یادداشت از محمد رحیمی احمدبلدی – استان اصفهان، شهر گلهشر
با بررسی وضعیت گفتمانی جاری بر فضای متخصصین امر اقتصاد کشور در حوزه مدیریت نظام پولی-ارزی کشور، اینطور به نظر می رسد که ما با چهار گروه مواجهیم که اینها با هم اشتراکات و افتراقاتی دارند:
اول: سیستم شناور مدیریت شده نرخ ارز که از سوی نئولیبرالهای حاکم بر اقتصاد و متنفذ بر دولت ها ترویج و تثبیت شده است که بر تئوری اقتصاد آزاد، اصل بر سرمایه و سرمایه سالاری و جهانی سازی قیمت ها و سرکوب حقوق کارمندان و کارگران به نفع کارفرما اصرار دارند. با عنوان مخالفت با تصدی گری دولت در امر اقتصاد،دولت را از شئون مختلف حکمرانی در اقتصاد نیز برحذر داشته اند و نتیجه وضعیت اقتصادی فعلی تا حد زیادی نتیجه و ثمره سیاست های این گروه است که عمدتا پس از جنگ بر مسند امور نشسته اند.
دوم: سیستم شناور مدیریت شده نرخ ارز که توسط گروهی از اساتید انقلابی اقتصاد خوانده تبلیغ می شود و با وجود شعارهایی که بر افزایش تولید و صادرات، اقتصاد مقاومتی و کنترل دولت بر جهش های ارزی می دهند، در عمل همسویی شان با گروه اول رقم خورده و حتی در صورت تئوریزه شدن نظرات آنها و عمل به آنها تفاوت چندانی درعمل با گروه اول نخواهند داشت و صرفا می توان گفت «لیبرال هایی ریشو» هستند.
این دو گروه بر اساس نظرات اندیشمندان غربی اقتصاد تورم را صرفا پدیده ای پولی می نامند و نقدینگی را عامل اصلی معرفی می کنند.
سوم: سیاست میخکوب خزنده نرخ ارز و به اصطلاح تثبیت گرایان که قائلند تورم ناشی از رها کردن نرخ ارز توسط دولت در حمایت از دلار داران و جهانی فروشی انفال و مواد اولیه به داخل کشور است. در برهه هایی سیاست های تثبیت آنها اجر شده اما به دلیل عدم اصلاح چرخه معیوب اقتصادی تاثیرات عمیقی بر تورم نداشته و کارشکنی ها و سیاست گذاری های غلط در سایر حوزه ها نتوانسته نتایج نهایی نظرات آنها را به جامعه عملا نشان بدهد.
هر سه گروه برای پول اعتباری یا فیات یا همین اسکناس های رایج، ارزش ذاتی قائلند و تفاوتشان در نحوه کارکرد پول و مدیریت نظام پولی-ارزی است.
چهارم: نظریه پول طلایی که از بن برای پول اعتباری ارزش ذاتی قائل نیست و آنرا به دلیل امکان خلق پول تورم زا می داند. در این چرخه با اصلاح پول از پول اعتباری به پولی که ذاتا دارای ارزش است،خلق پول و ربای بانکی عملا غیر ممکن می شود و اقتصاد مجبور است برای رشد تولید محور بشود.
نظریه سوم و چهارم هر دو تثبیت گرا هستند: منتها در نظریه سوم ریال با ارز تثبیت می شود و در نظریه سوم ریال با طلا و در ادامه ریال کنار می رود.
بعد از مدت ها بررسی ( حدود ۸ سالی) که در سطوح مختلف علمی و عملی به مطالعه و بررسی نظرات اقتصادی مبتلا هستم، قائلم که برای اصلاح وضعیت اقتصادی کشور ابتدا باید چرخه ها و حلقه های دوری آسیب ها را شناسایی کرد و برای اصلاح گام به گام آن اقدام نمود. یعنی ابتدا باید بطلان سیاست های اقتصادی جاری کنونی فهم و آشکار شود. سپس ابتدا با سیاست های تثبیت به طور کامل و در همه ابعاد جلوی اثر گذاری دلار در اقتصاد گرفته شود و پول ملی تقویت شود. سپس به مرور زمینه برای اسقاط ارز فیات و بازگشت به پول ذاتی و طبیعی فراهم گردد. در این سیر تثبیت مقدمه ای برای اسقاط نهایی ارز فیات است و نه در تقابل با آن و می بایست طرفداران گروه های دوم تا چهارم به این فهم مشترک برسند که اگر هدف اجرای نهایی اقتصاد اسلامی است اینها در طول هم هستند و نه در عرض هم.
اگر جبهه انقلاب در این زمینه به فهم مشترک برسند ما یک گام بسیار مهم و اساسی در این زمینه برداشه ایم و این فضا جز با گفتگوی مستقیم و بدون تعصب حاصل نمی شود.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید