حجاب یک مسئله زیربنایی است. این گزاره، نقطه شروع تحلیل ما میباشد. برخی سیاستگذاران فرهنگی و مسئولان این نگاه را مطرح میکنند که حجاب یک مسئله روبنایی است و به چالشهای تحقق قانون حجاب اشاره دارند. اما این دیدگاه نادرست است. برای فهم دقیق معنای «زیربنایی بودن حجاب»، باید به لایههای تحول انقلاب اسلامی نگاه کرد.
پس از انقلاب اسلامی، تغییرات شگرفی در لایههای مختلف جامعه رخ داد. برای مثال، انقلاب فرهنگی در دانشگاهها نشان داد که زیرساختهای فضای دانشگاهی میتوانند بازتولید تفکر ضد انقلاب را رقم بزنند. یکی از مهمترین این تغییرات، تحول در هویت زنان بود. زنان به عنوان سردمداران تربیت و عناصر گرایشساز در جامعه، نقش کلیدی دارند.
برای توضیح این نقش، باید به ابعاد وجودی زن توجه کرد. انسان در سه بعد اندیشه، قلب و احساس، و عمل قابل تقسیمبندی است. زنان در گرایشسازی، یعنی رساندن مباحث فکری به عمل، علمدار هستند. یکی از تغییرات شگفت انگیز در ابتدای اسلام و پس از انقلاب اسلامی، تغییر در ماهیت ظاهری زنان در حضور اجتماعی بود. خداوند جذابیتهای ظاهری بیشتری در وجود زن تعبیه کرده است. حجاب این جذابیتها را میپوشاند تا زن بتواند به عنوان یک انسان در جامعه حضور یابد.
هنگامی که یک جامعه به پوشش زنان اهمیت میدهد، با نگرش اسلامی که زن و مرد هر دو از نفس واحده خلق شدهاند و مسئولیتهای مشترکی در تحقق جامعه توحیدی دارند، حجاب به معنای تلاش بیشتر برای حضور فکری، اثرگذار و تربیتی است. امام خمینی (ره) نیز در فرمایشات خود، تغییر وضعیت زنان از فساد و خودنمایی دوران پهلوی به پوشش و حجاب را به عنوان یک حرکت زیربنایی معرفی کردهاند.
– حجاب و نظام محاسباتی دشمن
در نگاه برخی، این بحث مطرح شده است که اگر به فرض محال، حجاب رها شود و کشف حجاب دوباره شکل بگیرد، ایران میتواند حتی از ترکیه بدتر شود. این موضوع نیازمند تحقیق و بررسی است که چرا و چگونه چنین اتفاقی رخ میدهد.
پس از پذیرش حجاب به عنوان یک مسئله زیربنایی، این پرسش مطرح میشود که چگونه پوشش میتواند بر فرایند ثبات یا بیثباتی کشور تأثیر بگذارد. دشمن به دنبال ایجاد شرایط «نه جنگ، نه صلح» یعنی عدم ثبات است. ما موظف به ایجاد ثبات در کشور هستیم و اینجا از بعد فرهنگی به ماجرا نگاه میکنیم.
مسئله فرهنگی یک مسئله زیربنایی در اقتصاد، سیاست و امنیت است. در حکمرانی فرهنگی، نگاه کلان انقلاب اسلامی بر حضور زن به عنوان یک انسان مؤثر در مقدرات اصلی مملکت تأکید دارد. اگر هویت تربیتی و اثرگذار زن گرفته شود و زن به یک مقوله جسمی و تنزلیافته تبدیل شود، جامعه با مشکلات جدی مواجه خواهد شد.
زمانی که زنان به عنوان موجودی با جنسیت جسمی و ارزشهای جنسیتی خود وارد فضای اجتماعی شوند که معمولاً با معیارهای مردانه ساخته شده است، تحلیل و برداشت از این حضور به سمت خاصی کشیده میشود. زن در چنین فضایی تقلیل مییابد، چه در نقشآفرینی در کنار مرد و چه در نقشآفرینیهای دیگر (مانند عنصری ارزانقیمت در کارخانهها یا کالایی برای رفع نیاز جنسی). در چنین فضایی، محرومیت زن از پوشش و حجاب، قوام اجتماعی و اتصال فرهنگی و تربیتی و مادری را تضعیف میکند. پیوندهای اجتماعی از نوع ولایی و دینی در جامعه کمرنگ میشود و هجمههای امنیتی و سختافزاری تأثیر بیشتری خواهند داشت.
به همین دلیل، دشمن سالهاست که برای تاخیر، تقلیل و خلل در مسئله حجاب در جامعه ایران تلاش میکند. پس از ماجرای «زن، زندگی، آزادی» که مطالعات مختلفی درباره آن انجام شده، با استناد به صحبتهای مسئولان و سیاستگذاران آمریکایی میتوان دید که کشف حجاب و سبک زندگی غربی در جامعه ایرانی، یکی از پایههای امید دشمنانی مانند ترامپ و نتانیاهو برای محاسباتشان است.
در نگاه شهید، دشمن در شناخت جامعه ایرانی دچار خطای محاسباتی است. یکی از ابزارهای این خطای محاسباتی، کشف حجاب است. امروز بسیاری از زنان ایرانی گرچه ممکن است حجاب کامل نداشته باشند یا حتی کشف حجاب کرده باشند، اما قلباً و روحاً با نظام همراه هستند. با این حال، این به معنای نادیده گرفتن کشف حجاب در نظام محاسباتی دشمن نیست. کشف حجاب به عنوان شاخصه همراهی زنان (که رهبران تربیتی و عناصر گرایشساز جامعه هستند) محاسبه میشود.
نکته مهم دیگر این است که اگر کشف حجاب به عنوان یک مقوله رها شده و بیاولویت تلقی شود (که برخی به اشتباه حجاب را یک مسئله روبنایی میدانند)، میتواند به عامل تغییر ارزشهای عمیقتر در جامعه تبدیل شود. قرآن نیز به این نکته اشاره دارد که گناه ظاهری میتواند اعتقاد افراد را تحت تأثیر قرار دهد. اگر برخی دستاوردهای انقلاب اسلامی مانند حجاب رها شوند، به تدریج تضعیف اعتقادات در بخشی از جامعه رخ خواهد داد.
در میان اندیشمندان مسلمان و شخصیتهای برجسته معنوی مانند شهدا، به بحث پوشش تأکید ویژهای شده است. جمله شهید که «سرخی خون من از سرخی خون شما مؤثرتر است» یک جمله عمیق فلسفی، عرفانی و چندبعدی است. عمق این جمله آن است که زن عنصر گرایشساز و انسانساز است. مردی که در جنگ شهید میشود، تمام امیدش به زندگی پاک و عفیفی است که زن در کنار زنانگی خود خلق میکند. حجاب به عنوان یکی از عوامل مؤثر در حفظ این زندگی محسوب میشود و باید برای حفظ این عنصر تلاش کرد.
نسبت حجاب با نظام محاسباتی دشمن
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید