سعید جلیلی در جلسه 157 حکمت سیاسی اسلام در قرآن؛ در اندیشه اسلام، نماز فقط یک مناسک نیست که انجام دهیم و با آن مشکلی نداشته باشیم؛ این نماز سرایت پیدا میکند به سایر روابط اجتماعی و روابط اقتصادی
روز سه شنبه ۱۴ مهر ماه، دکتر سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی در صد و پنجاه و هفتمین جلسه از سلسله جلسات حکمت سیاسی اسلام در قرآن به تبیین نگاه قرآن کریم به نقش نماز در شکلدهی به نظم اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در جامعه اسلامی پرداخت.
در اندیشه سیاسی، بسیاری از مکاتب غربی، بهویژه در دوره جدید و در چارچوب اومانیسم، انسان و سه نوع رابطه او را محور بحث قرار دادهاند: رابطه انسان با خودش، رابطه با دیگران و رابطه با طبیعت و هستی. بر اساس همین نگاه، درباره حقوق، تکالیف و چگونگی تنظیم این روابط بحث میشود. اما یکی از تفاوتهای اساسی اندیشه اسلام با این نگاه، افزودن یک رابطه مهم دیگر است: رابطه انسان با خداوند. این رابطه صرفاً به این معنا نیست که خداوند خالق انسان و جهان است؛ چراکه قرآن درباره کسانی که با پیامبران مخالفت میکردند، میفرماید اگر از آنان بپرسی «مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ»، خواهند گفت: خداوند. پس دعوا بر سر اصل آفرینش نبود؛ مسئله اصلی ربوبیت بود؛ یعنی اینکه چه کسی حق دارد مسیر زندگی انسان را تعیین کند و بگوید چه باید کرد و چه نباید کرد.
از این منظر، «رابطه با خدا» فقط یک رابطه در کنار سه رابطه دیگر نیست، بلکه بر همه آنها اثر میگذارد. مسئله این نیست که فقط بگوییم خداوند خالق جهان است؛ بلکه باید روشن شود چه کسی ربّ و صاحب اختیار در تعیین مسیر زندگی انسان است. قرآن در برابر این نگاهِ قدرتطلبانه، از تعبیر «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى» درباره فرعون یاد میکند؛ یعنی همان ادعایی که انسان و قدرت انسانی میتواند خود را در جایگاه تعیینکننده مسیر زندگی دیگران قرار دهد. حتی امروز ممکن است رئیسجمهور آمریکا به کلیسا برود و از خدا و ایمان سخن بگوید؛ اما مسئله اصلی این است که در مقام عمل، چه کسی را تعیینکننده مسیر میداند. قرآن در سوره ناس نیز این رابطه را با سه تعبیر پشت سر هم بیان میکند: «رَبِّ النَّاسِ، مَلِکِ النَّاسِ، إِلَهِ النَّاسِ»؛ یعنی خداوند هم پروردگار مردم است، هم صاحب اختیار آنان و هم معبود آنان. بنابراین در اندیشه اسلامی، پذیرش خدا فقط پذیرش خالقیت او نیست؛ بلکه پذیرفتن ربوبیت و حق هدایت و تعیین مسیر از سوی خداوند است؛ و همین رابطه است که بر نگاه انسان به خودش، دیگران، طبیعت و همه عرصههای زندگی اثر میگذارد.
در اندیشه اسلام، نماز فقط یک مناسک نیست که انجام دهیم و با آن مشکلی نداشته باشیم؛ این نماز سرایت پیدا میکند به سایر روابط اجتماعی و روابط اقتصادی. همانگونه که مخالفان حضرت شعیب(ع) گفتند: «أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ»، مسئله آنها این بود که این نماز چرا باید در مناسبات اقتصادی و «فِي أَمْوَالِنَا» تأثیر بگذارد. اینگونه نیست که بگویی تو نماز میخوانی و یک مناسک را انجام میدهی، اما در اقتصاد هر کاری که خواستی انجام بدهی؛ «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا» نیز بر همین اساس مطرح میشود.
از همینجا اقامه نماز به یک هویت تبدیل میشود؛ چنانکه حضرت ابراهیم(ع) دعا میکند: «رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي». بنابراین «مُقِيمَ الصَّلَاةِ» بودن، صرفاً انجام یک عمل نیست، بلکه هویتی است که میتواند مبنای شکلگیری یک جامعه و مناسبات آن قرار گیرد.
این هویت در مرزبندیهای اجتماعی نیز خودش را نشان میدهد؛ «فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ»؛ یعنی با اقامه نماز و زکات، «اخوت دینی» شکل میگیرد. همین منطق در مناسبات اقتصادی و اجتماعی نیز جاری است: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ». در مقابل، قرآن درباره جامعهای که این محور را کنار میگذارد، میفرماید: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ». یعنی بعد از آنان نسلی جایگزین [آنان] شد که نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند.
برای نظر دادن درباره این مطلب و دیگر مطالب ثبت نام کنید یا اگر حساب دارید وارد شوید