امروز: 1405/06/17 ساعت : 13:31
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • نعل واورنه اصحاب توسعه غربی در نامعادله عدم تولید انرژی

    یادداشت از احسان کرمی – استان کرمانشاه؛ شهر کرمانشاه

    سالهاست کشور به‌ادعای اصحاب تفکر توسعه‌گرایی غربی دچار ناترازی در منابع انرژی است. در فصل گرم سال تولید برق کشور کفاف مصارف را نمی‌دهد و برنامه جیره‌بندی در دستور قرار می‌گیرد و در فصل سرد سال نیز ناترازی خود را در گاز نشان می‌دهد. کمبود بنزین و گازوئیل نیز که مسئله همیشگی و لاینحل دولت‌هاست. محکوم همیشگی این وضعیت نیز مردم هستند که ظاهرا مصرفی فراتر از سرانه جهانی دارند. طرف ماجرا اینکه ایران یکی از بزرگترین دارندگان منابع سوخت‌های فسیلی و طبیعتی آفتابگیر به‌عنوان یکی از منابع انرژی است. از سویی ظرفیت بالقوه توسعه روشهای نوین مانند انرژی زمین‌گرمایی، تولید برق بادی، تولید برق از امواج ساحلی و غیره را نیز دارد. سوالی که ذهن هر پرسشگری را درگیر می‌کند اینکه علت این وضعیت چیست و چرا هیچ دولتی موفق به رفع این معضل نمی‌شود. این مطلب تلاش دارد با رویکردی تحلیلی به لایه‌های عمیق‌تر مسئله نظر کرده و به ضرورت افزایش تولید انرژی برای پیشرفت کشور بپردازد. 

    در نظرگاه توسعه‌گرایی غربی(که فرض آنرا بپذیریم) رشد اقتصادی به‌معنای تولید مازاد کالا و دست یافتن به ارزش افزوده از محل فروش و صادرات است. تولید کالا از عصر صنعتی و اکنون در عصر اطلاعات و هوش مصنوعی نیازمند مصرف انرژی است. جریان امروزی اقتصاد جهانی جریان جابجایی انرژی و مواد اولیه، فرایند تبدیل انرژی و مواد اولیه به کالا و سپس عرضه همین کالا به بازارهای مصرف جهانی است. در چنین معادله‌ای رفاه و افزایش ثروت معادل مصرف انرژی است.

    در کشور ما جمعیت در حال افزایش است(هر چند کند)؛ سالانه چند صد هزار رویداد ازدواج ثبت می‌شود(که با تشکیل خانواده نیازمند مسکن و خودور هستند)؛ چند صد هزار پروانه ساختمانی جدید صادر می‌گردد و کشور سالانه نیازمند تولید حداقل یک میلیون واحد مسکونی است؛ تعداد کمی واحدهای تولیدی، صنعتی و خدماتی کشور و تولید یا واردات سالانه خودرو نیز دائما افزایشی است (آن هم بدون اسقاط خودروهای فروسوده). لذا با هر ازدواج یا ساخت ساختمان جدید؛ ورود هر خودرو به ناوگان حمل و نقل و یا افزایش واحدهای تولیدی، صنعتی و خدماتی، نیاز به انشعابات گاز و برق افزایشی است و به‌معنایی افزایش تولید انرژی ضرورت پیدا می‌کند. بهره‌وری و اصلاح الگوی مصرف رویکردی صحیح است اما نمی‌تواند جایگزین نیازهای رو به رشد انرژی برای پیشرفت و توسعه باشد. کشور برای پیشرفت نیازمند افزایش تولید انرژی از راه‌های مختلفی مانند سوخت‌های فسیلی، انرژی هسته‌ای و روشهای نوین است، در غیر این‌صورت دچار توقف و انسدادی خواهیم شد که شاید دیگر قابل جبران نباشد.

    وزیر نفت دولت غربگرا ساخت پالایشگاه را کثافتکاری می‌خواند(استدلالی که حتی اگر صحیح باشد می‌توان به ساخت پالایشگاه‌های فرامرزی اندیشید)؛ به‌تازگی سخنگوی دولت اعلام نموده‌اند که دولت دیگر نیروگاه نمی‌سازد و دو دهه است توسعه صنعت هسته‌ای به‌بهانه تهدیدزدایی جهانی و اعتمادسازی با غرب متوقف شده است. اکنون نیز زمزمه توقف کامل فعالیت هسته‌ای در لایه‌هایی از غربگرایان در حال نمایان شدن است. ما با جریان غربزده دچار یک نامعادله عجیب هستیم؛ ازسویی داد توسعه و رفاه عمومی سر می‌دهند و از سویی نمی‌خواهند به مبانی توسعه پایبند باشند. رشد اقتصادی، افزایش تولید ناخالص ملی، افزایش اشتغال، مهار تورم و بسیاری از شاخص‌های اقتصادی دیگر مستلزم مصرف انرژی است. باید پرسید مگر می‌شود بدون مصرف انرژی پیشرفت کرد؟ آیا بدون پیشرفت می‌توان رفاه و قدرت برای کشور به ارمغان آورد؟ چه زمانی قرار است ایران و مردم آن به قله اقتدار -که حق مسلم آنهاست- برسند؟

    به‌ نظر می‌رسد پاسخ این نامعادله را باید در مبانی تفکر غرب و معتقدان به‌آن جستجو کرد. در تفکر سکولار و انسان‌محور غربی کشورهای توسعه‌یافته، جهان را به شمال و جنوب (به‌مفهوم شمال و جنوب توسعه‌ای) و یا مرکز و پیرامون تقسیم کرده‌اند. تنها کشورهای شمال(یا مرکز) در یک نظام سلسه مراتبی فرعونی حق دارند صاحب فناوری، مرکز تولید کالا و مدیریت کننده منابع انرژی جهان باشند. کشورهای جنوب محکوم هستند صرفا مصرف‌کننده یا صادر کننده مواد خام اولیه باشند. کشورهای در حال توسعه نیز صاحب نوعی صنعت وابسته و دست چندم هستند که نهایتا مونتاژکار قطعات اساسی کشورهای شمال‌اند. سعی دائم شمالگان جذب نخبگان و حفظ مرکزیت مغزافزار فنی و انسانی جهان است. تفکر غربی خود را مرکز تمدن فائقه و مردمان جنوب و پیرامون را بردگان نظام جهانی می‌داند. بردگانی که در بازی کشورهای ابرقدرت صرفا حق دارند در قالب این معادله بازی کنند وگرنه شهروند طاغی نظام بین‌المللی شناخته و مستلزم تنبیه و نابودی خواهند بود.

    غربزدگی ایرانی(به‌عنوان زائده تفکر تجددگرایی غربی) از زمان طلوع خود در میانه عصر مشروطه تاکنون هیچگاه به‌خود جرات نداده از سقف شیشه‌ای نظم غربی -و اکنون آمریکایی- گذر کند. تالم‌برانگیز اینکه این جریان برده و خود رعیت‌پندار و شهروند مطیع نظم نوین جهانی نه‌تنها در منازعه حفظ منافع ملی(و نه حتی منافع دینی) یا تسلیم در برابر اجانب جانب یاری امت و کشور یا سکوت را بر نمی‌گزیند بلکه همیشه به‌عنوان عامل نفوذی و کمکی اجانب در کشور ایفای نقش می‌کند. تاریخ معاصر ایران مشهون از خیانت این جریان در قالب ظاهری خیرخواهی، حفظ نفوس مردم، دوری از جنگ و غیره است. مخالفت با ملی شدن صنعت نفت، مخالفت با انقلاب و استقلال در ایران و اکنون باختن مولفه‌های راهبردی قدرت مانند صنعت هسته‌ای، جبهه مقاومت و تنگه هرمز و حتی مسئله واضحی مانند حق مردم در استفاده از انرژی تنها موارد اندکی از دفتر این جریان مخوف است. حاصل آنچه مرقوم شد اینکه تا زمانی که تفکر و بینش غربی در نظام اسلامی و انقلابی ایران تنفس می‌کند، اندیشیدن به قدرت، اقتدار و پیشرفت سرابی دست نیافتنی است. لازم است مردم ایران بیدار و هوشیار این جریان خودباخته را از حاکمیت برانند تا راه پیشرفت ایران هموار شود.

    احسان کرمی

    احسان کرمی، متولد ۱۳۶۴ در کرمانشاه، دارای کارشناسی نرم‌افزار کامپیوتر و کارشناسی ارشد مدیریت دولتی با گرایش توسعه منابع انسانی است. وی تحلیلگر و نویسنده مسائل سیاسی و منطقه‌ای، مؤلف مقالات علمی‌پژوهشی، نویسنده سابق روزنامه وطن امروز و نشریات محلی کرمانشاه، مسئول سابق روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان و نگارنده گزارش‌های سیاستی برای اندیشکده‌های کشوری است.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پیشنهاد و نظر شما در مورد این مطلب:

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    دیدگاه جدید

    برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید

    ℹ️

    پیام سیستم