امروز: 1405/06/16 ساعت : 12:51
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • تفکر برجامی و ضعیف نمایی

    آقای روحانی در سخنان اخیر خود به دفاع تمام قد از برجام پرداخت، و درعین حال مدعی شد که صداوسیما به جایگاهی برای اختلاف تبدیل شده است. چگونه می توان پذیرفت کسی نگران اختلاف در جامعه باشد که به مخالفت با ولایت، یکی از ارکان اتحاد مقدس ملت ایران، بر می خیزد و تجربه برجام را، که به گفته قائد شهید، خسارت محض بود و سم مهلک، نجات دهنده ایران معرفی کند.

    آقای روحانی هنوز درک درستی از «تجربه برجام» ندارد یا شاید دقیق‌تر آن باشد که بگوییم نمی‌خواهد داشته باشد. مسأله برجام را نمی‌توان به چند بند حقوقی یا به یک توافق ساده درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران تقلیل داد. برجام، نماد یک رویکرد در اداره کشور است که طمع دوستی و وفای به عهد را از دولت‌های مستکبر و زیاده خواه دارد. رویکردی که تمام تخم مرغ هایش را در سبد برقراری رابطه با آمریکا و قدرت های اروپایی می گذارد و مذاکره با امریکا را تنها وظیفه سیاست خارجی می داند. رویکردی که گمان می کند با ضعیف نمایی می توان ترحم دشمنِ دندان تیز کرده را برانگیخت. رویکردی که «کلید» حل مشکلات ایران را به دست اراده خارجی می سپارد.

    برجام رویکردی است که تصور می کند می‌توان بخش مهمی از مسائل کشور را از مسیر توافق با قدرت‌های غربی حل کرد و با گشودن مسیر رابطه با آمریکا، گره‌های اقتصادی و سیاسی داخلی را نیز گشود. در چنین نگاهی، مذاکره صرفاً یکی از ابزارهای سیاست خارجی نیست، بلکه به تدریج به «خودِ سیاست خارجی» تبدیل شده است.

    مذاکره، «فی‌نفسه» نه امتیاز است و نه شکست. مسأله از جایی آغاز می‌شود که تفکر برجامی، مذاکره را از یک ابزار در کنار سایر ابزارهای سیاست خارجی، به «کلید» حل مشکلات کشور تبدیل می کند. بدین سان است که سیاست خارجی به جای آنکه بر پایه مجموعه‌ای از ظرفیت‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بنا شود، به انتظار برای تغییر رفتار یک قدرت خارجی وابسته خواهد شد.

    برجام در این معنا نه فقط یک توافق ساده، که «آزمونی برای یک نظریه حکمرانی» بود. نظریه‌ای که می‌گفت می‌توان با تنش زدایی و برطرف کردن نگرانی های غرب، چرخ اقتصاد کشور را چرخاند. اما خروج آمریکا از برجام نشان داد که حتی اگر توافقی امضا شود، تضمین سیاسی و اقتصادیِ پایدار برای اجرای آن وجود ندارد. بنابراین مسأله فقط این نیست که «آمریکا بدعهدی کرد»، مسأله مهم‌تر آن نگاهی است که سیاست اقتصادی کشور را به تصمیم دولتی در آن سوی جهان گره می زند.

    حال اگر اعتراض شود که چرا مذاکره را تنها وظیفه سیاست خارجی می دانید، و سخنان قائد شهید درباره تجربه برجام پخش شود، به اختلاف افکنی، جنگ طلبی و مخالفت با دیپلماسی و مذاکره متهم می شوید. حقیقتاً که هم در بستن دهان مخالفان و هم درساختن دوگانه‌های موهوم استاد هستند. کافی است که از تجربه برجام انتقاد کنید تا دوگانه مذاکره – جنگ را بسازند و شما را جنگ طلب بنامند، و دوگانه وفاق-تندور را جعل کنند و شما را اقلیتی تندرو بخوانند.

    از ایات قران نیز شاهد می آورند که «اگر آنها به صلح متمايل شدند، تو هم به صلح تمايل نشان بده.» معلوم نیست که از کدام دشمن سخن می گویند که به صلح متمایل شده است؟! اگر مقصود آمریکایی است که ترامپ رئیس دولت آن است، از آن صدایی جز تهدید و توهین و تسلیم بی قید و شرط شنیده نشده است.

    تفکر برجامی، حل مشکلات اقتصادی، جذب سرمایه، فروش نفت، ثبات بازار ارز، رشد اقتصادی و حتی آب خوردن و جدیداً سلامت را به نتیجه مذاکرات وابسته می کند، و این مکمل کاری است که امریکا با محاصره دریایی اش در حال انجام آن است. زیرا دشمن می خواهد کاری کند که مقاومت در برابر زیاده خواهی و شکست مذاکرات فقط به معنای شکست یک مذاکره نباشد، بلکه به یک بحران اقتصادی و سیاسی تبدیل شود.

    از همین روست که برجام نمونه کلاسیک ضعیف نمایی است. و ضعف در معادلات قدرت امروز جهان به ترحم منتهی نمی شود، بلکه بر آتش طمع و زیاده خواهی دشمن می دمد. تجربه خسارت بار برجام درس بزرگی به ما می دهد: اینکه کلید حل مشکلات کشور باید در دست مردم ایران باشد نه در دستان کسی که ما دشمن می نامیم و برخی «کدخدا».

    محمدرضا طاهری

    دکتر محمدرضا طاهری استاد علوم سیاسی و کارشناس حوزه های نظری در سیاست خارجی است؛ وی مترجم و نویسنده چند جلد کتاب از جمله «علیه لیبرالیسم» است

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم