبردی سلاح به پیش از 9 اسفند حداقل دو ماه دیگر زمان لازم دارد و با اینکه تولید صنعتی تسلیحات در آمریکا با سرعت در حال ترمیم ذخایر از دست رفته است، اما او نمیخواهد با همان شیوهای که در 9 اسفند با ایران جنگید، بجنگد.
ترامپ در پی کاهش هزینههاست
رئیس جمهور آمریکا میخواهد تا پیش از بازگشت به جنگ زمینی و دریایی علیه ایران، ایران را در نهایت ضعف نگهداشته و ریتم بازسازی و نگهداری از زیرساختها را به شدت کند کند، با همین نگاه مبتنی بر تجربه اعمال محاصره دریایی در برابر بستهشدن تنگه هرمز پس از گفتگوهای اولیه در اسلامآباد بعد از به صفر رسانیدن فعالیت بنادر اصلی ایران، او میخواهد تا از این تجربه برای انزوای کامل اقتصادی ایران استفاده کند. بسنت وزیر خزانهداری در روزهای اخیر از علاقه خود برای توسعه تحریمها از اشخاص و شرکتها به کشورها خبر داده بود، این بدین معناست که زین پس اگر کشوری قصد همکاری اقتصادی با ایران را داشته باشد، کل آن کشور اعم از فعالین بخش دولتی و خصوصی، از مشارکت و همکاری اقتصادی با ایالاتمتحده و شرکای آن منع خواهند شد. در این مدل ایالاتمتحده با توزیع قویتر تحریمها در لایههای بالاتر، نه تنها هزینه همکاری با ایران را بالا میبرد و به لحاظ روانی، روابط اقتصادی با ایران را امنیتیسازی میکند تا شرایط را مهیای افزایش فزاینده فشار بر هفت کشور همسایه زمینی ایران کرده و آنان را وادار به بستن مرزهای زمینی و به خصوص پایگاههای اقتصادی مرزی میکند. یعنی توسعه محاصره دریایی با الگو تازهای منجر به محاصره زمینی خواهد شد. از آنجایی که ایالاتمتحده از گذشته تا به امروز مبتنی بر تجارب جنگی خود در سراسر جهان تصمیم به نبرد میگیرد، احتمالاً در مراحل بعدی تصعید ما شاهد هدف قرارگرفتن مسیرهای جادهای و ریلی منتهی به کریدورهای زمینی به مرزها خواهیم بود و این اقدام همراه با توسعه تدریجی منطقه پرواز ممنوع، نوعی محاصره هوایی از جنوب به مناطق مرزی و سپس کل ایران محاصره زمینی را تکمیل میکند. کلیت این راهبرد ترامپ که ناشی از شکست برنامههای پیشین اوست، منجر به افزایش فشار اقتصادی بر ایران میشود و دولت آمریکا همچنان عاجزانه پیش از رخ دادن جنگ دور جدید به دنبال استهلاک توانمندیهای داخلی ایران است.
راه چاره: پیشدستی پیش از بروز مشکل
وزارت خارجه امارات متحده عربی پیش از آنکه ترامپ رسماٌ خبر از اجرای برنامه D-Day اقتصادی بدهد بیانیهای صادر و تمامی فعالیتهای اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورد، این بیانیه نخستین تصعید افقی و علنی نبرد اقتصادی با ایران پس از اعمال محاصره دریایی و وزنهسازی در برابر تنگه هرمز بود، پس از آن خبرهای ضد و نقیضی مبتنی بر عبور میلیونها بشکه نفت از کریدور تازه تراشیده شده مسندم در عمان به گوش رسید و پس از آن ترامپ در شبکههای اجتماعی تنگه هرمز را بخشی از خاک آمریکا خواند، اقدامی که برخی کاربران آن را مسخره کردند ولی در دل خود فرای از حقیقی بودن اقدام او، خبر از بازگشت ترامپ به عنصر غافلگیری میدهد، در واقع او همانگونه که در 9 اسفند با ترور بیسابقه ردههای بالای نظام در ایران این غافلگیری را دنبال کرد، اکنون در راستای تبدیل ایران به زمین سوخته با دولتی علیل غافلگیرسازی را در پیش گرفته است. تنها راهکار این راهبرد شکننده وزنهسازی در برابر کارتهای تهران است، بنابراین دو اقدام باید صورت بگیرد: 1. هزینه حضور اقتصادی ایالاتمتحده با عملیاتهای خرابکارانه علیه منافع شرکتهای آمریکایی در منطقه با حملات فیزیکی و سایبری تشدید شود. 2. تمامی فعالیتهای اقتصادی با همسایگان زمینی از طریق پیمانهای پولی ریال-واحد کشور شریک انجام شود تا هم منجر به افزایش تقاضا برای ریال شده و هم معاملات تجاری با شرکای منطقهای را برای آمریکا غیرشفاف کند، همچنین به کشورهایی که میخواهند به برنامه قطع همکاری اقتصادی بپیوندند باید با عبرتسازی از امارات و سپس افزایش تهدید علیه زیرساختهای اقتصادی آن کشورها، آنها را مجبور به تجدیدنظر در راستای مشارکت در برنامههای تحریمی ایالاتمتحده کرد. این تهدید باید ملموس، علنی و با هزینه بالا باشد و امکان ترمیم ان در کوتاهمدت وجود نداشته باشد تا کشورها در شرایط انتخاب بین ایران و آمریکا قرار گرفته و وادار به پذیرش بستههای مشارکت اقتصادی با ایران شوند، همچنین ایران باید با ورود به تنگه هرمز و ناحیه تحت کنترل عمان مین ریزی و هدف قراردادن هر گونه شناور را در برنامه خود اولویت دهد، این گونه در مذاکرات پیشرو دست ایران پر شده و کارت هرمز تا حد زیادی احیا خواهد شد و از توسعه محاصره از فاز زمینی به دریایی پیشگیری به عمل خواهد آمد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید