بررسی حواشی حضور عباس عراقچی در برنامۀ «ماجرای جنگ»
ماجرای جنگ در فصل اول خود با حاشیههای زیادی همراه بود. برنامهای که از همان ابتدا به نظر میرسید رانت سنگینی دارد که توانسته افراد شاخص امنیتی، نظامی و سیاسی کشور را به میز گفتوگو بنشاند. این برنامه، جواد موگویی را از گوشهنشینی کافهکتابها، بعد از چندین سال که از او خبری نبود، مستندی هم تولید نمیکرد و پروژهای در دستش نبود، خارج کرد و مقابل دوربین کشاند. برنامهای که مطابق آنچه در ظاهر مشخص است، با لوگوی حوزه هنری به ریاست محمدمهدی دادمان که زیرمجموعه سازمان تبلیغات است، تولید میشود.
ماجرای جنگ در محتوا، گفتوگوهای یکطرفه برای مهمانان مهیا میکرد تا حرفهای خودشان را بزنند. بعد از برنامه اول که با سردار وحیدی برگزار شد، تریبون این برنامه در دو قسمت بعدی در اختیار رئیس مجلس و وزیر امور خارجه قرار گرفت. کسانی که بهراحتی حاضر نمیشوند در برنامههای مشابه و حتی در سازمان صداوسیما شرکت کنند و بهعنوان مثال، برنامهی ریاست مجلس بهصورت پلمپشده در اختیار صداوسیما قرار میگیرد که همین موضوع منجر به دوپاره شدن پخش مصاحبهی اخیر ریاست مجلس با رسانه ملی شد. حضور این افراد در چنین برنامهای، علاوه بر دلالت بر تریبونهای یکطرفه، نشاندهنده لابی عدید یا همبستگی شدید ماجرای جنگ با جریان وفاق است.
حالا این برنامه در ماجرای جدید خود از جنگ جدید، بعد از وقفهای چندماهه، برای روایت جنگ رمضان مجدداً عباس عراقچی را به این برنامه آورده است. جالب آنجاست پخش این برنامه چند ساعت پس از انتشار پیام رهبر معظم انقلاب بود که «نقض عهدهای مکرّر شیطان بزرگ نسبت به تفاهمنامه امضا شده بین رئیسجمهوران ایران و آمریکا» را یادآور میشدند و تفاهمنامه را «تجربهی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیرقابل اعتماد و پلید بودن آمریکا» معرفی کردند.
ماجرای جنگ در شرایطی که عراقچی باید پاسخگوی عملکرد خود با سه جنگ در وسط سه مذاکره باشد، با طراحی سؤالات یکطرفه و پاس گل به عراقچی، فضا را برای شانهخالی کردن از مسئولیتش فراهم میکرد. فردی که نقشه مذاکرات را کشید و در تمامی مراحل آن دخیل بود و همواره ایدهای جز مذاکره ندارد، حالا که همه چیز خراب شده، بار را بر دوش شعام میاندازد، بدون اشاره به آن که خودش هم یکی از اعضای مؤثر شعام است. حتی در پاسخ به این سؤال مجری برنامه، بهجای چالش بر سر خطاهای محاسباتی مسئولان دولت که نتیجهاش سه جنگ در میان سه مذاکره بود، بحث را به آنجا میکشد که نظر فرماندهان نظامی که محرمانه است را جویا میشود و عراقچی در پالس ضعفی، اصل تصمیم شعام را بنا بر خواستهی فرماندهان نظامی معرفی میکند.
افشای اطلاعات محرمانه به همینجا ختم نمیشود. جواد موگویی در همان فصل قبل هم نشان داده بود که شهوت درز اطلاعات محرمانه دارد. همانگونه که فصل اول لوکیشن پدافندهای تهران را درز میداد، در این قسمت محل دقیق تونلهای زیرزمینی محافظ مسئولان کشور را افشا کرد. جواد موگویی همچنین پروتکلهای ورود به تونلها را معرفی کرد که مجبور بودند چند روز در آنجا بمانند و خارج نشوند و از تجربه ورودش به تونلها در زمان جنگ پرده برداشت. اتفاقی که حتی برای وزیر امور خارجه هم کمتر رخ داده بود و نسبت به این موضوع به نیروهای نظامی کنایه زد. این باید مشخص شود که چگونه فردی عادی و حتی دستچندم در حوزه رسانه میتواند با نیروهای نظامی و مسئولان امنیتی و کشوری سطح اول گفتوگو کند و به تونلهای امنیتی ورود کند و بعد چفتوبستی برای دهانش در نظر نگرفته باشند. برنامهای که دو نفر از مهمانان فصل اول آن نیز شهید شدهاند.
سندروم «من مطلع هستم» به همینجا ختم نمیشود. در جایی دیگر جواد موگویی با بیان اینکه من مطلع هستم و بررسی کردهام، «حرفهای ترامپ را غرغره کرد» و از سقوط مشهد در کودتای دیماه خبر داد و بر آن اصرار میورزید که چهار، پنج ساعت کنترل مشهد از دست حکومت خارج شده است. این اطلاعات غلط و غیرمعتبر در حضور افراد سیاسی، هزینهای را به کشور تحمیل کرد و در همان ساعتهای اولیه دستمایهی ضدانقلاب شد تا بر جمهوری اسلامی بتازند.
برنامهی ماجرای جنگ باگهای جدی دارد که در تناسب با سازمان تبلیغات اسلامی و حوزه هنری است. برنامهای که خلاف رویکرد رهبر معظم انقلاب به مواضع وفاق میپردازد، تریبون یکطرفه برای فرار از پاسخگویی مهیا میسازد، با افشای اطلاعات نظامی و امنیتی بازدیدکننده جذب میکند و با اطلاعات غلط همصدا با ضدانقلاب میشود، باید در روند خود در همین سرآغاز فصل جدید تجدیدنظر کند. آنچه به نظر میرسد، هزینههای بسیار این برنامه است که امتداد آن میتواند برای کشور خطرناک باشد.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید