رییس جمهور در گفتگو با وزیر امور خارجه ارمنستان: مذاکره با دشمنی که هر روز ترور، تحریم و فشار اعمال می کند و به تعهداتش پایبند نیست، معنایی ندارد
سخنان اخیر مسعود پزشکیان در دیدار با وزیر امور خارجه ارمنستان، از این جهت قابل توجه است که رئیسجمهور اینبار با صراحتی بیشتر درباره تجربه مذاکره با آمریکا سخن گفته است؛ از حمله پس از گفتوگو و وجود یک بیاعتمادی اساسی در نتیجه این رفتار تا بیان آشکار برنامه ریزی دشمن برای تغییر نظام جمهوری اسلامی. او حتی به این واقعیت اشاره کرده که بازرسیها و نظارتهای هستهای، بهجای آنکه به کاهش تنش منجر شود، در مواردی با شناسایی مراکز و دانشمندان هستهای و سپس حمله به آنها همراه شده است.
این بخش از سخنان رئیسجمهور را باید جدی گرفت. وقتی رئیس دولت صریحاً از تجربه پرهزینه مذاکره، پیمانشکنی طرف مقابل و بیاعتمادی ناشی از آن سخن میگوید، در واقع بخشی از واقعیت سیاست خارجی دهه اخیر را روایت میکند و اذعان میکند آنچه از مسیری طی شده عاید کشور شده جز خسارت نبوده.
نکته مهم دیگر تأکید پزشکیان بر مردم و همسایگان است؛ آنجا که از ایستادگی مردم سخن میگوید و تقویت روابط با کشورهای همسایه را یکی از مسیرهای عبور از فشارها میداند. این نگاه، اگر به یک رویکرد پایدار در سیاست خارجی تبدیل شود، میتواند پیام متفاوتی به داخل و خارج مخابره کند: اینکه جمهوری اسلامی برای حل مشکلات خود منتظر گشایش از سوی واشنگتن نمیماند و در عین دفاع از حقوق خود، ظرفیتهای منطقهای و همسایگی را نیز جدی میگیرد.
اما درست در همین نقطه، یک سؤال جدی درباره نحوه مدیریت پیام رسانهای دولت مطرح میشود. اگر رئیسجمهور امروز از بیاعتمادی به آمریکا، هزینههای مذاکره و تکرار حمله پس از گفتوگو سخن میگوید، چرا باید در برخی گفتوگوهای رسانهای، ادبیاتی به کار گرفته شود که میتواند این تصویر را ایجاد کند که تهران همچنان برای رسیدن به توافق، آماده ارائه امتیازهای جدید است؟
پزشکیان در گفتوگوی اخیر با فاکسنیوز از آمادگی ایران برای کاهش سطح غنیسازی و پذیرش بازرسیها سخن گفت و در گفتوگو با CBS نیز بر پایبندی تهران به تفاهمنامه اسلام آباد تأکید کرد. مسئله اینجا مخالفت با اصل گفتوگو یا دیپلماسی نیست؛ مسئله، تصویری است که از موضع و محاسبات جمهوری اسلامی به طرف مقابل منتقل میشود.
در دیپلماسی، فقط آنچه گفته میشود اهمیت ندارد؛ آنچه طرف مقابل از سخنان شما برداشت میکند نیز بخشی از پیام است. اگر از یک سو رئیسجمهور از هزینههای مذاکره و بدعهدی آمریکا میگوید و از سوی دیگر در رسانههای آمریکایی پیام آمادگی برای امتیازدهی یا بازگشت سریع به تفاهم مخابره میشود، طبیعی است که این پرسش شکل بگیرد که بالاخره پیام اصلی دولت چیست؟
اینجاست که نقش مشاوران و تیم رسانهای رئیسجمهور اهمیت پیدا میکند. اگر قرار است پزشکیان در برابر طرف خارجی از موضع اقتدار، تجربه و واقعیتهای میدان سخن بگوید، شایسته است کسانی که برای حضور رسانهای او برنامهریزی میکنند نیز همین ملاحظات را در نظر بگیرند. مصاحبه با رسانههای خارجی فینفسه ایرادی ندارد؛ اتفاقاً میتواند فرصتی برای انتقال روایت ایران باشد. اما این فرصت زمانی به نتیجه میرسد که مصاحبهکننده نتواند از میان سخنان رئیسجمهور، تصویری از نیاز، عجله یا عقبنشینی ایران استخراج کند.
به بیان روشنتر، اگر رئیسجمهور به این جمعبندی رسیده که آمریکا پس از مذاکره حمله کرده، به تعهداتش پایبند نبوده و هدفش صرفاً گفتوگو نیست، همین روایت باید در همه تریبونها با انسجام دنبال شود؛ نه اینکه در داخل، از هزینههای اعتماد به آمریکا سخن گفته شود و در رسانههای آمریکایی، ناخواسته این پیام منتقل شود که ایران همچنان برای رسیدن به توافق، عجله دارد.
شاید بد نباشد رئیسجمهور در انتخاب مشاوران و تنظیمکنندگان برنامههای رسانهای خود، به همین تفاوت ظریف اما مهم توجه بیشتری کند. اطراف رئیسجمهور باید کسانی باشند که اقتدار و منافع ملی را درست روایت کنند، نه اینکه با آدرسهای مبهم و پیامهای چندپهلو، ناخواسته تصویری متفاوت از واقعیت مواضع جمهوری اسلامی به بیرون مخابره کنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید