امروز: 1405/07/01 ساعت : 01:07
  • سرمقاله
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • مذاکره با آمریکا از موضع قدرت؛ زیبا اما خیالی

    آقای دکتر قالیباف مسئول تیم مذاکرات در جلسه اخیر مجلس شورای اسلامی دو گزاره مطرح کرد. «با اقتدار و عقلانیت باید مذاکره کرد» و «در زمانی که پیروزی قابل توجه به دست آوردیم و دشمن در ضعف است با ابزار دیپلماسی این امتیازات را تثبیت کنیم.»
    این گزاره‌ها علی‌رغم ظاهری درست و زیبا اما به شدت غلط است. چرا؟
    مذاکره یک ابزار در جعبه ابزار سیاست خارجی کشور است. ارزش‌گذاری این ابزار به صورت مطلق و بدون تعیین نسبت با واقعیت بیرونی کاری بیهوده است. یعنی بیان گزاره‌های کلی و همیشه درست کار فاقد ارزش است. لذا ارزش‌گذاری یک ابزار با نسبت برقرار کردن با واقعیت بیرونی امکان پذیر است؟
    مذاکره یک ابزار است و از همین قاعده پیروی می‌کند. لذا برای ارزش‌گذاری دو گزاره مذکور باید بررسی کنیم که آیا واقعیت بیرونی آن‌ها را تایید می‌کند یا خیر؟ از دو مسیر می‌توان این کار را انجام داد. یکی بررسی تجربه مذاکرات منتهی به تفاهم‌نامه اسلام‌‌آباد و دیگری اظهارات ترامپ درباره مذاکره با ایران که در روزهای اخیر انجام داده است.
    تجربه اسلام‌آباد
    در ۱۹ فروردین ایران به دلیل اینکه آمریکا پذیرفته بود شروط ده گانه مبنای مذاکرات باشد (البته بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی چنین ادعا کرده بود که دشمن تمام شروط را پذیرفته است و صرفا جزییات آن باقی مانده است.) آتش‌بس را پذیرفت و بنا شد از چند روز دیگر مذاکرات در اسلام‌آباد آغاز شود. قبول آتش‌بس امتیازی مهم از سوی ایران به آمریکا بود و قرار بود آمریکا آتش‌بس در تمام جبهه‌ها و آزاد شدن بخشی از پول‌های آزاد شده را مابه‌ازای این امتیاز بدهد (رجوع شود به توییت آقای قالیباف قبل از رفتن به اسلام‌‌آباد). آمریکا تعهداتش را انجام نداد (نه پولی از پول‌های بلوکه شده ایران آزاد شد و نه در جبهه لبنان آتش‌بس رخ داد)، اما مذاکرات انجام شد. آمریکا در ادامه نقض تعهدات روز بعد از مذاکرات اسلام آباد و با ارزیابی اینکه آتش‌بس و مذاکرات به هم نخواهد خورد، محاصره دریایی را علیه ایران اعمال کرد.
    آمریکا از همان ابتدا نشان داد که به تعهدات خود پایبند نیست و مذاکره را صرفا برای کاهش فشار در بخش انرژی و سیاسی دنبال می‌کند. در بیش از هفتاد روز مذاکره (۱۹ فروردین تا ۲۸ خرداد) ایران با این هدف که به توافق برسد (رجوع کنید به صحبت‌های قربان‌زاده مشاور رئیس تیم مذاکره کننده در برنامه به وقت ایران)‌ گام به گام از مطالباتش عقب‌نشینی کرد (عدم پیگیری غرامت و تعیین متجاوز، عدم ایستادگی بر لزوم آزاد شدن پول‌های بلوکه شده به عنوان پیش‌شرط اجرای تفاهم‌نامه، عدم تثبیت مدیریت ایرانی بر تنگه هرمز و …)،‌ آمریکا توانست با تثبیت محاصره دریایی به عنوان یک برگ برنده در مذاکرات، بازگشایی تنگه هرمز را به دست آورد. نه پایان جنگ چه در ایران و چه در لبنان رخ داد، نه حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پذیرفته شد و نه پول‌های بلوکه شده ایران آزاد شد.
    از اواخر مذاکرات آمریکا با برنامه‌ریزی قبلی مسیر جنوبی تنگه هرمز را فعال کرد تا دیگر تنگه هرمز یک اهرم راهبردی در اختیار ایران نباشد. این مسیر به گونه‌ای پیش رفت که در روزهای پس از اجرای تفاهم میزان تردد در آن مسیر بیش از مسیر شمالی در اختیار ایران بود.
    این تجربه که به تعبیر رهبر انقلاب «تجربه تاریکی از بد عهدی و جنایت» بود، به خوبی نشان می‌دهد که مذاکره با آمریکا خصوصا در زمان ریاست جمهوری ترامپ، مفید نبوده و نخواهد بود. اینکه بیان می‌شود از موضع اقتدار می‌توان به نتیجه رسید نیز حرف اشتباهی است. آقای محمدی مشاور آقای قالیباف در توجیه مذاکرات اسلام‌آباد همین گزاره را بیان می‌کرد و مدعی بود که تفاوت مذاکرات اخیر با مذاکرات گذشته در این است که ایران در موقعیت برتر قرار دارد و می‌تواند از موضع قدرت امتیازهای مهمی از آمریکا بگیرد. اما همه دیدند که این‌ تصور نتیجه یک برآورد اشتباه بود.
    اظهارات ترامپ
    مرور اظهارات ترامپ در روزهای اخیر درباره مذاکره نیز به روشن شدن موضوع کمک می‌کند. در روزهای گذشته ترامپ اظهارات زیر را درباره مذاکره با ایران انجام داده است:
    • توافق با ایران «ارزش کاغذی که روی آن نوشته شده را ندارد».
    • اگر توافق، توافقِ درستی نباشد، حتی به آن فکر هم نمی‌کنم.
    • اما حالا آنها می‌خواهند به توافق برسند، چون از هر جهت در حال شکست خوردن هستند. از نظر مالی در حال شکست خوردن هستند. از نظر نظامی در حال شکست خوردن هستند. از هر نظر ممکن در حال شکست خوردن هستند.
    • ایران به‌شدت خواهان دستیابی به توافق است، اما ما نمی‌دانیم که آیا خودمان چنین چیزی را می‌خواهیم یا نه.

    این اظهارات به خوبی روشن می‌کند که مذاکره در نظر ترامپ نه برای رسیدن به صلح بلکه برای رسیدن به اهداف آمریکا است و اگر غیر از این باشد برای او اهمیت و ارزش ندارد. او حتی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را که امضا کرده است، بی‌ارزش می‌داند. ترامپ تلاش می‌کند ایران را نیازمند و مشتاق به مذاکره نشان دهد تا از این طریق خود را در شکست دادن ایران موفق نشان دهد.
    در این شرایط صحبت از مذاکره از موضع قدرت با آمریکا معنا ندارد. خصوصا زمانی که این اظهارات در کنار تجربه تاریک تفاهم‌نامه اسلام آباد قرار گیرد، موضوع روشن‌تر می‌شود.
    البته این موضوع گویا برای خود آقای قالیباف نیز روشن است که اکنون شرایط برای مذاکره حتی از موضع قدرت مهیا نیست. او می‌گوید: « دشمن به‌خوبی می‌داند که مسیر فریب و تحمیل یک‌طرفه بسته است و تا زمانی که این شروط محقق نشده و حقوق حقه ملت ایران به رسمیت شناخته نشود و تعهدات آمریکایی‌ها اجرا نشود هیچ روزنه‌ای برای بازگشت به شرایط پیشین مذاکره و باز شدن تنگه هرمز وجود نخواهد داشت.» این گزاره عملا در برابر دو گزاره ابتدایی است و معنایش این است که شرایط برای مذاکره با آمریکا آماده نیست.

    مسعود براتی

    مسعود براتی، کارشناس، تحلیلگر و نویسنده، متولد 1364 است.براتی در دولت سیزدهم معاون سازمان سرمایه‌گذاری و کمک‌های فنی و اقتصادی ایران و همچنین مشاور وزیر اقتصاد و دبیر کارگروه طرح‌های تحریم ناپذیر بود.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم