امروز: 1405/06/05 ساعت : 00:09
  • تیتر یک
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • نصیحت دولت هم حق، هم وظیفۀ مردم

    سعید جلیلی، نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی در صد و  پنجاه و یکمین جلسه حکمت سیاسی اسلام در قرآن

    موضوع نقش مردم صرفاً این نیست که بگوییم «بله، مردم هم نقش دارند». این نباید یک بحث شعاری باشد.

    گاهی گفته می‌شود: «آقا، نصیحت نکن»، یا «نصیحت نکنید». تعبیرهایی از این دست مطرح می‌شود که مثلاً نصیحت لازم نیست یا نباید افراد را نصیحت کرد. در حالی که نصیحت‌کردن مبتنی بر سلیقه یک فرد نیست و یک بخشنامه هم نیست که یک روز گفته شود «نصیحت کنید» و روز دیگر گفته شود «نصیحت نکنید».

    نصیحت یک حق برای مردم است و کسی نمی‌تواند مانع این حق شود. در عین حال، نصیحت یک وظیفه نیز هست. یعنی مردم هم حق نصیحت دارند و هم مسئولیت نصیحت‌کردن.

    آدم در صحبت بعضی افراد تعجب می‌کند که می‌گویند: «نصیحت نکنید.» این یعنی چه؟ اگر نصیحت‌کردن یا نکردن، انجام‌دادن یا ندادن آن، مبتنی بر نگاه و سلیقه یک فرد یا یک بخشنامه باشد که مثلاً بگوید «از امروز نصیحت کنید» و از فردا بگوید «از امروز نصیحت نکنید»، دیگر چه معنایی خواهد داشت؟

    شهروند، در حد وسع و توان خود، نسبت به سلامت اخلاقی و سیاسی جامعه و همچنین نسبت به عملکرد کارگزاران مسئولیت دارد

    دولت علاوه بر اینکه خودش وظایفی دارد، باید بستری را فراهم کند که مردم بتوانند از حق خود استفاده کنند و به تکلیف اجتماعی خود نیز عمل کنند. نمی‌شود به مردم گفت: «ما نصیحت نمی‌خواهیم؛ نصیحت نکنید.» اتفاقاً نصیحت، هم حق مردم است و هم یک مسئولیت بزرگ اجتماعی، به‌ویژه در قبال کارگزاران حکومت.

    نصیحت، در این نگاه، یک امر حاشیه‌ای یا صرفاً اخلاقی و فردی نیست؛ بلکه یک مفهوم مهم در حیات سیاسی و اجتماعی است

    ، اینکه گفته شود «نصیحت نکنیم» یا «مردم وارد این مسائل نشوند»، با این مبانی سازگار نیست. نصیحت، حق مردم است؛ به‌ویژه نسبت به کارگزاران حکومت. اما فقط حق نیست؛ مسئولیت مردم نیز هست.

    این مسئله را نمی‌توان صرفاً با بخشنامه و دستور اداری حل کرد. جامعه‌ای که قرار است در چارچوب اندیشه اسلامی حرکت کند، باید شهروندانی داشته باشد که هم حقوق خود را بشناسند و مطالبه کنند و هم نسبت به امر عمومی، خیر جامعه، سلامت اخلاقی و سیاسی و عملکرد کارگزاران احساس مسئولیت کنند. از سوی دیگر، دولت نیز باید زمینه‌ای را فراهم کند که این حق و مسئولیت اجتماعی امکان تحقق پیدا کند.

    نمی‌توان گفت که وقتی فردی مسئولیتی پیدا کرد، دیگر مردم نباید او را نصیحت کنند یا نسبت به عملکرد او خیرخواهانه تذکر دهند. نصیحت، از این منظر، هم حق مردم است و هم وظیفه آنان.

    . وحدت واقعی این نیست که همه یک صدا داشته باشند و دیگران هیچ سخنی نگویند. وحدت واقعی آن است که همه افراد، با وجود نگاه‌ها، دیدگاه‌ها و حتی اختلاف‌نظرهای مختلف، برای تحقق حقیقت، راستی و درستی در عرصه‌های گوناگون به یکدیگر کمک کنند.

    اگر جامعه‌ای بخواهد در مسیر صحیح حرکت کند، باید در کنار پذیرش ولایت، زمینه مشارکت، مشورت، نصیحت، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر را نیز فراهم کند.

    در منطق اسلامی، جامعه سالم جامعه‌ای نیست که در آن فقط یک صدا شنیده شود؛ بلکه جامعه سالم جامعه‌ای است که افراد آن، با حفظ وحدت و با پذیرش محورهای مشترک، بتوانند خیرخواهانه درباره مسائل عمومی سخن بگویند، مشورت کنند، دعوت به خیر کنند، امر به معروف و نهی از منکر داشته باشند و نسبت به عملکرد مسئولان نیز در چارچوب خیرخواهی و اخلاص، مسئولانه برخورد کنند. چنین جامعه‌ای است که هم حقوق شهروندی در آن معنا پیدا می‌کند و هم مسئولیت شهروندی؛

    «نصیحت‌ناپذیری» یک آسیب و بدفرهنگی است که اگر در یک جامعه انسانی شکل بگیرد، محدود به یک دوره تاریخی نیست؛ در گذشته بوده و در آینده نیز می‌تواند وجود داشته باشد.

    جامعه اسلامی جامعه‌ای نیست که در آن مردم نسبت به امر عمومی بی‌تفاوت باشند و تصور کنند مسئولیت فقط بر عهده حکومت است. خیرخواهی، نصیحت، دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، ارشاد جاهل و تنبیه غافل، همه بخشی از همین منظومه هستند.

    اگر شیطان به دنبال ایجاد اختلاف و فتنه است، جامعه باید با وحدت، خیرخواهی و نصیحت در برابر آن بایستد. اگر کسی در جایگاه کارگزاری قرار دارد و فردی نسبت به عملکرد او نقد و نصیحتی دارد، باید آن را به عنوان یک هدیه بپذیرد، نه اینکه اصل نصیحت را نفی کند.

    این‌طور نیست که نصیحت کردن مردم یک امر دستوری و بخشنامه‌ای باشد که بتوان گفت «نصیحت بکنید» یا «نصیحت نکنید». نصیحت یک حق برای مردم و در عین حال یک وظیفه برای آنان است. مردم حق دارند نسبت به عملکرد مسئولان خیرخواه باشند و مسئولان نیز باید ظرفیت شنیدن این خیرخواهی را داشته باشند.

    سخن از وحدت و پرهیز از تفرقه، در کنار دعوت به خیر مطرح شده است.

    در واقع، وحدت و دوری از تفرقه زمانی می‌تواند شکل صحیح و واقعی پیدا کند که جامعه به سمت خیرخواهی حرکت کند. یعنی همه در یک حرکت بزرگ خیرخواهانه برای اصلاح و پیشرفت جامعه مشارکت داشته باشند.

    وقتی از «اندیشه سیاسی اسلام» سخن می‌گوییم و سپس آن را به «رفتار سیاسی» و «حکمرانی سیاسی» امتداد می‌دهیم، یکی از مفاهیمی که باید در رفتار سیاسی یک جامعه دینی تبلور پیدا کند، همین «نصیحت» و «خیرخواهی» است.

    خیرخواهی فقط از سوی مسئولان نسبت به مردم نیست. مردم نیز نسبت به مسئولان وظیفه خیرخواهی دارند و مردم نسبت به یکدیگر نیز باید خیرخواه باشند. بنابراین این خیرخواهی را می‌توان در هر سه وجه مشاهده کرد: مسئولان نسبت به مردم، مردم نسبت به مسئولان و مردم نسبت به یکدیگر.

    از حضرت امیرالمؤمنین(ع) داریم که می‌فرمایند: «لا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل»؛ یعنی از گفتن سخن حق و ارائه مشورت عادلانه خودداری نکنید. این تعبیر بسیار مهم است؛ چراکه حضرت نمی‌فرمایند فقط در جایی که مسئولان از شما مشورت خواستند صحبت کنید، بلکه اصلِ بیان سخن حق و ارائه مشورت عادلانه را برای جامعه به رسمیت می‌شناسند.

    جامعه‌ای که در آن سخن حق، نقد خیرخواهانه و مشورت عادلانه وجود داشته باشد، ظرفیت بیشتری برای اصلاح امور و مقابله با تفرقه و فتنه خواهد داشت.

    حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۱۲۱ نهج‌البلاغه نیز هشدار مهمی درباره این موضوع می‌دهند. شیطان تلاش می‌کند مسیرهای انحرافی را پیش پای مردم قرار دهد می‌خواهد به جای وحدت، «الفرقة» و تفرقه را میان شما ایجاد کند و با این تفرقه، فتنه به وجود بیاورد.

    اگر شیطان به دنبال این است که وحدت جامعه را از بین ببرد، جامعه را تکه‌تکه کند و میان مردم اختلاف ایجاد کند و از دل این اختلاف، فتنه شکل بگیرد، راه مقابله با این توطئه چیست؟

    تقویت دولت صرفاً به این معنا نیست که هر کاری انجام شد، بدون توجه به درست یا نادرست بودن آن تأیید شود. کار خوب را باید تأیید کرد و اگر جایی خطایی رخ داده است، باید از سر خیرخواهی گفت که اینجا اشتباه بوده، این تصمیم دقیق نبوده یا این اقدام نیاز به اصلاح دارد.

    این همان چیزی است که حضرت امیرالمؤمنین(ع) نیز بر آن تأکید می‌کنند. اگر شیطان به دنبال ایجاد اختلاف و فتنه است، جامعه باید با وحدت، خیرخواهی و نصیحت در برابر آن بایستد. اگر کسی در جایگاه کارگزاری قرار دارد و فردی نسبت به عملکرد او نقد و نصیحتی دارد، باید آن را به عنوان یک هدیه بپذیرد، نه اینکه اصل نصیحت را نفی کند.

    این‌طور نیست که نصیحت کردن مردم یک امر دستوری و بخشنامه‌ای باشد که بتوان گفت «نصیحت بکنید» یا «نصیحت نکنید». نصیحت یک حق برای مردم و در عین حال یک وظیفه برای آنان است. مردم حق دارند نسبت به عملکرد مسئولان خیرخواه باشند و مسئولان نیز باید ظرفیت شنیدن این خیرخواهی را داشته باشند.

    حضرت امیرالمؤمنین(ع) درباره این موضوع تعابیر دیگری دارند و تأکید می‌کنند که نصیحت را باید دید، شنید و از آن استفاده کرد.

    وقتی از «اندیشه سیاسی اسلام» سخن می‌گوییم و سپس آن را به «رفتار سیاسی» و «حکمرانی سیاسی» امتداد می‌دهیم، یکی از مفاهیمی که باید در رفتار سیاسی یک جامعه دینی تبلور پیدا کند، همین «نصیحت» و «خیرخواهی» است.

    این خیرخواهی را می‌توان در هر سه وجه مشاهده کرد: مسئولان نسبت به مردم، مردم نسبت به مسئولان و مردم نسبت به یکدیگر.

    این تعبیر را از حضرت امیرالمؤمنین(ع) داریم که می‌فرمایند: «لا تکفّوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل»؛ حضرت نمی‌فرمایند فقط در جایی که مسئولان از شما مشورت خواستند صحبت کنید، بلکه اصلِ بیان سخن حق و ارائه مشورت عادلانه را برای جامعه به رسمیت می‌شناسند.

    بنابراین، نصیحت در اندیشه سیاسی اسلام به معنای تخریب، تضعیف یا ایجاد اختلاف نیست؛ بلکه یک سازوکار برای خیرخواهی، اصلاح، جلوگیری از خطا و حرکت دادن جامعه در مسیر صحیح است. جامعه‌ای که در آن سخن حق، نقد خیرخواهانه و مشورت عادلانه وجود داشته باشد، ظرفیت بیشتری برای اصلاح امور و مقابله با تفرقه و فتنه خواهد داشت.

    عصر ایرانیان

    روزنامه عصر ایرانیان به صورت منظم و ۱۷ سال در حال انتشار و تولید محتوا در جبهه انقلاب به صورت مستمر و بی وقفه است

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم