تحولات روز اخیر از پذیرش آتشبس و موضوعات حول آن از لحظه اولیه اعلام شرایطی را رقم زده است که زنگ خطر جدی را نسبت به کید دشمن بیخ گوش مردم و مسئولین به صدا در آورده است. رفتار پرابهام رئیس حاکم بر کشور متجاوز به کشور عزیزمان در قبال آتش بس در صفحه شخصی خود و بیاساس خواندن متن شورایعالی امنیت ملی و استناد به بیانیه وزیر امورخارجه نشان میدهد که دونالد ترامپ چشم به تحمیل زیادهخواهیهای خود دوخته است. در این میان یک تفاوت جالب در متون منتشر شده در داخل و خارج به عنوان شروط ایران و عدم وجود حق غنیسازی در متون انگلیسی به عنوان یکی از موارد شائبه برانگیز، مردم را نسبت به آنچه در پشت پرده مذاکرات مخفیانه رقم میخورد بدبین نموده است.
اما در میان همه این موضوعات حملات وحشیانه رژیم دست نشانده آمریکا در منطقه به لبنان موجی از خشم را در میان مردم برانگیخته است. سوال هایی که مردم در این باره مطرح میکنند کاملا بیانگر این موضوع است که یک فرصتطلبی خبیثانه رخ داده تا نیروهای مخلص حزب الله لبنان تحت تاثیر این آتشبس به صورت متمرکز زیر آتش رژیم صهیونیستی برود. چگونه است که آتشبس آمریکا شامل متحدش میشود، ولی متحد ایران باید در زمان آتشبس زیر بار شدیدترین حملات قرار گیرد؟ آمار بالای شهدای این حملات و همچنین خبر تلاش برای ترور شیخ نعیم قاسم نشان از آن میدهد که دشمن حتی پیش از شروع مذاکره برنامه خود را برای خود را برای ضربه زدن به ایران و بدعهدی آماده نموده و در حال اجرای آن است. بیتفاوتی به نظر ایران در قبال اخذ عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز و عدم وجود تلاش برای آزادسازی پولهای بلوکه شده ایران و مواردی از این دست به نحوی زنگ هشدار را از همین ابتدا به صدا درآورده است.
در کنار همه این موارد آغاز ارسال تجهیزات جایگزین برای پر کردن خلا جنگافزارهای آسیب دیده و تقویت مجدد وضعیت پدافندی مواضع آمریکا و رژیم صهیونیستی همراه با تهدید ترامپ به اعمال تعرفه 50 درصدی علیه کشورهایی که در صادرات سلاح به ایران نقش داشته باشند نشان از دورنمای آمریکا برای ادامه جنگ و حتی استفاده از گزینههای جدید نظامی علیه ایران را دارد. مشابه چنین وضعیتی را میتوان در همان ماه منتهی به ابتدای جنگ جستجو کرد. جایی که ارسال دیوانهوار تجهیزات به غرب آسیا با شدت صورت میگرفت و وزارت امورخارجه روند مذاکرات را تا همان صبح آغاز جنگ مثبت ارزیابی میکرد.
انتظار مردم از مسئولین جمهوری اسلامی از همان ابتدا پیشبرد وضعیت تا مرحله اتمام قطعی جنگ بوده و شایسته است افرادی که این مذاکرات را کلید زدهاند با در نظر داشتن این مورد که متوسل شدن به چنین طرحهایی به جای آنکه هدف را محقق سازد این ابزار را در دست دشمن قرار میدهد تا با خباثت خود به دنبال راهی برای تحمیل خواستههای خود به ایران بیابد. در نظر گرفتن امنیت نیروهای محور مقاومت که به عنوان متحد ایران وارد این جنگ شدهاند و رها نکردن تنگههرمز به عنوان کارت طلایی ایران در این نبرد که روان آن مرد قمارباز را مدتهاست آشفته کرده، از ضروریات روزهای آتی است تا اگر مطابق انتظار مذاکرات به در بسته برخورد کرد حداقل از تضعیف جایگاه ایران در این تقابل جلوگیری شود.
مطمئنا مردمی که 40 روز مشارکت خود را برای پشتیبانی از نیروهای مسلح فریاد میزنند به خوبی آگاهند که جوانان تربیت یافته در مکتب سیدعلی حسینی خامنهای دست به ماشه آماده نبرد با دشمن هستند لذا هیچ اجحافی را در حق این حماسه 40 روزه امت مبعوث شده از سوی هیچ مسئولی نخواهند پذیرفت.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید