افزایش اعتراضات مردمی در فرانسه و گسترش در دیگر کشورهای اروپایی
دستگیری هزاران دانشآموز و برخورد وحشیانه پلیس، در کنار اعتراضات به معیشت و زیرساختها، نقاب رفاه و آزادی بیان را از چهره فرانسه کنار زد
شنبه، روز همگرایی دانشآموزان، جلیقهزردها و اتحادیههای معترض فرانسوی، برابر حکومت نابرابریساز فرانسه بود. در این روز اعتراضات بچهمدرسهایها به کمبود شدید معلم، کلاسهای شلوغ، ساختمانهای فرسوده و کمبود امکانات آموزشی، همراهی اعتراضات جلیقه زردها و اتحادیهها را با خود دید که برای هزینههای بالای زندگی، تورم، کاهش خدمات عمومی و گرانی سوخت به خیابان آمدند؛ سوختی که پس از حمایتهای فرانسه از جنگهای آمریکا و رژیم علیه ایران، حالا با بسته ماندن تنگه هرمز، در این دور گردون، آتش تجمعات فرانسویها را شعلهور میکند. شنبه بیش از 160 نفر دستگیر شدند تا به بیش از 6700 دانشآموزِ عمدتا زیر 18 سال بپیوندند که تا امروز در کشور مدعی آزادی بیان، به بازداشتگاه رفتهاند. کشوری که با ادعاهای حقوق بشری، تخریب اموال عمومی، حملات به پاسگاههای پلیس و آدمکشی کف خیابانهای ایران را اعتراض شهروندی میدانست و از دولت ایران تقاضای خویشتنداری میکرد.
اعتراضات دانشآموزان محلات فقیرنشین حومه پاریس در اواخر شهریور آغاز شد؛ بهانه اعتراضاتشان هم هسته واقعی زندگی در فرانسه را که با پوستهای از عملیات بزک رسانهای خصوصا برای ایرانیها پوشیده شده، عیان کرد: کلاسهای شلوغ، ساختمانهای فرسوده، کمبود شدید معلم و کمبود امکانات آموزشی. پوسته بزکشده دیگر که شکافته شد، در بحث حقوق بشر بود که ماهیت سرکوبگر حکومت فرانسه را آشکار ساخت. بیش از 6700 دانشآموز که حدود 86% آنها زیر 18 سال بودهاند از ابتدای اعتراضات تا امروز راهی بازداشتگاه شدند. ویدیوهای متعددی نیز از برخورد قرون وسطایی پلیس این کشور با نوجوانان معترض دست به دست میشود؛ یک نوجوان 15ساله دست خود را بر اثر انفجار نارنجک صوتی از دست داد؛ یک پسر 14ساله فک و چندین دندانش بر اثر شلیک قوطی گاز اشکآور از فاصله نزدیک شکست. گلولههای پلاستیکی به چشمان تعدادی از دیگر دانشآموزان آسیب وارد کرد.
اما حالا و در روز شنبه، جنبشهای اتحادیهها و جلیقهزردها با دانشآموزان همگرا شدند و مطابق آمارهای سازماندهندگان، ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر در حدود ۱۷۵۰ نقطه به خیابان آمدند؛ که طبق آخرین به روزرسانیها، بین ۱۶۶ تا ۲۷۲ نفر دستگیر شدند. حتی شهرداریهای مارسی و لیل نیز به تصرف آنان درآمد. اعتراضاتشان نیز حول موضوعاتی از جمله هزینههای بالای زندگی، گرانی سوخت، تورم و کاهش خدمات عمومی بود. که هر کدام از جمله قیمتهای سوخت تحت تاثیر بسته شدن تنگه هرمز در واکنش ایران به تجاوز نظامی آمریکا تشدید شدهاند. تجاوزی که چون جنگ ۱۲روزه و آشوبهای داخلی، مورد حمایت دولت فرانسه بود.
فرانسه پس از آغاز جنگ ۴۰ روزه، مسئولیت اصلی جنگ را بر دوش ایران دانست؛ حملات تلافیجویانه ایران به کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی را شدیدا محکوم و برای دفاع از آنان اعلام آمادگی کرد. در جنگ ۱۲روزه نیز بلافاصله پس از آغاز حملات رژیم صهیونی، اعلام کرد که حق آن رژیم برای دفاع از خود و تأمین امنیتش را تأیید میکند و مسئولیت اصلی بیثباتی منطقه را به عهده ایران گذاشت. حالا در کف خیابانهای شهرهای مختلف خود، با تبعات حمایت از تجاوز علیه ملت ایران روبهرو است و پنجه قدرتمند ایرانی، علاوه بر تنگه هرمز، گلوی دولت متخاصم فرانسه را نیز میفشرد.
از طرفی دستگیریهای هزاران نفر از دانشآموزان زیر سن قانونی و وحشیگری پلیس علیه آنان در حالی است که فرانسه از مدعیان اصلی حقوق بشر در دنیا به شمار میرود؛ کشوری که در جریان آشوبهای مختلف در ایران، با هدف براندازی و آسیبرسانی به جامعه ایرانی، لباس حامی حقوق بشر پوشید؛ خصوصا در جریان آشوبهای غائله مهسا امینی در ۱۴۰۱؛ جایی که مکرون فتنهای که مستقیما توسط سرویسهای خارجی راهبری میشد را انقلاب نامید و گفت «فرانسه در کنار کسانی ایستاده که برای این ارزشها میجنگند» و «سرکوب رژیم ایران» را محکوم کرد؛ مکرون همچنین چهار مزدور فارسیزبان از جمله مسیح علینژاد را به کاخ الیزه دعوت و «تحسین، احترام و حمایت» خود را اعلام کرد.
فرانسه همچنین نقش فعالی در اعمال تحریم اتحادیه اروپا علیه ایران بازی کرد. از تحریم پلیس اخلاق و فرماندهان تا نیروهای انتظامی و وزیر ارتباطات؛ همچنین همراه با آلمان از ایجاد ماموریت واقعیتیاب درباره نقض حقوق بشر در ایران حمایت کرد که تصویب شد؛ چیزی که وضعیت اینروزهای فرانسه حالا واقعا نیازمند آن است.
این مواضع ضدایرانی فرانسه که هر بار سعی داشته در آتش آشوبهای طراحی شده دشمنان بدمد و اعتراضات واقعی را به حاشیه براند، بارها تکرار شده. در آشوبهای دیماه گذشته مرگ چندین نفر را تاسفبار خواند و از مقامات ایرانی خواست «تمام شرایط این مرگها را روشن کنند» و بر «تعهد خود به آزادی بیان و تجمع» تأکید کرد و حتی سفیر ایران را نیز احضار کرد. رفتاری مشابه در فتنه ۸۸ و آشوبهای ۹۶ و ۹۸ نیز تکرار شدند.
این کشور مدعی آزادی بیان که حالا کمی نقاب از چهرهاش کنار رفته، در یک ایرانستیزی و آزادیستیزی دیگر، مهدیه اسفندیاری را اسفند ۱۴۰۳ به بهانه فعالیت در کانالهای تلگرام و شبکههای اجتماعی به نفع محور مقاومت بازداشت کرد؛ ۸ ماه هم او را در بازداشت نگه داشت تا اینکه فروردین امسال به ایران بازگشت.
آنچه امروز در خیابانهای فرانسه عیان شده، فرو ریختن بخشی از تصویر بزکشدهای است که سالها از رفاه این کشور به دنیا و ایرانیان فروخته شد؛ اقتصادی که نهتنها از گرانی سوخت، تورم و هزینههای سرسامآور زندگی در امان نمانده، بلکه وضعیت مدارس در محلات فقیرنشینش، با کلاسهای شلوغ، ساختمانهای فرسوده و کمبود امکانات، شباهت انکارناپذیری به برخی محلات محروم ایران دارد. دستگیری هزاران دانشآموز و برخورد وحشیانه پلیس با نوجوانان معترض نیز پرده از واقعیت حکومتی برمیدارد که پشت نقاب دموکراسی، با سرکوب و خفقان به اعتراضات پاسخ میدهد. این همان فرانسهای است که در فتنهها و آشوبهای ایران به حمایت از آشوبگران و ژست حقوق بشری عادت کرده بود؛ حالا اما خیابانهای خودش آینهای پیش رویش گرفتهاند تا جهان ببیند مدعیان آزادی، وقتی صدای اعتراض به خانه خودشان میرسد، با آزادی و حقوق بشر چگونه رفتار میکنند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید