امروز: 1405/07/15 ساعت : 19:45
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • نظم قدیم در حال فروپاشی، نظم جدید در حال تولد (2)

    یادداشت از اسماعیل لیاقتی- تهران

    چرا مسکو در سیاست خارجی خود از اتکای بیشتر به تعهدات غرب فاصله گرفته و به سمت نهادسازی موازی رفته است؟

    تحلیل بسیار دقیق و هوشمندانه‌ای سخنان پوتین در باشگاه والدای، در واقع عصاره‌ی«مانیفست واقع‌گرایانه» قدرت‌های نوظهور در مواجهه با نظمِ درحال فرسایشِ‌لیبرال است.

    برای واکاوی این سخنان، می‌توان چند لایه تحلیلی مهم را از میان سخنان استخراج کرد که به‌خوبی با تجربه‌های سیاسی ایران همخوانی دارد:

    ۱.   پایان«اعتبارِ قواعد»؛ پارادایمِ واقع‌گرایی عریان

    پوتین به درستی اشاره می‌کندکه ما در یک«دوره گسست» هستیم. در روابط بین‌الملل، وقتی قدرتِ هژمونیک (در اینجا غرب) احساس کند که قدرتِ نسبی‌اش درحال افول است، اولین چیزی که قربانی می‌کند، «قواعدی» است که خودش برای دیگران وضع کرده بود.

    این همان نکته‌ای است که در تجربه ایران (از برجام تا فعال‌سازی ماشه) به وضوح دیده شد. ایران با قواعدِ«نظم قدیم» بازی کرد و صادقانه به تعهدات عمل کرد، اما طرف مقابل وقتی دید «توازن قوا» به نفع او نیست، قواعد را تغییر داد. سخن پوتین هشداری است به دیپلماسی‌های «قاعده‌محور»: در جهانی که قواعد، ابزارِ دستِ قدرت هستند، تکیه بر«حقوق» بدون داشتنِ«قدرتِ بازدارنده» یک خطای استراتژیک است.

    ۲.   درس‌گیری از تجربه فروپاشی شوروی

    این بخش از سخنان پوتین برای جمهوری اسلامی، به دلیل مشابهت‌های تاریخی، درس‌آموز است. رهبران وقت شوروی (به‌ویژه گورباچف) تصور می‌کردند با دادن امتیازاتِ یک‌طرفه (مانند خروج از اروپای شرقی یا کاهش تسلیحات) می‌توانند غرب را «راضی» کنند. پوتین می‌گوید این یک شوخی تلخ بود.

    پیوند با ایران: این نگاه تداعی‌کننده همان نقدی است که منتقدانِ برجام به رویکرد «اعتمادسازی» داشتند. در منطقِ قدرتِ محض، «اعتماد» یک کالا نیست؛ بلکه «قدرت» است که احترام و تعهد می‌آورد. پوتین می‌گوید غرب نه «دوستی» می‌فهمد و نه «اعتماد»، بلکه فقط «موازنه قدرت» را درک می‌کند.

    ۳.   مدیریت «دوره گذار» (Interregnum)

    اصطلاحی در علوم سیاسی هست که می‌گوید: «قدیمی‌ها درحال مرگ‌اند و جدیدها هنوز متولد نشده‌اند؛ در این فاصله، انواع هیولاهای بحران سر برمی‌آورند.»

    سخنان پوتین اعتراف به همین وضعیت است. او می‌گوید جهان نه هنوز چندقطبیِ تثبیت‌شده است و نه دیگر تک‌قطبی. در این «دوره گذار»، بزرگ‌ترین تهدید، «خوش‌خیالی»است.

    او معتقد است کشورها باید سیاست خارجی خود را از حالت«انفعالی» (پاسخ به کنش‌های‌غرب) به‌حالت «کنشگرایانه»(ساختنِ بلوک‌های جدید) تغییر دهند. ساختارهایی مثل بریکس، پاسخی به همین نیاز برای«نهادسازی در نظم‌جدید» هستند.

     

    ۴.  تغییرِ ماهیتِ «مذاکره»

    نکته طلاییِ تحلیل اینجاست: «مسئله نه انتخاب میان مذاکره و عدم مذاکره، بلکه تشخیصِ موضعِ قدرت در مذاکره است.»

    این دقیقاً همان چیزی است که پوتین تأکید دارد. مذاکره از موضع ضعف، «تسلیمِ تدریجی» است، اما مذاکره از موضع قدرت، «مدیریتِ‌تنش» است. در نظم‌جدید، مذاکره ابزاری برای تثبیت منافع است، نه ابزاری برای«مشروعیت‌بخشی» به طرف مقابل.

    جمع‌بندی و یک پرسش برای ادامه بحث

    سخنان پوتین نشان می‌دهد که نظم‌جهانی درحال عبور از«ایدئولوژی‌زدگی»(که غرب مدعیِ آن بود) به سمت «عمل‌گراییِ سخت» (Hard Pragmatism) است. کشورهایی مانند ایران و روسیه اکنون در یک‌جبهه نانوشته قرار دارندکه هدفشان«حفظ استقلالِ تصمیم‌گیری» در برابر هژمونیِ درحالِ فروپاشی است.

    اما یک چالش بزرگ باقی می‌ماند: اگر نظمِ قدیم درحال فروپاشی است، این«اکثریتِ جهانی» که پوتین از آن سخن می‌گوید (بریکس، شانگهای و…)، چگونه می‌خواهند بدونِ تکرارِ همان رفتارهای «هژمونیکِ» غرب، یک نظم عادلانه بسازند؟ آیا این بلوک‌های جدید واقعاً می‌توانند «دگردیسیِ ساختاری» ایجاد کنند، یا فقط جایِ قطب‌ها عوض می‌شود و قواعدِ همان بازیِ قدرت ادامه می‌یابد؟  

    ادامه تحلیل را در شماره‌های بعدی روزنامه دنبال کنید.

    اسماعیل لیاقتی

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم