در روزگاری که اقتصاد ایران با انبوهی از چالشهای ساختاری و بیرونی دستبهگریبان است، یکی از پرتکرارترین نسخههایی که برخی کارشناسان و حتی گاهی تصمیمسازان به آن اشاره میکنند، گرانیسازی قیمتهاست.این نگاه که میپندارد با افزایش نرخ ارز، حذف ارز ترجیحی یا گران کردن کالاهای اساسی،دارو و بزنین و… میتوان کسری بودجه را جبران و تورم را مهار کرد، نه تنها راهگشا نیست، بلکه در بسیاری از موارد به مثابه پاککردن صورت مسئلهای است که ریشههای آن در عمق ناکارآمدیهای ساختاری نهفته است. آنچه امروز بیش از هر راهکار مقطعی و التیامبخش، ضرورت دارد، بازگشتی ریشهای به الگوی اقتصاد مقاومتی است؛ الگویی که در اندیشهی رهبران انقلاب اسلامی، جایگاهی محوری دارد و میتواند در شرایط کنونی که دشمن با صراحت تمام، جنگ اقتصادی تمام عیاری را کلید زده، چراغ راهی برای عبور از بحران باشد.
دغدغهی اصلی امروز، نه کمبود منابع مالی که نگاه اشتباه به مقولهی پشتوانه است. بسیاری از تحلیلها، بودجه و درآمدهای نفتی را محور پیشرفت میدانند و هرگاه این درآمدها با کاهش یا نوسان مواجه میشود، نسخهی گرانی را تجویز میکنند. اما تاریخ ایران به روشنی نشان داده در مقاطعی که اتکای اصلی به درآمدهای نفتی و بودجههای متورم بود، نه تنها توسعه محقق نشد، بلکه وابستگیها عمیقتر و آسیبپذیریها بیشتر گردید. در مقابل، آن دورانهایی که تکیه بر منابع انسانی، نخبگان علمی و توانمندیهای داخلی در دستور کار قرار گرفت، حتی در اوج تحریمها، توانستیم از پس بسیاری از گرههای کور برآییم. این تجربه، گواه آن است که پشتوانهی واقعی اقتصاد ایران، پول و بودجه نیست، بلکه سرمایههای عظیم انسانی، فرهنگ کار و تلاش، و ظرفیتهای بکر علمی و فناورانهای است که متأسفانه کمتر به آن توجه می شود.
امروز وضعیت با روزهای آغازین انقلاب تفاوت چندانی در ماهیت ندارد. آن روزها نیز با کسری بودجه و بدهیهای انباشته مواجه بودیم و حتی برای آسفالت یک خیابان نیز گاه بودجهای در کار نبود، اما با تکیه بر همت مردمی، مدیریت جهادی و بهرهگیری از دانش روز، بسیاری از زیرساختهای اساسی کشور در همان سالهای سخت بنا نهاده شد. این یعنی رمز موفقیت، نه در افزایش قیمتها که در تغییر نگاه و اتکا به داشتههای درونی است. آنچه از رهبر شهید به یادگار مانده، تأکید بر اقتصاد مقاومتی به عنوان یک راهبرد جامع است؛ اقتصادی که بر پایهی عزت، خودکفایی، دانشبنیان و مردمیسازی بنا شده و در آن به جای نگاه التماسی به بازارهای جهانی، بر تولید داخلی، اشتغالزایی و عدالت اقتصادی تأکید میشود.
راهحل پیشِ رو، نه گرانیسازی که تغییر نگاه و رویکرد است. امروز که دشمن با توییت صریح رئیسجمهور جنایتکار آمریکا، رسماً آغازگر جنگ اقتصادی جدیدی شده، بهترین پاسخ، نمایش عزت اقتصادی است. این عزت، با اتکا به سه رکن اساسی محقق میشود: نخست، نیروی انسانی متخصص که با تکیه بر آموزش و توانمندسازی، میتواند موتور محرکهی تولید باشد؛ دوم، علم و فناوری بومی که با حمایت از شرکتهای دانشبنیان و پژوهشهای کاربردی، وابستگی را کاهش و بهرهوری را افزایش میدهد؛ و سوم، ارادهی ملی و روحیهی جهادی که در بحرانها، همچون دوران دفاع مقدس، میتواند از دل کمبودیها، فرصتهای بزرگ بیافریند.
فرصت امروز، فرصتی استثنایی برای بازتعریف اقتصاد کشور است؛ نه بازتعریف از سر ناچاری، بلکه از سر عزت و خودباوری. دولتمردان و به ویژه جناب آقای پزشکیان، باید این حقیقت را در نظر داشته باشند که آنچه ایران امروز به آن نیاز دارد، نه نسخههای مکرر گرانی و فشار بر معیشت مردم، که عزمی راسخ برای پیادهسازی اقتصاد مقاومتی در عمل است. اقتصادی که با تکیه بر سرمایههای انسانی، مرزهای وابستگی را درنوردد و ایران را به جایگاهی برساند که نه از دلار و نفت، که از دانش و ارادهی فرزندانش قدرت میگیرد. این، همان راهی است که ما را از دام گران سازی آزاد میکند و به افقهای روشن استقلال و پیشرفت میرساند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید